ارسال شده از آرشیو نقشه های سایت

پيشينه تاريخي قلعه سازي در ايران :
قلعه ها را از نظر محل استقرار مي توان به دو دسته عمده تقسيم مي كرد :
الف- قلعه هاي كوهستاني
ب- قلعه هاي دشتي يا جلگه اي
در اينجا به بررسي قلعه هاي كوهستاني مي پردازيم :
انسان در طول زندگي خويش بر كره زمين ، از هر مامني برعنوان آشيانه استفاده كرده است . در گستره اين سرزمين پهناور ، رشته كوههاي بلند و سربه فلك كشيده ديده مي شود كه گويي باد و ابر و رود و دشتهاي سر سبز را به دامن گرفته و بر رخدادهاي طبيعت سركش نظاره مي كند . بر شانه اين كوههاي بلند ، دست انسان آشيانه هايي بنا كرده است كه (( قلعه هاي كوهستاني )) نام گرفته و نمونه هايي چند از آن ، در لابلاي صخره ها ، كوهها و دره ها به يادگار مانده است . از ديرينه ترين ايام آنان كه بر دامان سبز طبيعت ، سايه امني نمي يافتند ، به آغوش خلوت و امن كوه پناه برده و بر فراز صخره هاي آن مامني مي ساختند كه استواري اين طبيعت سرسخت را دوچندان مي كرد تا دشمن مهاجم بر آن دست نيابد و پاي غير به آن نرسد ، چرا كه جان ، مال ، ايمان و اعتقاد خويش را در آن پاس مي داشتند و به همين منظور به ديوار و برج و در و دروازه اس مي آراستند.
هرچه توشه عزيزتر دست تجاوز درازتر و هرچه دست تجاوز درازتر قامت قلعه استوارتر.

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

مرز سياسي شهرستان خمين
اين شهرستان از طرف شمال به اراك و شازند ، از مشرق به محلات از جنوب به گلپايگان و از مغرب به اليگودرز محدود است . مركز آن شهر خمين و وسعت آن 2250 كيلومتر مربع و ارتفاع از دريا 1815 مي باشد . اين شهرستان در محل اتصال به استان مركزي ، لرستان و اصفهان قرار دارد .

امیدوارم از این پروژه ارسال شده راضی باشید.

از همینجا از شما عزیزان درخواست دارم هر اطلاعاتی که در ارتباط با رشته معماری و عمران در اختیار دارید برایم ارسال کنید تا با نام خودتان در سایت انتشار بدم و بقیه دوستان هم استفاده کنند.

برای دانلود به ادامه مطلب بروید…

مقدمه:
پيشينه تاريخي قلعه سازي در ايران :
قلعه ها را از نظر محل استقرار مي توان به دو دسته عمده تقسيم مي كرد :
الف- قلعه هاي كوهستاني
ب- قلعه هاي دشتي يا جلگه اي
در اينجا به بررسي قلعه هاي كوهستاني مي پردازيم :
انسان در طول زندگي خويش بر كره زمين ، از هر مامني برعنوان آشيانه استفاده كرده است . در گستره اين سرزمين پهناور ، رشته كوههاي بلند و سربه فلك كشيده ديده مي شود كه گويي باد و ابر و رود و دشتهاي سر سبز را به دامن گرفته و بر رخدادهاي طبيعت سركش نظاره مي كند . بر شانه اين كوههاي بلند ، دست انسان آشيانه هايي بنا كرده است كه (( قلعه هاي كوهستاني )) نام گرفته و نمونه هايي چند از آن ، در لابلاي صخره ها ، كوهها و دره ها به يادگار مانده است . از ديرينه ترين ايام آنان كه بر دامان سبز طبيعت ، سايه امني نمي يافتند ، به آغوش خلوت و امن كوه پناه برده و بر فراز صخره هاي آن مامني مي ساختند كه استواري اين طبيعت سرسخت را دوچندان مي كرد تا دشمن مهاجم بر آن دست نيابد و پاي غير به آن نرسد ، چرا كه جان ، مال ، ايمان و اعتقاد خويش را در آن پاس مي داشتند و به همين منظور به ديوار و برج و در و دروازه اس مي آراستند.
هرچه توشه عزيزتر دست تجاوز درازتر و هرچه دست تجاوز درازتر قامت قلعه استوارتر.

در ساختن اين گونه قلعه ها ، اصل آن بود كه مكان موافق باشد و بنا مناسب . مكان موافق را در شكل طبيعي پستي و بلنديهاي صخره اي كه دسترسي به آنها غيرممكن ويا بسيار دشوار بود مي يافتند و بناي مناسب آن بود كه با حمله هاي سخت و محاصره هاي طولاني از پاي در نيايد .
در طرح اين قلعه ها هيچ الگو و نظم هندسي وجود نداشت از اين رو تنوع قلعه ها در مناطق كوهستاني چنان است كه مي توان گفت ، هيچ قلعه اي را نمي توان يافت كه طرحي همسان قلعه ديگري داشته باشد . به بيان ديگر تنوع طرح اين قلعه ها به شمار خود آنها است .
در جنوب غربي ماكو در منطقه ( داوز ) يكي از كهنترين دژهاي كوهستاني قرار دارد . اين دژ پنج هزار ساله ديرپا كه اينك فرسوده و فرتوت ، اما راست و پابرجا ايستاده است ، نمونه اولين دژهاي كوهستاني اين سرزمين را به نمايش گذاشته است .
به فاصله نزديك از قلعه داوز ، روددي بر سينه دره خرم و سرسبز جريان دارد كه از پاي صخره هاي بلند مي گذرد و به ميان كشتزارها و مراتع وسيع جلگه بسطام مي خزد .
بر بلنداي يكي از صخره هاي مشرف بر اين دره ، قلعه كوهستاني ديگري آرميده كه به قلعه بسطام معروف است و نمونه پيشرفته و منسجم تري از قلعه هاي كوهستاني به شمار مي رود . سه هزار سال پيش ، لاشه سنگهاي كوچك و بزرگ را بدون هيچ ملاتي بر هم چيده و انبوهي از پي ها ، باروها ، وروديها و اتاقها را پديد آورده اند . هرچند امروز ار آن همه عظمت ، شكوه و جلال جز توده هاي پراكنده سنگ چيزي باقي نمانده است ، اما در همين پراكندگي وبه هم آميختگي ، هنوز تركيب متوازن خطوط و اشكال هندسي ، بر سطح طبيعي نامنظم صخره خودنمايي مي كند .
از قلعه هاي مهم ديگر كوهستاني ، قلعه دختر قافلانكوه ميانه است . اين دژ بلند كوهستاني روزگاري بر يكي از راهها و پلهاي مهم ارتباطي تسلط داشته و به محافظت از آن مي پرداخته است .جز صخره ها ، پرتگاهها و نقاط صعب العبور ، هرجا كه شكاف طبيعي صخره هشدارنفوذي مي داد ، بارويي بپا خاسته مي يابيم كه حريم قلعه را ايمن مي كرد ، آن گونه كه حتي پاي سبز طبيعت نيز نمي توانست جز گامي چند ، به آن نزديك شود .
تنها مسير ممكن براي صعود به قلعه راه بزرو و صعب العبوري بود كه گذر از فراز و نشيب آن ، حتي براي مشتاقان امروزش كه سازوبرگ و اسلحه هم ندارند همتي درخور كوه مي طلبد . اين گونه بود كه اين سنگ و ساروجها و اين برج و باروها خواب آرام حاكمان و فرمانروايان را به كابوس وحشتناك بدل مي كردند.
دژهاي كوهستاني شامل بخشهاي ويژه و متعددي مي باشند كه در اين نوشتار به دسته اي از آنها كه داراي عموميت و اعتبار بيشتري هستند ، اشاره مي شود. نخستين بخش دژهاي كوهستاني ، حصا ، بارو يا ديوار خارجي آن است كه در فواصلي مناسب برجهايي براي نگاهباني داشته است . باروها در قلعه هاي سهل الوصول تمام محيط قلعه را در بر مي گرفته اند و برجها نيز در فواصل معين و منظم تعبيه مي شد. اما در قلعه هايي كه در بالاي صخره هاي سخت و غير قابل صعود قرار داشتند ، تنها در نقاطي ايجاد مي شد كه امكان عبور و دسترسي به قلعه وجود داشت .

 

در اينگونه قلعه ها برجها در مكانهايي شاخته مي شد كه نتواند منطقه وسيعي را در ميدان ديد داشته باشد و علاوه بر آن جلو مهاجمان را سد نمايد ، قطر اين باروها در نقاط مختلف و قلعه هاي گوناگون متفاوت بوده و بطور متوسط حدود 3 متر قطر داشته اند. برجها عموما مدور يا چند ضلعي و دو يا سه طبقه بوده اند . بر بالاي برجها و ديوارها كنگره هايي ساخته مي شد تا مدافعان قلعه بتوانند در پس آن پناه گرفته و از روزنه ها و ديدگاه ها به سوي مهاجمان ، تيراندازي نمايند .
در بيرون برج و بارو ، گاه براي امنيت بيشتر ، راه سخت و پيچ در پيچ صخره را با ديوارها و دروازه هاي ديگر سد مي كردند و دروازه اصلي را پشت اين استحكامات و در نقطه اي بلندتر منظور مي داشتند .( در قلعه گردكوه دامغان ، اين حصارها و باروها در پنچ رديف ساخته شده اند كه دوتاي آن در پايين صخره و سه تاي ديگر ، كوه را به سه طبقه تقسيم كرده اند و قلعه اصلي بر بلندترين نقطه كوه قرار دارد ) .
اگر موقعيت كوه اجازه مي داد ، متناسب با اهميت قلعه ، فاصله بين دروازه اصلي و فضاي داخلي دژ به گذرگاهي تنگ ، باريك و طولاني مجهز مي شد كه گاه چند پيچ مي خوردئ و از دروازه هايي چند مي گذشت . به اين موانع و معبر ، گاه سايه هول انگيز پرتگاهي بلند نيز اضافه مي شد .
تنها با عبور از اين همه در و دربند بود كه انسان مي توانست به محوطه داخلي دژ كه مامن و جايگاه استراحت و سكونت دژ نشينان و محل تاسيساتي چون انبارهاي آب و غذا ، اسلحه خانه و نيايشگاه بود راه يابد.
در برخي از قلعه هاي كوهستاني ، دسترسي به محوطه اصلي دژ يعني محل حاكم يا فرمانده با پيمودن راه يا صعود از صخره غير ممكن بود در چنين قلعه هايي مي بايست افرادي از بالا طناب يا نردبانهاي چرمي را كه يك سر آن در سطح قلعه ميخكوب شده بود به پايين بيندازند تا شخصي كه قصد صعود داشت بوسيله آن خود را بالا بكشد .در بالاترين بخش قلعه (( وشاق نطنز )) مي توان آثار و بقاياي ميخ ها و سوراخ هاي اين گونه نردبانها و طنابها را به خوبي ديد .
سربازخانه : سربازخانه ها در قلعه هاي كوهستاني ، مفهومي غير از آنچه در ذهن ما است دارند ، زيرادر قلعه هاي كوهستاني سربازان و نگهبانان همان ساكنان قلعه هستند كه در نوبت نگهباني خود به آنجا مراجعه كرده و از خانه خود فاصله چنداني نمي گيرند . اين خانه ها در حدفاصل ميان حصار يا بارو با حصارهاي داخلي و دژ و ارگ قرار داشته و عموما بصورت اتاقهاي تو در تو ايجاد مي شدند .
افراد عادي قلعه نشين ومزدوراني كه براي كمك به قلعه نشينان اجير شده ويا به آنها مي پيو ستند ، در اين اتاقها زندگي ميكردند .براي اين افراد ،برخي از بناهاي عمومي ،نظير آب انبار،نزديك محل مسكوني آنها ودر جاهاي مناسب ايجاد ميشد،ولي اسلحه،غذا وبقيه ضروريات روزمره به صورت سهميه روزانه تحويل آنها مي گرديد.
اين افراد در تصميم گيري ها دخالتي نداشتند . به عبارتي ديگر حق امر و نهي نداشته و مطيع ارگ نشينها بودند . وظيفه آنها نگهباني از قلعه ، دفع مهاجمان و انجام ماموريت هاي شبانه در روستاها و شهرهاي اطراف جهت تهيه مايحتاج و مازومات قلعه نشينان بود.

نمونه اين خانه ها را در پيرامون قلعه گردكوه ، قلعه دختر كرمان ، قلعه ضحاك عجب شير و قلعه وشاق نطنز مي توان مشاهده كرد.
خانه هاي قلعه نشينان :

اين خانه ها عموما در سطح بالاي قلعه ، بين سربازخانه و ارگ ساخته مي شد و محل سكونت افراد اصلي قلعه ، نظير فرماندهان و سرداران بود. بايد توجه داشت كه خانه هاي قلعه با آنچه كه بعنوان خانه در شهر ، روستا و دشت مي شناسيم وتفاوت است و داراي اجزائ و قسمتهاي مختلف نيست .
در قلعه هاي كوهستاني ، مفهوم خانه سرپناهي است كه فقط در آن بتوان از گزند سرما و گرما مصون ماند . ابعاد اين خانه ها بين 2 تا 3 متر طول ، 1 تا 2 متر عرض و 5/1 تا 2 متر ارتفاع مي باشد كه در قلعه هاي مختلف با توجه به وسعت و امكانات آنها متفاوت بود .
ساكنان اين بخش از قلعه مي توانستند در قسمتهاي مختلف قلعه بجز ارگ كه بايستي با اذن حاكم قلعه وارد آن شوند ، رفت و آمد نمايند اين افراد كار سرپرستي و فرماندهي سربازان و نگهبانان را بعهده داشته و در تصميم گيري ها داراي نفوذ بوده اند .
ارگ : بخش اصلي دژهاي كوهستاني در بلندترين و مناسب ترين نقطه صخره جاي مي گرفت و معمولا بناي ارگي براي فرمانده دژ بر فراز آن استوار مي شد كه به لحاظ ارتفاع زياد و موقعيت ممتازش ، بر دورترين گذرگاهها و پلهاي منطقه ، و دشتهاي اطراف و حتي الامكان بر بيشترين سطح قلعه مشرف بود و ديد كامل داشت تا بدين وسيله حركت هر جنبنده اي را مستقيما زير نظر داشته باشد.

خود در حقيقت يك قلعه كامل و بي نياز از ساير قسمتهاي قلعه و از دست نيافتني ترين نقاط دژ به شمار مي رفت .اگر قسوتهاي ديگر قلعه فتح مي شد ، ارگ آخرين نقطه مقاومت بود . تا آنجا فتح نمي گرديد و يا ساگنان آنجا تسليم نمي شدند ، فتح كامل نبود . ارگ قلعه ساروي جنوبي سمنان سالمترين نمونه جهت مطالعه اين گونه بناها مي باشد .
انبارهاي آذوقه : از قسمتهاي مهم قلعه ، انبارهاي ذخيره آذوقه بود كه آن را در مخفي ترين نقاط قلعه ، زير اطاقها يا لاي جرزهاي ديوار ايجاد ميكردند . انبارهاي آذوقه به دو صورت وجود داشتند . در برخي قلعه ها نظير قلعه الموت ، مطلبق آنچه مورخان نوشته اند و در بخش مربوط به آن خواهد آمد ، فضاها و حوضچه هايي در آن ايجاد مي كردند و داخل آن حبوبات ، غلات و حتي عسل مي ريختند . در نوع دوم خمره هاي بزرگ را ، نزير آنچه امروزه نيز در برخي روستاها از آن استفاده مي شود در زمين دفن مي كردند يا مثل قلعه جلال الدين جاجرم اسفراين ، در لابه لاي جرزها جاسازي و داخل آن را با انواع خوراكي پر مي كردند. انبارهاي آذوقه نقش بسيار حياتي و مهمي در حيات قلعه و قلعه نشينان ايفا مي كردند .هرچه اندوخته ها انباشته تر بود ، صبر و توان براي مقاومت و مبارزه بيشتر مي شد . اين انبارها گاهي مايحتاج قلعه نشينان را براي مدت سه تا پنج سال در خود جاي مي دادند و البته قلعه نشينان نيز قناعت پيشه ساخته و راه و رسم نگهداري حبوبات و غلات و ديگر مواد غذايي را به خوبي مي دانستند و از فاسد شدن آنها جلوگيري مي كردند .

چاههاي آب و آب انبارها :

قلعه نشينان سعي مي كردند از نقاط دوردست و چشمه هايي كه مشرف بر قلعه بود ، آب را از طريق راههاي مخفي وزيرزميني به قلعه هدايت كنند تا بدين وسيله نياز خود را به اين مايع حياتي مرتفع سازند.در جاهايي كه چنين امكاني وجود نداشت چاههايي از سطح قلعه تا زير آن ايجاد مي كردند و بدين وسيله خود را به آب مي رساندند . آثار اين قبيل چاهها را مي توان در قلعه هاي مختلف نظير قلعه گردكوه ، قلعه ضحاك ، قلعه جلال الدين و دهها نمونه ديگر ملاحظه كرد . علاوه بر اينها در تمامي قلعه ها ، سعي مي شد از همه فضاهاي ممكن سطح كوه و قلعه براي جمع آوري آب و كشاندن آ، به داخل آب انبارهايي كه با ديواري قطور و ضخيم و چند لايه آهك و ساروج عايق كاري و اندود مي گرديد ، استفاده كنند و نياز خود را مرتفع سازند . در قلعه قهقهه مشكين شهر 14 آب انباردر ابعاد مختلف وجود داشته است و در قلعه دختر كرمان آثار 9 آب انبار بزرگ و كوچك قابل رويت و مطالعه است . در بقيه قلعه ها نيز اين نوع آثار وجود دارد . مهمترين آب انبارها در محوطه داخلي دژ و به خصوص در محوطه ارگ قرار داشت . اين آب انبارها به وسيله آب باران و برف آبگيري مي شد ودر بيشتر مواقع در امتداد يكديگر و زير هم واقع بود و بدين طريق آب آنها تصفيه مي شد . به اين منظور آب سطح قلعه جمع آوري و از آنجا به بالاترين آب انبارها هدايت گرديده ، در آنجا گل و لاي ته نشين شده و سپس به آب انبار بعدي هدايت مي شد .آب انبار اولي پس از تخليه آب ، لايروبي و براي آبگيري مجدد آماده مي گرديد .

 

نمونه قلعه كوهستاني نظامي و مسكوني :

قلعه شواز بر دامن بلنديهاي مغرب شيركوه يزد در مقابل روستاي عبدالله ، نمونه بارز قلعه هاي كوهستاني است كه زندگي مردمتنش امروز در كنار چشمه ها و ساييه درختان آن مي گذرد وبر صخره پيش روي آنان قلعه اي است كه زماني خانه نياكانشان بوده است
قلاع اسماعيليه ، قلاع سارو ، قلعه گردكوه ، قلعه جلال الدين ، قلعه ضحاك ، قلعه وشاق نطنز ، دژ يا قلعه خانلرخان در همدان ، قلعه رودخان فومن گيلان و قلعه پولاد نور كوهستاني مازندران از اين نوع قلعه ها مي باشند . قلعه هاي راهداري و ارتباطي : اين دسته از قلاع ، باتوجه به اين نوع كاربردي كه داشته اند ، نمي توانستند در نقاط دوردست و در پيچ و خمهاي گيج كننده كوهها بنا شوند ، بلكه برعكس در جهت و مسير راههاي ارتباطي مهم ، در امتداد گذرگاههاي مواصلاتي و بر فراز كوهها و تپه هايي كه بر يكديگر اشراف و ديد داشته اند و در برخي مواقع كه موقعيت طبيعي منطقه ايجاب مي كرد بر فراز تپه هاي داخل دشت بنا مي شوند . ساكنان اين نوع قلعه ها نگهباني بودند كه وظيفه اصلي آنها رساندن اخبار ، تامين امنيت راهها ، حفاظت مسافران و بازرگانان و باروبنه آنان از خطر راهزنانو مهاجمان بود. محل قلعه نه جاي سكونت آنها ، بلكه مكاني براي انجام وظيفه به شمار مي رفت . اين افراد ، روز و شب برفراز برجهاي قلعه نگهباني داده و ديده باني مي كردند و در مواقع لزوم يا علائم مخصوص براي يكديگر پيقام مي فرستادند . آنها در روز با تكان دادن دست يا علامتي ويژه ، ايجاد دود ، انعكاس نور خورشيد بوسيله آيينه و يا اعزام پرندگان نامه بر مانند كبوتر مقصود خود را منتقل مي كردند و در شب به كمك روشن كردن آتش ، تكان دادن مشعل و در برخي مواقع با ايجاد صداي حيوانات مختلف با يكديگر ارتباط برقرار مي كردند. جگونگي هر يك از علائم ، يا نحوه تركيب آنها ، القاكننده مفهومي خاص بود .

بدين طريق ساكنان و نگهبانان قلاع ديگر از خطر احتمالي حماه دشمن ، عزيمت يا رسيدن كاروان مطلع مي شوند و به نوبه خود قلعه بعدي را آگاه مي كردند .
تعداد اين قلاع در مسيرهاي مختلف و گذرگاههاي گوناگون متفاوت بود و گاهي به 20 قلعه مي رسيد . نمونه روشن و گوياي اين سلسله قلاع را در مسيرهايي نظير شاهرود به گرگان ، سمنان به ساري ، گرمسار ( خوار ) به مازندران و قزوين به رشت و گيلان مي توان مورد مطالعه قرار داد .
در مسير گرمسار به مازندران بيش از 35 قلعه راهداري و ارتباطي شناسايي شده است .از ويژگيهاي اين سلسله قلاع ، مي توان به موارد زير اشاره كرد :
اولا، در امتداد يكديگر و معرض ديد هم قرار داشته اند .
ثانيا ، مانند ساير قلاع از گستردگي و بزرگي زيادي برخوردار نبوده و برخي از آنها در برجي با ملحقات مختصر خلاصه مي شدند .
ثالثا ، در دامنه كوهي كه اين نمونه قلعه برفراز آن قرار گرفته مي توان راهدارخانه يا رباط و كاروانسراييرا ديد كه مسافران و كاروانيان در آن به استراحت مي پرداختند. البه بايد توجه داشت كه در هر 5 يا 6 فرسخ كه يك منزل محسوب مي شد ، كاروانسرا و راهدارخانه احداث مي گرديد و در اين فاصله ممكن بود چند قلعه يا برج نگهباني وجود داشته باشد .
در تاريخ تمدن ويلدورانت به نقل از هر هرودوت آمده است : در پايان هر چهار فرسخ ، منزلگاه شاهي و مهمانخانه هاي باشكوه وجود داشت و راهها همه از جاهاي امن و آباد مي گذشت .

 

هر منزل اسبهاي تازه نفس آماده بود تا بريد ( چاپار ) بي معطلي به راه خود ادامه دهد . به همين جهت بود كه بريد شاهي فاصله شوش تا سارديس را در همان زماني مي پيمودندكه اكنون ، اتومبيلها مي پيمايند يعني در مدتي كمتر از يك هفته ، درصورتي كه مسافران عادي از آن زمان ، اين فاصله را نود روزه مي پيمودند .

ريچارد ، ن ، فراي در اين مورد مي نويسد : راههاي هخامنشي را با فرسنگ كه اندكي از سه ميل بيشتر است ( در حدود شش كيلومتر ) مي سنجيدند . اين واحد مسافت ، مقداري بود كه در يك ساعت پيموده مي شد و اگر راه ، ناهموار و دشوار بود ، اين مسافت را كوتاه تر مي كردند و اگر هموار و آسان بود بلندتر . همين واحد اكنون در افغانستان و ايران همچنان رايج است . در افغانستان فرسنگ مسافتي است كه اسبي در يك ساعت مي تواند بپيمايد . چون از راهها براي بردن بارهاي بازرگاني بهره گرفته مي شد و نيز در آنها سپاهيان و مسافران آمد و رفت مي كردند ، از اين رو نگهباناني در آنها گماشته بودند كه نامه ها و كالاها را سانسور و بازرسي مي كردند .( تا امنيت مورد نظر تامين شود ) . آقاي دكتر مرتضي احشام در مورد اين قلاع مي نويسد : در طول جادههاي اين سرزمين همان طور كه قبلا ديديم ، قلاع عظيمي كه جايگاه سربازان بوده است ، ايجاد شده بود كه مانند ژاندارمري امروزي راهها را محافظت مي كرد .همچنين منزلگاهها داراي اصطبل مجهز بودند .

قلعه هاي نظامي سرحدي و سوق الجيشي : موقعيت جغرافيايي و ژئوپليتيكي و پستي و بلندي سرزمين ايران ، به اين سرزمين وضعيت استثنايي بخشيده است .
راههاي متعدد از دشتها و نقاط كوهستاني آن گذشته و شرق و غرب و شمال و جنوب را به كشورهاي متمدن ، وسيع و پرجمعيت دنيا متصل مي كند. اين راهها در طول تاريخ اهميت خود را حفظ كرده و حكومتهاي اين سرزمين ، براي حفظ امنيت ، كه امنيت كشور نيز بود ، تلاش مي كردند .
جاده مهم و حياتي ابريشم كه شهرت جهاني داشته نمونه بارز و آشكاري از اين راهها است كه نقاط صنعتي ، اقتصادي و پيشرفته دنياي زمان خويش را به يكديگر پيوند مي داده است .
در اينجا لازم است ، پيش از آنكه به بحث پيرامون قلعه هاي سرحدي و سوق الجيشي بپردازيم به دو نكته اشاره نمائيم :
اولا ، ضروري است در مورد وضع راهها و اهميت آن بحث كوتاهي داشته باشيم تا ضرورت تامين امنيت آنها بيشتر روشن شود .
ثانيا ، شايد سئوال شود كه چرا اين مطلب در بحث قلعه هاي راهداري و ارتباطي كه پيشتر آمده آورده نشد؟ و اصلا چه تفاوتي بين اين دو وجود دارد؟

پاسخ اين است كه : به نظر مي رسد قلعه هاي راهداري و ارتباطي بيشتر جنبه استفاده داخلي و شهر به شهر و محدود داشته ، اما قلعه هاي نظامي سرحدي و سوق الجيشي ، مسئول تامين امنيت كشوري و منطقه اي بوده است . شايد يك قلعه راهداري گاه قلعه نظامي سرحدي هم بوده ، اما اهميت آن را نداشت به عبارت ديگر قلعه هاي ارتباطي و راهداري جزئي از قلاع نظامي سرحدي را تشكيل مي دادند نه همه آنها را .

عموما ، جاده هاي ايران ، دو ناحيه خاص طبيعي را طي مي كنند :
اولا ، در برخي نقاط ، جاده ها از ميان دشتهاي وسيع ، طولاني و خشك مي گذرند ، كه بعلت آب و هواي كويري و كمبود آب ، فاصله بين شهرها و روستاها از يكديگر زياد است و نقاط مسكوني در مسير آنها كمتر وجود دارد . درنتيجه امنيت و آرامش از آن رخت بربسته ، و مكان مناسبي براي تاخت و تاز دزدان و راهزنان مي گردد .
ثانيا ، در نقاطي كه جاده در مسير كوهستاني طي مي شود ، در گردنه ها و كتلها ، چنان موقعيت سخت و خطرناكي دارد كه چند تن مسلح مي توانند به راحتي امنيت آن را مخدوش نمايند .

 

آسيب شناسي و درمان

مقدمه:
اصلي ترين بخش قبل از هر اقدام مرمتي تشخيص ضايعه يا عارضه است . نوع مصالح ، پيوند منطقي عناصر ساختماني ،توضيع مناسب نيروها ، مقاومت شالوده ها در مقابل بارهاي وارده ، تناسب نيروهاي داخلي با توجه به توانايي مصالح ، حفاظت صحيح كل ساختمان در برابر عوامل خارجي، در حيات و بقاي ساختمان محسوب مي شود . بنابراين ، هنگام بررسي يك بنا يا مجموعه و يا بافت شهري ، پرداخت به عواملي كه مخل قلمداد مي شوند ، ضروري است .
كهولت و فرسودگي شرايط مناسبي را براي ساير عوامل مخل فراهم مي كند . ميزان رطوبت ، تغييرات و نوسانات مدام درجه حرارت (روز گرم و شب سرد) و عوامل جوي ، همگي مقاومت بناي پير و فرسوده را تضعيف ميكنند. طبعا اين مقاومت حد معيني دارد و مجموعه عوامل نام برده مخل ادامه زندگي بنا مي شوند .
آسيب و عارضه عدم تعادل عامل مخل
بنابراين مشاهده آسيب و عارضه در بنا دال بر وجود عدم تعادل است كه در چنين شرايطي ريشه يابي عامل مخل در دستور كار قرار مي گيرد .
به طور كلي ، عوامل تخريب بنا موثر واقع مي شوند . نحوه تعمير بنا نيز بستگي به نوع اين عوامل را كه موجب صدمه ديدن بنا و يا نهاتا ويراني آن شده اند بررسي كرد و سپس چگونگي تعمير ، حفظ و نگهداري آن را طراحي و اقدام را آغاز كرد .
1- عوامل موثر در تخريب بنا :
1-1 . عوامل طبيعي:
مانند رعد و برق ، رطوبت ناشي از آب هاي زيرزميني يا ريزش باران و برف ، سيل ، باد ، زلزله ، عوامل بيولوژيك ، تاثير عوامل طبيعي به نحوه استقرار ، تشكل بنا و مصالح مورد استفاده متفاوت بستگي دارد .
2-1 . عوامل اجتماعي و سوانح:
مانند جنگ ، مهاجرت و آتش سوزي .
3-1. عوامل تخريب مربوط به شيوه خاص زندگي ماشيني :
مانند تاسيسات بنا از قبيل فاضلاب ، كانال كشي و غيره .
4-1 . عوامل تخريب مستقيم به وسيله مردم و حكام وقت :
از جمله مي توان به تخريب حصارها و خندق ها با هدف گسترش شهرها ، تخريب بناهاي عظيم به منظور استفاده مصالح آنها و همچنين استفاده نادرست از ابنيه قديمي و دخل و تصرف شديد و نابهنجار در آنها ، حفاري ابنيه به منظور گنج يابي ، اقدامات بدون مطالعه و برنامه ريزي افرا د خير به منظور تغيير فشار آبهاي زيرزميني بر اثر حفر چاههاي عميق و پمپاژها .

 

 

 

خرید آنلاین:

در پایان خرید ، لینک دانلود فایل نمایش داده می شود و به ایمیل شما ارسال خواهد شد. راهنمای خرید و دانلود فایل
  • حجم فایل: 19 مگابایت – 147 اسلاید – پاورپوینت

بخشی ازفهرست مطالب و محتویات به صورت تصویر:

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,مرمت قلعه - پروژه مرمت قلعه - قلعه های کوهستانیقلعه در ایران - قلعه های ایران - معماری قلعه ها

مرمت قلعه ها - دانلود پروژه مرمت قلعه - قلعه ها - مرمتمرمت در معماری - پروژه مرمت - پروژه های مرمت - درس مرمت ابنیهپروژه پاورپوینت مرمت - پاورپوینت برای درس مرمت

پروژه آماده مرمت - پروژه آماده آشنایی با مرمت ابنیه - مرمتپاورپوینت آماده برای مرمت - دانلود پروژه آماده درس مرمت به صورت پاورپوینتدانلود پروژه های مرمت ابنیه - مرمت ابنیه - مرمت بناهای تاریخی

 

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,

دانلود پروژه مرمت ابنیه,پروژه مرمت ابنیه,پروژه های مرمت ابنیه,آشنائی با مرمت ابنیه,مرمت قلعه سالار محتشم,مرمت حمام,دانلود پروژه مرمت,مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,دانلود پروژه های مرمت ابنیه,پروژه درس مرمت ابنیه,