تماس با ما

نمایش دسته بندی مطالب

لیست مطالب صفحه اصلی

رساله مجموعه فرهنگی آموزشی با رویکرد معماری اسلامی 93 صفحه

فرهنگ :
فرهنگ امري معنوي است که حاصل علم و ادب و فضل و دانش و معرفت مي شود و در معناي خاص تر مجموعه آداب و رسوم و ارزشها و روشهاي زندگي و هنرهاي يک قوم را در بر مي گيرد.
برخي از جامعه شناسان فرهنگ را شامل کليه رفتارهايي مي دانند که در زندگي اجتماعي آموخته شده و از طرق گوناگون بين نسلهاي مختلف يا افراد يک نسل انتقال پيدا کرده است در اين معنا فرهنگ نه تنها بر زبان ، امور صنعتي، هنر، علم، قانون، حکومت، اختلاق و مذهب اطلاق مي گردد بلکه ساختمانها، ابزار و وسايل را نيز شامل مي گردد. بدين معني ، فرهنگ معرف کل حيات معنوي بشر است که شيوه ها و الگوهاي کردار و رفتار فرد در جامعه را تحت نظارت داشته و هدايت ميکند؛ شيوه ها و الگوها و هنجارهاي ارزشي که خود برآمده از عمل انسانها در جامعه بوده و متضمن بقاي جامعه مي باشد.

رساله مجموعه فرهنگی آموزشی با رویکرد معماری اسلامی 93 صفحه,مطالعات معماری مجموعه فرهنگی آموزشی با رویکرد معماری اسلامی,طرح نهایی معماری مجموعه فرهنگی آموزشی,پروپوزال رساله مجموعه فرهنگی آموزشی,ظوابط و ریزفضاهای طراحی مجموعه فرهنگی آموزشیبا پيشرفتهاي روزافزون فن آوري و گسترش وسايل ارتباطي آنچه که بيش از پيش ضروري و لازم به نظر مي رسد آشنايي نسل جوان و نوجوان با مطالعه فرهنگ وتمدن اصيل ايراني و اسلامي است.
انتخاب يا طرد عناصر فرهنگي ملي همواره متناسب است با سازگاري آنها با تحولات مادي و معنوي که بنابر عللي در ميان يک ملت رخ مي دهد و معمولاً درگير و دار همين تحول هاست که نظام فرهنگي و عناصر آن به کلي يا به نحو انتخابي دستخوش تغيير مي گردد و جاي خود را به عناصر تازه مي دهد که بعضي از آنها بيشتر صورت تبديل يافته اي از عناصر پيشين هستند.

سياست فرهنگي در ايران :
در مرحله اي است که اتخاذ يک روش دقيق براي راهبري جامعه ميراثهاي قابل بقاء و يا همساز کردن و قابل انطباق کردن بعضي از آنها با وضع جديد اجتماعي ضروري مي نمايد. اين هدف کلي در سياست فرهنگي ما از طرق آشنا ساختن جامعه ايراني است به تمدن و فرهنگ ايران تا از اين راه در حفظ و توسعه آن بکوشند و از طرق ديگر آگاهي از فرهنگ هاي ديگر جهان است تا با قبول عناصري از آن که در بهبود زندگاني موثر هستند و او را به کمال معنوي بيشتري هدايت خواهند نمود و فرهنگ ملي خود را کاملتر کنند و بدان قابليت انطباق بيشتري با تحولات و ترقيات اجتماعي و اقتصادي آينده ببخشد و با توجه به همين هدف است که
اصول چهار گانه سياست فرهنگي ايران بصورت ذيل معلوم گرديده است:
فرهنگ براي همه
توجه به ميراث فرهنگي
فراهم آوردن بيشترين امکانات براي ابداع و نوآوري فکري و هنري
شناساندن فرهنگ ايران به جهانيان و آگاهي از مظاهر فرهنگهاي ديگر جهان

حفظ ارزش هاي فرهنگي :
بدين ترتيب آيا پيش از هر چيز بايد با حفظ ارزشهاي فرهنگي آغاز به کار کنيم؟ پاسخ به اين سؤال به آن روشني که مي نمايد نيست، بسيار کسان ترديد دارند که از آغاز نگرشي را بپذيرند که احترام به گذشته برآن مسلط است زيرا کاربرد فرهنگ از پيشرفت تکنولوژي آدمي جدايي ناپذير است. راست است که فرهنگ تجربه ها را ذخيره مي کند و از نسلي به نسل ديگر مي سپارد اما به همين اندازه نماينده گشت و جستجوي آينده نيز هست با اين همه با در نظر گرفتن همه جوانب در شرايط کنوني به دلائلي قانع کننده بايد از مسأله حفظ ارزشهاي فرهنگي آغاز کرده و در اين راه آشفتگي هايي وجود دارد که بر چنين ارزشهايي اثر مي گذارد.
نخستين نکته اين است که ما در حال گذراندن تحولي سريع و در واقع تغييراتي عميق هستيم، اين تغييرات در اساس به انفجار جمعيت و پيشرفتهاي فني مربوط است. از گسترش شهرها و پيشرفت حمل و نقل و ارتباط مي توان به عنوان دو نمونه چشمگير نامبرد گرچه اين تغييرات بيش از همه در چيزهاي مادي به چشم مي خورد اما بر روي جنبه هاي گوناگون زندگي رواني انسان نيز تاثيرهاي مستقيم مي گذارد. بنابراين قابل درک است که در چنين وضعي ارزشهاي موجود فرهنگي و انساني و اخلاقي جامعه و توسعه آن دشواريهاي فراواني دارد.

دومين عامل که عليه حفظ ارزشهاي فرهنگي عمل مي کند کاهش عمومي اهميتي است که به جنبه هاي روحي و معنوي زندگي داده مي شود. اين حرکت در کشورهاي صنعتي آغاز شد اما در کشور هاي در حال توسعه نيز در حال گسترش است عامل انتقال اين حرکت به کشورهاي در حال توسعه اين است که اينان الگوهاي توسعه کشورهاي صنعتي را بي آنکه با وضع خود تطبيق دهند مي پذيرند. جنبه برجسته اين الگوي توسعه اهميت دادن زيادي به عناصر اقتصادي در فراگردي است که اگر قرار باشدبه راستي توسعه ناميده شود بايد تمامي نيازها و استعدادها و خواسته هاي انسان را در بر گيرد.
جستجو بيش از هر چيز به خاطر قدرت، آسايش مادي و لذت بردن است. ريشه انواع سوئ استفاده ها از دانش و تکنولوژي در واقع همين مطلب است. چنين محيطي گذشته از اينکه در طول زمان آفرينندگي فرهنگ را کاهش مي دهد بلکه تمام ارزشهاي آنرا مورد تهديد قرار مي دهد و معتبرترين محصولات آنرا جنبه هاي اقتصادي مي اندازد. چيزي که ارزش اين محصول را با ملاحظاتي تعيين مي کند که کمترين ربطي به زيبايي شناسي دارد و ارزشهاي فرهنگي و انساني و اخلاقي آنها را آشفته مي سازد.
بايد اين نکته را به روشني درک کرد که اين چون و چراي اساسي که گاهي صورت اعتراض و گاهي بصورت طغيان صورت گريز به خود مي گيرد. در اساس چيزي فرهنگي است. اين يک واکنش غريزي در برابر نيازهاي فرهنگي، اخلاقي، فطري زندگي انسانهاست.

آنچه که گذشت نشان مي دهد که حفظ ارزشهاي فرهنگي و حتي نفس زندگي فرهنگي تا چه اندازه دشوار و نيز ضروري است. همچنين نشان مي دهد که نيروها و جنبشهايي وجود دارند که ر جهت مخالف حفظ اين ارزشها عمل مي کنند و ما بايد در برابر آنها هوشيار باشيم.

پيشبرد ارزش هاي فرهنگي :
حفظ پيشبرد ارزشهاي فرهنگي رانبايدوجنبه متفاوت چه رسد به متضاد دانست اين درحقيقت دوبخش ازيک مسئله پيچيده وتنگاتنگ تاثيرات متقابل هستنددرباره مسئله مورد اختلاف « پيشرفت فرهنگي ماهرنظري داشته باشيم شک نيست که تکامل ارزشها در هيچ جا و هيچ شرايطي يک پيشرفت تک خطي نيست که از پايانه اي ايستا آغاز شده و نماينده يک وضع فرهنگي مستقر در زمان معيني باشد. نخستين دليل اين نکته اين است که اين حفاظت بدين معني است که گهگاه زندگي تازه اي در ارزشهاي فرهنگي موجود دميده مي شود و اين افراد گردي است که ممکن است چشم اندازهاي تازه اي در برابر اين ارزشها بگشايد. »

مثلاً کوشش هايي که در بسياري کشورها براي حفظ آثار تاريخي در برابر گسترش بي نظم اقتصادي در شهر هاي بزرگ صورت مي گيرد گر چه در زندگي امروزين جايي بدانها نمي بخشد تنها به خاطر حفظ چيزي سنتي که نزد ما ارزش عاطفي دارد نيست؛ بلکه نشانه ميل رسيدن به نگرشي تازه در شهرسازي است.

لزوم دسترسي و شرکت در فعاليتهاي فرهنگي :
هر چند درست است که رشد فرهنگي به شرايط اقتصادي و اجتماعي بستگي دارد ولي در مواقعي اين رشد فرهنگي خود بشر از پيش يکي از عوامل اساسي اقتصادي و اجتماعي شده است. در وراء مرزهاي مردمي، آنچه سرنوشت نسل هاي آينده را معين مي کند، مسائل حياتي مشترک همه کشور هاست. فرهنگ به زندگي اجتماعي واقعي بستگي دارد و جاي گرفتن مسائل اجتماعي در آگاهي هر فرد يکي از ضرورتهاي عيني اين زمان است. اين بيداري وجدان اجتماعي به عاملي تعيين کننده در رشد و توسعه بدل شده است؛ چرا که هدف آن شرکت دادن بيش از پيش افراد در زندگي جمع است. به اين ترتيب مسئله اساسي دسترسي به فرهنگ، مسئله شرکت در فرهنگ است، مطبوعات کتابخانه هاي عمومي ، تئاتر ها ، موزه ها همه به نوبه خود توسعه يافته اند.
اما همين پيروزي هايي که بطور نظري مي توانستند نيازهاي شکوفايي شخصيت را برآورده سازند در عين حال عدم تعادل و هراسي نيز اهميت همان ثمرات نيکو به همراه آورده اند. اين وضع با فشارها و اجبارهايي پيش آمد که توسعه صنعت ، توسعه شهر نشيني و محيط سمعي، بصري تحميل مي کرد و خيلي زود شرايط زندگي و طرز فکرها و روحيات را دگرگون ساخت. زيرا ماشين رابطه انسان و جهان را تغيير داده است. سرعت دگرگوني، با محدود ساختن جوامع به انديشيدن درباره آينده خود و انسان به تامل در علل وجودي خود، مفهوم ارزش ها را نيز زير و رو کرده است.
به اين مسائل اضطراب انگيز است که کنش هاي فرهنگي مي تواند پاسخ دهد از طريق کمک به خود براي مقابله با اين دگرگوني و بکار گرفتن آن بعنوان غناي بيشتر و نه تحميل آن بعنوان نقص و علت با امکان دادن به فرد بازيافتن هويت ، ريشه ها و استقلال خود و در کشف علل اصلي و واقعي در زندگي.

هنــر :
بديهي است که يک مفهوم کلي مانند هنر داراي تعاريف و تفاسير گوناگوني مي باشد و هر کس بسته به نوع تفکر خويش آنرا بيان مي کن. عده اي عقيده دارند زمانيکه بشر به منظور جلب توجه ديگران براي زيبايي خويش ازچيزي استفاده کرد ، هنر بوجود آمد. گروهي نيز بر اين باورند که هنر منشاء مادي داشته و انسان در مواجهه با طبيعت و زندگي مادي هنر را بوجود آورده است. لئون تولستوي مي گويد: « هنر آنگاه آغاز مي گردد که انسان با قصد انتقال احساسي که خود آنرا تجربه کرده است، آن احساس را در خويشتن برانگيزد و به ياري علائم معروف و شناخته شده ظاهري بيان دارد.» ليکن فيلسوف و متفکر انگليسي مي گويد: « هنر عبارت است از طبيعت که انسان بر آن اضافه شده باشد.»
به هر حال هنر براي شناسندن و در جهت بيان است. بيان درون و تجسم آن در دنياي بيرون.

صنايع دســتي :
صنايع دستي به آن رشته از صنايع اطلاق مي شود که تمام يا قسمتي از مراحل ساخت فرآورده هاي آن با دست انجام گرفته و در چارچوب فرهنگ و بينش هاي فلسفي و ذوق هنري انسانهاي هر منطقه با توجه به ميراث قومي آنان ساخته و پرداخته مي شود.
سازمان صنايع دستي ايران :
صنايع دستي هرمنطقه نشان ازسنن وفرهنگ ورسوم وآداب مردم آن دارد. احياء اين هنرنه تنها باعث افزايش ميزان اشتغال مي گردد، بلکه در جهت رسيدن به استقلال و خود کفايي نيز موثر است. با ترويج و توسعه صنايع دستي مي توان به مشکل بيکاري کشاورزان، در فصولي که فعاليت هاي کشاورزي ممکن نيست، خاتمه داد.
به منظور ايجاد ارتباط بين واحدهاي توليد کننده پراکنده اي که مجموع آنها نيروي انساني و اقتصادي بزرگي را تشکيل مي دهد. به منظور هدايت و ارشاد آنها جهت کمک به توسعه و رشد اقتصادي مملکت، سازمانبي بنام « مرکز صنايع دستي ايران » در اواخر سال 1343 ايجاد گرديد و روز 20 خرداد ماه برابر دهم ژوئن به نام روز جهاني صنايع دستي انتخاب شد.
همانگونه که ذکر شد توليدات دستي بازگو کننده خصوصيات تاريخي و فرهنگي هر کشور است. بنابراين از اين خاصيت مي توان براي رساندن فرهنگ و تمدن ملل به يکديگر استفاده کرد و اين خود مي تواند به عنوان يکي از جاذبه هاي جهانگردي مطرح شود .
اثرات فوق العاده توسعه جهانگردي بر روي صنايع دستي موجب به وجود آمدن اصطلاحي به نام « صنايع دستي فرودگاهي » گرديد و امروزه در بيشتر فرودگاههاي بين المللي جهان، فرآورده هاي دستي در اختيار مسافران قرار داده مي شود.
صنايع دستي ايران طي سالهاي متمادي تنوع بسياري بدست آورده است. حتي با وجود توسعه روزافزون صنايع ماشيني در نيم قرن اخير، بدين ترتيب رشته هاي گوناگون صنايع دستي نه تنها موجوديت خودرا حفظ کرده بلکه تا حد زيادي تکامل يافته و با شرايط زمان انطباق و سازگاري لازم را حاصل نموده است.

از نظر تقسيم بندي، صنايع دستي ايران به 11 گروه تقسيم مي شود که مي توان آنها را در سه دسته: هنري ، هنري مصرفي و مصرفي گنجاند.
فهرست اين مصنوعات به شرح ذيل است:
بافته هاي داراي، سفال ، نساجي و البسه ، فلز کاري، زيور کاري ، شيشه گري، کارهاي چوب، حجاري، تذهيب جلد سازي، روکاري، چرم و پوست.

 

فصل سوم : تفریح

مباني نظري
بحث درباره مسائل تفرجگاهي هميشه با ابهام يا سوء تعبير همراه بوده است. پيشتر به اين دليل که يک واژه مکمل است معاني مختلفي براي افراد متفاوت داشته باشد. اصطلاحات زير پيش درآمد بخش هايي است که در ارزشيابي تفرجگاه ها بکار مي روند. اوقات فراغت، تفريح، تفرج، منابع تفرجگاهي، تقاضاي تفرجگاهي و . . . از جمله اصطلاحاتي هستند که لازم است پيش از پرداختن به موضوع پروژه در اينجا مورد بحث و بررسي قرار گيرند.

اوقات فراغت
– فراغت در لغت به معني آسودگي و آسايش است و معمولاً در مقابل اشتغالات و درگيري هاي روزمره بکار مي رود و از چنان اهميتي برخوردار شده است که مطالعه درباره آن ، موضوع يکي از شاخه هاي علم جامعه شناسي است. يکي از علتهاي اهميت نحوه گذراندن اوقات فراغت، نابهنجاري هايي است که در اين اوقات رخ مي دهد.
– اوقات فراغت مدت زماني است که يک فرد از تمام تعهدات و تکاليف خانوادگي ، اجتماعي و شغلي آزاد است و مي خواهد به ميل خويش آنرا بگذراند و بطور مسلّم نمي تواند تفاضل ساعت کار از اوقات بيداري باشد.

 

ادامه دارد…

 

چکیده
پس از تصويب موضوع پايان نامه ، تحقيق و مطالعه در زمينه شناخت ابعاد مختلف موضوع صورت گرفته که نتيجه مطالعات به شکل گيري طرح نهايي انجاميد در اينجا به معرفي فصلهاي تشکيل دهنده پايان نامه پرداخته خواهد شد :
فصل اول :
بررسي ويژگي هاي طبيعي ، جمعيتي ، اقليمي و … شهر با قدمت تهران در اين فصل صورت گرفته است .
فصل دوم :
در این فصل به ابعاد فرهنگي هنري يعني يکي از ارکان اصلي موضوع پرداخته شده است.
فصل سوم :
مطالعات در مورد تفريح رکن ديگر موضوع مي باشد . در ابتدا به توضيح برخي مباني نظري و توجيه ضرورت ايجاد فضاي سبز پرداخته شده در پايان فصل اصول طراحي فضاي سبز براي طراحي هر چه بهتر محوطه طرح ارائه گرديده است.
فصل چهارم :
در اين فصل ضوابط و استانداردهاي طراحي در دو بخش فرهنگي و ورزشي مورد بررسي قرار گرفته تا با شناخت هر چه درست تر موضوع و استانداردهاي لازم براي طراحي در فصل بعد برنامه فيزيکي دقيق تري ارائه گردد.

فصل پنجم :
در اين فصل به بررسي نمونه هايي از مراکز فرهنگي و آموزشی ايران و جهان پرداخته شده است ضرورت بررسي اين فصل از آن جهت است که بررسي نمونه هاي ارائه شده و آشنايي با ماهيت فيزيکي و فضايي آنها مي توان به يک شناخت کلي از فضاهاي فرهنگي و هنري دست يافت .
فصل ششم :
در اين فصل بعد از تحليل سايت مباني نظري طرح و روند شکل گيري آن بيان مي گردد سپس به بررسي گزينه هاي طراحي سازه و تاسيسات و مصالح انتخابي پرداخته شده ، برنامه فيزيکي و در ادامه طرح نهايي ارائه شده است.

 

 

فهرست مطالب:

فصل اول : مطالعات بستر طرح ……………………………………….6
فصل دوم : مطالعات فرهنگی _ هنری ………………………………31
فصل سوم : تفریح ……………………………………………………..37
فصل چهارم : ضوابط و استانداردهای طراحی ………………………47
فصل پنجم : بررسی نمونه های مجتمع فرهنگی…………………..77
فصل ششم : طراحی………………………………………………….81

 

 

 

منابع درون متنی و پاورقی ندارد.  انتهای رساله متابع کلی دارد.

 

 

تصاویر فایل:

رساله مجموعه فرهنگی آموزشی با رویکرد معماری اسلامی 93 صفحه,مطالعات معماری مجموعه فرهنگی آموزشی با رویکرد معماری اسلامی,طرح نهایی معماری مجموعه فرهنگی آموزشی,پروپوزال رساله مجموعه فرهنگی آموزشی,ظوابط و ریزفضاهای طراحی مجموعه فرهنگی آموزشیطرح نهایی معماری مجموعه فرهنگی آموزشی,پروپوزال رساله مجموعه فرهنگی آموزشی,ظوابط و ریزفضاهای طراحی مجموعه فرهنگی آموزشی

خرید رساله:

در پایان خرید ، لینک دانلود فایل نمایش داده می شود و به ایمیل شما ارسال خواهد شد. آموزش خرید و دانلود فایل
  • فرمت رساله: word
  • حجم فایل ها: 24 مگابایت
  • برای مشاهده لیست رساله و مطالعات های معماری اینجا را کلیک نمائید.
  • رساله معماری با رساله معماری هم تبادل می شود و نیاز به خرید نیست.

نظر و دیدگاه خود را بفرستید