مقدمه
با پيشرفت تمدن مفهوم فرهنگ و تربيت گسترش مي يابد، هر نسلي تحت تاثير تربيت نسل قبل قرار مي گيرد و جايگزين او مي شود. به تدريج نسل جديد آموخته هاي نسل قبل را تکميل کرده وبه آيندگان مي سپارد. اما آنچه که اين نسلها را به يکديگر پيوند مي دهد، فرهنگ و آداب و رسوم آنها است. فرهنگي که پشتوانه آن گذشتگان و حافظ آن آيندگان هستند. بنابراين لزوم پرورش صحيح و همه جانبه جوانان، و کودکان به عنوان عوامل پيشرفت جامعه ضروري است. مفهوم تربيت آماده ساختن فرد است به نوعي که نسبت به محيط سازگاري يابد و بتواند در آن دخل وتصرف کند اين امر بايد از سنين کودکي آغاز شود والبته هيچگاه متوقف نشود. چون کودکان  و نوجوانان دوران بحراني و مهمي را پشت سر مي گذراند. بدون راهنمائي مدبرانه افرادي که مسئوليت تربيت آنها را به عهده دارند ممکن است به انحراف و نگراني هاي فراوان دچار شوند. به همين علت کمک به آنها براي درک دگرگونيها و چگونگي رويارويي با آنها و نيز شناسايي خود و چيرگي بر نيروهاي دروني همه از وظايفي است که مراکز آموزشي براي دستيابي به يکي از اهداف خود، يعني پرورش دادن يک شخص متعادل، انجام مي دهند.

مطالعات فرهنگسرای هنر,رساله فرهنگسرای هنر,پایان نامه فرهنگسرای هنر,طرح نهائی فرهنگسرای هنر,برنامه فیزیکی فرهنگسرای هنر,مطالعات تطبیقی فرهنگسرای هنر,نمونه موردی خارجی فرهنگسرای هنر,نمونه موردی داخلی فرهنگسرای هنر,ظوابط طراحی فرهنگسرای هنر,استانداردهای طراحی فرهنگسرای هنر,طراحی فرهنگسرای هنر,طرح فرهنگسرای هنر,مجموعه فرهنگی هنری,رساله فرهنگسرا,مطالعات فرهنگسرا,پایان نامه فرهنگسرا,طرح نهائی فرهنگسرا
اين شناسايي مستلزم تقويت توان تفکر، توجه به تندرستي و بهداشت کالبدي، ايجاد عادت به مطالعه و نوشتن، پرورش چشم وگوش از لحاظ دقت در مشاهده و تشخيص و بهره گيري از هنرها، سرگرميها و تفريحات وبهره برداري  به جا از همه اوقات بيکاري مي باشد.

برای توضیحات بیشتر و مشاهده فهرست مطالب و خرید رساله به ادامه مطلب مراجعه نمائید…

بخشی از پروپزال:

نوجوانان به زودي فرد بالغ  مي شود، لذا بايد با حقوق و وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي خود اشنايي کامل پيدا کند و گرايش او در انجام اين وظايف تقويت شود. از طرفي نوجوان مايل است هرچه زودتر از نظر اقتصادي مستقل شود. براي همين مرکز فرهنگی هنری  بايد فرصتهايي براي او فراهم آورد که در زمينه هاي کار و پيشه، چيره دستي حرفه اي و آگاهي هاي شغلي به دست آورد.
به هر حال فرهنگسرا کم کم محيط و جايگاه ويژه مي شود که هر يک ازاعضاء جامعه بايد از آن بگذرد تا آماده خدمات شود و الا نه مي تواند بيشترين خدمات را انجام دهد و نه از امتيازهاي جامعه کاملاً بهره مند شود. فضاي فرهنگسرا اگر چنان محيطي گرم و دلچسب ، مطابق با درک و قدرت فهم کودکان و نوجوانان ايجاد نمايد بايد بتواند جالب براي حضور آنان بوده و همان احساس امنيتي را به وجود آورد که خانه به آنها مي دهد و حتي در مواردي از آن هم فراتر رفته و مانوس ترين محيط انساني، اجتماعي را پيرامون آنها ايجاد کند.
اميد است باايجاد چنين فضاهايي گامي در جهت اوقات فراغت جوانان آنها با فرهنگ و هنر ناب اين مرز و بوم برداشته شود.
1-1- دليل انتخاب موضوع
سياست فرهنگي نظام اسلامي نيز درخصوص اوقات فراغت بر مبناي زمينه سازي جهت گذران مطلوب، مفيد و سازنده آن و هدايت فكري و عملي و بارورسازي اوقات زندگي است. لذا فراغت در نظام ارزشي اسلام جنبه فرهنگي و ديني داشته و از صورت تفريح و سرگرمي صرف خارج است. زمان فراغت، زمان رشد و شكوفايي استعدادها، تقويت روحيه، مشاركت فعال فرهنگي و اجتماعي و زمان خودسازي در عين كسب نشاط پايدار، شادابي، طراوت و كارايي و رفع خستگي فكري و رواني در زندگي فردي و جمعي است. لذا ضروري است تا جوامع آگاه با اجراي سياستهاي مناسب و سنجيده اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، ايجاد تسهيلات و خدمات، فراهم كردن فضاها و محيط هاي مناسب فرهنگي و ورزشي، اتخاذ روشهاي تشويق آميز و … ، از هدر رفتن اوقات فراغت جلوگيري كرده و به باروري آن كمك نمايند و از اين راه بر غناي علمي و فرهنگي جامعه بيفزايند. تحولات فرهنگي- اجتماعي كشور ما نيز در سال هاي بعد از انقلاب ايجاب مي‏كند به منظور تحقق هدفهاي انقلاب اسلامي با برنامه‏ريزي هاي مناسب و وضع قوانين و سياستگذاري صحيح توجه بيشتري به اوقات فراغت جوانان شود.
مبانی نظری شامل 3 بخش میباشد که به بنا به میزان ضرورت به بیان و تحلیل آن پرداخته خواهد شد.

بخشی از مطالب فصل اول و دوم:
2-1-1-مطالعه وضع موجود،بیان آرا وافکار
2-1-1-1-معضلات تعطيلي مدارس در فصل تابستان
ميزان رشد جمعيت جوان جهان از سال ۱۹۸۵ ميلادي ۴/۱۹ درصد از كل جمعيت جهان بوده كه پيش بيني مي شود اين ميزان تا سال ۲۰۲۵ به رقم ۴/۱۵ درصد از كل جمعيت جهان برسد. مدرسه رفتن يك مصيبت است و مدرسه نرفتن هزار مصيبت. امروز فردا يا چند روز ديگر امتحان همه بچه هايي كه مدرسه مي روند تمام مي شود و اين تازه آغاز ماجراي غم انگيز تابستان است. چند ميليون آدم از هفت تا هفده سال بلاتكليف مي مانند با حداقل ۹۰ روز زندگي پيش رو كه هركدام از بزرگترهاي خانواده و فاميل و همسايه يك نسخه برايش مي پيچند. اوقات فراغت شروع شده و تكاپوي نه چندان جدي خانواده ها را فرا گرفته است. دخالت و تصميم گيري خانواده كه كمتر اطلاعات دقيقي از اوقات فراغت دارد تازه اول ماجراي غم انگيز يك تابستان است. خانواده و اوقات فراغت نتايج يك تحقيق از ديدگاه خانواده ايراني درباره اوقات فراغت نشانه هاي اسف باري دارد. اين تحقيق مي گويد: ۴۰ درصد خانواده ها «گردش و تفريح» را مناسب ترين راه براي پر كردن اوقات فراغت مي دانند. اين ۴۰ درصد مسافرت به قصد تفريح يا زيارت و ديدن فاميل و ميهماني را بهترين كار براي گذراندن اوقات فراغت قلمداد مي كنند. و نكته جالب اينجاست كه ادامه تحصيل و «رفتن به كتابخانه» تنها با ۳ درصد و ۴ درصد كمترين طرفدار را براي اوقات فراغت به خود اختصاص مي دهد. به نظر مي رسد كه اوقات فراغت نزد مردم كشورمان وقتي است براي هدر دادن يا براي باري به هر جهت پر كردن تا بگذرد و با گذرش از چنگال يك وقت مرده رها شوند. در حالي كه گذران فراغت نزد مردم با گذراندن وقت به ساده ترين يا تكراري ترين شكل ممكن هم رديف است، تلقي دنياي امروز از اوقات فراغت بيانگر نگاه پراهميتي است كه به آن دادند. برنامه ريزي براي اوقات فراغت سالانه ميلياردها دلار و هزاران ساعت كار تحقيقاتي و ميليون ها نفر ـ ساعت كار را به خود اختصاص مي دهد. با توجه به فرآيند سرعت در تحولات روزانه زندگي زمان بيش از پيش داراي اهميت مي شود و برنامه ريزي براي آن نيز نزد غالب كشورهاي توسعه يافته يا در حال توسعه روزبه روز پررنگ تر شده و بررسي موشكافانه اي روي آن انجام مي شود. خستگي زندگي ماشيني، مهاجرت از شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ و از روستا به شهر عدم آشنايي و قرابت با زندگي هاي جديد از جمله مسائلي است كه علاوه بر دانش آموزان ساير شهروندان با آن دست و پنجه نرم مي كنند. اين مشكلات رفته رفته در روح جامعه مي خلد و مردمي بيمارگونه را بر جاي مي گذارد. بازسازي رواني شهروندان در اوقات فراغت به بالا رفتن بهره وري نيروي انساني در كار و زندگي منجر مي شود. در واقع امروز در جوامع مدرن طراحي فراغت براي شهروندان آنچنان از درجه مهم و پراعتباري برخوردار است كه چگونگي استفاده از اوقات فراغت يكي از شاخص هاي توسعه يافتگي محسوب مي شود اين شاخص توسعه يافتگي يعني استفاده بهينه از اوقات فراغت تنها در بحبوحه شروع تابستان سر زبان ها مي افتد و در ذهن ها جا باز مي كند. هر سال فصل حرف زدن از اوقات فراغت تقريباً از اوايل خرداد در كشور ما شروع مي شود و با پايان تابستان متوقف مي شود تا سال بعد همان موقع.
اين زمان درست وقتي است كه امتحانات دانش آموزان در پايان سال تحصيلي انجام مي شود و در واقع يك سال تحصيلي را پشت سر مي گذارند و درست همان وقت خانواده ها به فكر مي افتند كه براي پر كردن روزهاي طولاني تابستان «كاسه چه كنم» دست بگيرند و «دوره بگردند» شايد راه حل مناسبي بيابند و از شر عبارت «حوصله ام سر رفت» فرزندانشان رها شوند. فكرش را بكنيد كه فرزند شما كه چندان هم كوچك نيست از صبح تا شب بيخ گوش شما «زر بزند»، كه با اين همه وقت چه كار كند يا از همه بدتر اينكه بخواهد وقتش را صرف كارهايي بكند كه شما خوشتان نمي آيد؛ يا با كساني رفت وآمد و معاشرت كند كه به نظر شما پسنديده نيستند؛ آن وقت شما هم از ترس هم شده دست و پايتان را جمع مي كنيد تا شايد چاره اي بينديشيد. اما در سطح كلان تر برنامه ريزي براي اوقات فراغت و به ويژه براي تابستان دانش آموزان نيازمند ژرف نگري بيشتري است. جوانان جهان مركز اطلاع رساني سازمان ملل متحد سال گذشته اعلام كرد جمعيت جوانان بين ۱۵ تا۲۴ سال در جهان به يك ميليارد نفر رسيده است. بر اساس اين گزارش ۱۸ درصد از كل جمعيت جهان را جوانان تشكيل مي دهند. از اين تعداد ۵۲۵ ميليون جوان پسر يا مرد و ۵۰۰ ميليون نفر جوان دختر يا زن هستند. ميزان رشد جمعيت جوان جهان از سال ۱۹۸۵ ميلادي كه ۴/۱۹ درصد از كل جمعيت جهان بوده است كه در اين گزارش پيش بيني شده اين ميزان تا سال ۲۰۲۵ به رقم ۴/۱۵ درصد از كل جمعيت جهان يعني يك ميليارد و ۲۲۲ ميليون نفر كاهش پيدا مي كند. براساس اين گزارش ۸۵ درصد از جوانان جهان در كشورهاي در حال توسعه زندگي مي كنند و نيز ۶۰ درصد آنها آسيايي هستند.  سازمان ملل ۱۰ اولويت را براي بهبود وضعيت جوانان در نظر گرفته است كه اين ۱۰ اولويت عبارتند از: آموزش و پرورش، اشتغال، مبارزه با فقر و گرسنگي، بهداشت، محيط زيست، جلوگيري از مواد مخدر، مبارزه با جرايم جوانان، فعاليت هاي اوقات فراغت، مسائل مربوط به دختران و زنان جوان و مشاركت كامل جوانان در زندگي اجتماعي و تصميم گيري ها. بهينه سازي اوقات فراغت نوجوانان و جوانان از جمله مواردي است كه مي توان شيوع جرم را در جامعه به طور محسوس كاهش دهد. تابستان فصل سرگرداني در صورت نبود برنامه ريزي مناسب، تابستان براي بسياري از دانش آموزان چيزي جز يك «فصل سرگرداني» نخواهد بود. بيشتر دانش آموزان با شروع فصل تابستان از كمبود امكانات فرهنگي گله دارند. چگونگي گذراندن اوقات فراغت براي دانش آموزان در فصل تابستان عاملي براي جلوگيري از كجروي هاي اجتماعي است. معمولاً در فصل تابستان توسط ادارات و سازمان ها اعتبارات زيادي براي پر كردن اوقات فراغت دانش آموزان هزينه مي شود، اما بهره وري لازم را ندارد. سازمان ملي جوانان يكي از سازمان هايي كه همواره سعي كرده برنامه ريزي مناسبي براي جوانان در سطح كشور ارائه دهد سازمان ملي جوانان بوده است او تعداد دانش آموزان مقطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان در سطح استان تهران را در حدود يك ميليون و ۳۵۴ هزار دانش آموز ذكر كرد و گفت: «معادل دو ميليارد ريال نيز توسط سازمان هاي ديگر از جمله سازمان تربيت بدني، وزارت ارشاد، وزارت علوم و آموزش و پرورش در راستاي انجام فعاليت هاي تابستاني به اين سازمان اختصاص يافته است. »هدف اصلي سازمان ملي جوانان در مقوله اوقات فراغت، افزايش تعداد جوانان و نوجوانان در انجام فعاليت هاي تابستاني است. در گزارشي كه سازمان ملي جوانان ارائه كرده؛ آمده است: در سال گذشته بيش از هشت ميليون نفر از نوجوانان و جوانان كشور تحت پوشش برنامه هاي فراغتي دستگاه هاي اجرايي قرار گرفته اند و تعداد كل برنامه هاي به اجرا در آمده براي نوجوانان و جوانان ۲۶۰ هزار مورد بوده است، كه هر يك از اين برنامه ها و فعاليت ها به طور متوسط به مدت ۳۵ ساعت اجرا شده است. اين برنامه ها شامل برنامه هاي فرهنگي، هنري، ديني و قرآني، علمي، اردويي، گردشگري و. . . بوده است كه جمعاً ۳۱۲ ميليون نفر ساعت را پوشش داده اند كه سهم جوانان در اين حجم معادل ۰۰۰/۲۰۰/۱۸ هزار نفر روز بوده است. و بالاخره گذراندن مطلوب زمان اوقات فراغت جوانان يكي از عوامل موثر در نشاط و شادابي آنان است و سرمايه گذاري صحيح در اين امر مي تواند مكمل تعاملات اجتماعي جوانان شود اما نبود يك برنامه جامع و هدف دار اوقات فراغت جوانان را به يك تهديد اجتماعي تبديل كرده است. هر سرمايه گذاري در جهت بهينه سازي اوقات فراغت، كاهش هزينه هاي سنگين مقابله، مفاسد و آسيب هاي اجتماعي را به دنبال خواهد داشت و موجب اطمينان خاطر و رفع نگراني از خانواده ها و اجتماع مي شود. با اين همه تاكنون برنامه مدون و هدف داري از سوي مسئولان براي پركردن اوقات فراغت قشر جوان و به ويژه دانش آموزان ارائه نشده است. برنامه اي كه آسودگي خاطري هر چند نسبي براي خانواده ها و فرزندانشان به همراه داشته باشد. امسال هم فصل حرف زدن و نظردادن درباره اوقات فراغت از اوايل خرداد شروع شده و احتمالاً تا اواخر تابستان ادامه دارد و باز تا سال بعد و تابستاني ديگر و شروع نگراني ها به فراموشي سپرده خواهد شد. اين فراموشي تاوان سنگيني دارد. هنوز روزهاي طولاني طولاني طولاني تابستان در راهند و ما منتظر نق زدن هاي دانش آموزان و كسالت و افسردگي شان هستيم اين بيماري اي است كه هر سال گريبان دانش آموزان را در چنگ مي فشارد. مگر همه ما زماني دانش آموز نبوديم.
2-1-1-2-اشنايي مختصربا فرهنگسرا
در دوران جواني كه‌ لطافت‌ احساس‌، ظرافت‌ عاطفه‌، رقت‌ قلب‌، طغيان‌ غريزه‌ و نوزايي‌ انديشه‌ به‌ اوج‌مي‌رسد، فرد آماده‌ ورود مسؤولانه‌ به‌ عرصه‌هاي‌ زندگي‌ اجتماعي‌مي‌گردد. از اين‌ رو، ضروري‌ است‌ كه‌ از هدف‌ و برنامه‌اي‌ معين‌، دانش‌ وبصيرتي‌ ژرف‌ و ايمان‌ و اراده‌اي‌ استوار برخوردار باشد.
جامعه‌ ايران‌ كه‌حدود 23 درصد آن‌ را جوانان‌ 15 تا 25 ساله‌ تشكيل‌ مي‌دهند، داراي‌حجم‌ عظيمي‌ از نيروي‌ انساني‌ متراكم‌ است‌ كه‌ اگر تدابير لازم‌ براي‌تخليه‌ و مصرف‌ بهينه‌ از اين‌ انرژي‌ اتخاذ نگردد و مسيرهايي‌ براي‌هدايت‌ آن‌ ايجاد نشود، پيامدهاي منفي‌ وپرهزينه‌اي‌دربرخواهدداشت‌.
از سوي‌ ديگر، درصد بيكاري‌ در گروه‌ سني‌ جوانان‌ بيشتر از سنين‌ديگر است‌; به‌ طوري‌ كه‌ از هر پنج‌ جوان‌ يك‌ نفر بيكار است‌. بديهي‌است‌ كه‌ محروميت‌ از شغل‌ مولد موجب‌ گرايش‌ به‌ انحرافات‌ اجتماعي‌و بزهكاري‌ها، بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ و موجد ناهنجاري‌هاي‌ اخلاقي‌خواهد شد. با چنين‌ موقعيتي‌ هر نوع‌ فعاليتي‌ كه‌ بتواند درصدي‌ حتي‌اندك‌ از شور و هيجان‌ و انرژي‌ جوانان‌ را ارضا و تخليه‌ نمايد، كمك‌بزرگي‌ در كنترل‌ و پيشگيري‌ از كجروي‌ها و انحرافات‌ اجتماعي‌به‌شمارمي‌آيد.
هر چند فراغت‌ نتيجه‌ گزينش‌ آزادانه‌ جوان‌ از فرصتهاي‌ زندگي‌ به‌شمار مي‌آيد و تجربه‌اي‌ است‌ كه‌ فرد هنگام‌ رهايي‌ از الزامات‌ كارروزانه‌ و بر اساس‌ تمايلات‌ و رضايت‌ شخصي‌ خود انتخاب‌ مي‌كند، اماچنانچه‌ فاقد برنامه‌، چارچوب‌ و روش‌ سامان‌ يافته‌اي‌ باشد ، تبعات‌زيانباري‌ براي‌ جامعه‌ و خود جوان‌ در پي‌ خواهد داشت‌ و به‌ جاي‌ آنكه‌وسيله‌اي‌ براي‌ خودسازي‌ و تجربه‌اندوزي‌ و شكوفايي‌ شخصيت‌ جوان‌باشد، به‌ فرصتي‌ براي‌ لذت‌ جويي صرف ‌، تفنن بي هدف‌، وقت‌كشي‌ و در نهايت‌ غفلت ‌و فراموشي‌ تبديل‌ مي‌گردد. با چنين‌ رهيافتي‌ از اوقات‌ فراغت‌، بايد به‌جاي‌ پر كردن‌ به‌ پرباركردن‌ آن‌ اهتمام‌ ورزيد و با خارج‌ نمودن‌ آن‌ ازصورت‌ اخلاق‌ سرگرمي‌، به‌ جنبه‌هاي‌ فرهنگي‌، تربيتي‌ و سازندگي‌ آن‌توجه‌ بيشتري‌ مبذول‌ داشت‌.
سازمان و نهادهاي اجرايي گوناگوني در كشور درتلاش هستند كه با برنامه هاي متنوع و گوناگون، اوقات فراغت و تعطيلات تابستاني دانش آموزان را پر كنند. تشكيل اردوهاي گردشگري، تفريحي، علمي ، برپا كردن كلاس هاي فرهنگي، هنري، اخلاقي و ديني، انجام تمرينات ورزشي و بدنسازي، آموزش قرآن، نمايش و نقد فيلم و تئاتر، پخش سرود و موسيقي، تشكيل كلاس هاي علمي آموزشي بخصوص كلاس هاي زبان انگليسي و كامپيوتر و… محورهاي اصلي برنامه هاي اين سازمان و دستگاه ها براي پركردن اوقات بيكاري دانش آموزان است. بدون شك پركردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان خيلي بهتر از بيكارماندن آنها در خانه و كوچه و محل است، اما در شرايطي كه توان اقتصادي كشور براي پركردن اوقات فراغت همه دانش آموزان سراسر كشور محدود است و هرساله تنها بخشي از دانش آموزان و آن هم براي چند روز مي توانند از اين برنامه ها استفاده كنند، اولا بايد از اين سرمايه ها به صورت بهينه استفاده شود و بهره وري اين فعاليت ها را افزايش داد و ثانياً تلاش كرد تا كيفيت برنامه ها افزايش يابد و كارها در حد فعاليت هاي فوق برنامه باقي نماند ثالثاً دانش آموزان تحت پوشش و زمان پركردن اوقات فراغت آنها را افزايش داد و اين برنامه ها هماهنگ با اهداف اساسي آموزش و پرورش در جهت رشد و اعتلاي ديني، اخلاقي،علمي,اقتصادي,رواني و بهداشتي آنها باشد.
به منظور اشنايي بيشتر با مباني نظري اين پروژه به بررسي دو مفهوم اوقات فراغت و مفاهيم فرهنگ پرداخته خواهد شد :

2-1-2-تحلیل وضع موجود،آرا و افکار
2-1-2-1-اوقات‌ فراغت‌
2-1-2-1-1- مباني نظري پيرامون جوانان و اوقات فراغت
براي شناخت مباني نظري و ارزش‌گذاري مطالب مربوط به هر  موضوع بايد ابعاد مختلف آن را در نظر گرفت و با تجزيه و تحليل هر كدام به برداشت فاكتورهاي تاثير ‌گذار پرداخت در واقع با درك صحيح از مباني نظري و يافتن ابعاد آن مي‌توان به راحتي به موضوع صحيح از مباني نظري پروژه به مطالعه در مورد مطالب زير پرداخت شده است.
الف ـ مباني نظري پيرامون اوقات فراغت
ب ـ نحوة گذراندن اوقات فراغت
ج ـ ساماندهي اوقات فراغت
بهتر است قبل از وارد شدن به بحث چرايي فرهنگسرا به شناخت ويژگيهاي جوانان و اوقات فراغت آنها پرداخته شود ابتدا معناي اوقات فراغت در جامعه مدرن و زيان محاوره بررسي مي‌گردد سپس مباني نظري پيرامون جوانان و اواقت فراغت پرداخته مي‌شود و جريان هويت‌يابي در دورة جواني و ارتباط آن با نظام تعليم و تربيت گفته خواهد شد. نحوة گذران اوقات توسط جوانان و كاركردهاي مختلف آن بررسي شده و در پايان راهي براي ساماندهي اوقات فراغت ارائه خواهد شد.

2-1-2-1-2-تعريف اوقات فراغت
اين موضوع يا تحولات دو دهه اخير پيشرفت کرده است  اگر لغت اوقات فراغت را ريشه شناسي (etymologically) کنيم از ريشه لاتين licere به معني “اجازه دادن” مي آيد لذا فراغت به معني رخصت دادن معني مي دهد.  حتي در انديشه يوناني نيز لغت leisure هم زوج کار و يا نيروي کارگر  بوده است. ارسطو فراغت را پيشه اي جدي مي دانسته است:  ” ما حرفه و کار و شغلي را در پيش مي گيريم تا فراغتي داشته باشيم”. پس به نظر ارسطو فراغت وضع ايده الي است که هر شهروند به دنبال و در آرزويش است. لذا زندگي فراغتي لازمه زندگي است. از زمان شروع زندگي انگلستان مدرن يعني قرن 14 قراغت به معني ” فرصتي براي وقت آزاد ” محسوب مي شده است.
کار زماني است که براي صرف آن پرداختي صورت مي گيرد اما فراغت صرف زماني است که اجباري در انجامش نيست و پولي هم در قبال آن درياقت نمي کنيد. اما در عصر صنعتي برخي رابطه کار و فراغت را رابطه اي متجانس نمي
يدند و اينها که متعصبانه به نظم توسعه صنعتي و جامعه صنعتي نگاه مي کردند فراغت را بالقوه مشکل جامعه صنعتي مي دانستند. آنها معتقد بودند که ” اگر کارگر صنعتي از عادت به صرف اوقات فراغت – به همان گونه جامعه و فرهنگ ماقبل سرمايه داري و صنعتي –  کند نظم نيروي کار و توليد در خطر قرار خواهد گرفت. براي همين بود که فرهنگ اوقات فراغت و تفريح ( recreational  ) سنتي مورد حمله قرار مي گرفت تا به حاشيه رود.درحقيقت مي توان گفت فعاليت فراغتي در اوايل رشد دوره صنعتي مدرن حوزه تضادهاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي بود و به تدريج با تشکيل بازار مصرفي حوزه هاي فراغتي اقشار مختلف شکل يافته است.
به واقع مي توان گفت که فراغت واقعي يعني زماني که شما در آن زمان کار ( که در قبالش پول دريافت مي کنيد) انجام نمي دهيد. اما صرف اوقات فراغت از آن جهت مهم است که بر اساس آن مي توان موقعيت status اجتماعي هر کس را مشخص کرد به اين ترتيب که توانايي درگير شدن در فعاليتي که وقت آزاد شما بحساب مي آيد موقعيت شما را در اجتماع نشان مي دهد : براي افراد طبقه متوسط بالا اوقات فراغت زمان جدي است .
اما مساله اوقات فراغت موقعي مشکل مي شود و نياز به کاويدن بيشتري دارد که شما با مساله اي به نام بيکاري  unemployment  روبرو مي شويد.  به اين لحاظ برخي جامعه شناسان به جد به اين مساله اهميت داده اند مثلا Alfred Lloyd اوقات فراغت را ماهيتا راه و روش فرهنگ دموکراتيک مي داند.
هوني کات Hunnicutt نيز اوقات فراغت را به مثابه يک خلاقيت نگاه مي کند: “جامعه بايد براي افراد فرصتي آماده کند تا کارهاي خلاقانه توليد کنند و اوقات فراغت همين فرصت است”. البته جنبش طبقه کارگر  يا جنبش کارگري در ابتدا بيشتر اوقات فراغت را با پول در تنش مي ديده است نه با خلاقيت. لذا در تاريخ کارگري مساله گرفتن استفاده از تعطيلات و داشتن اوقات فراغت با دريافت پول در دستور کار اين جنبش قرار گرفت. کاهش ساعات کار و حق استفاده از مرخصي با حقوق از دستاوردهاي اتحاديه هاي کارگري در غرب در اوايل دهه 1930 در غرب بود.
نظريه پردازان اجتماعي نه فقط به مساله سرمايه داري و کار يا نيروي کار در نظريه هاي مدرن اهميت مي دهند بلکه به مساله ماهيت اوقات فراغت هم پرداخته اند. مناقشات در باره پست مدرنيسم و جهاني شدن بر اوقات فراغت هم متمرکز است :  به اين معني که مصرف کننده معاصر يک نوع خاص و متناسب سبک زندگي اوقات فراغتي در زندگي آزاد خود ساخته است.اين را ما مي توانيم در خانه يا در دنياي توريستي يا توريست ها هم ببينيم. صنايع فرهنگي و اوقات فراغت در واقع صنايع بزرگي هستند. که جامعه شناسان را به چالش جدي کشيده اند تا مدل هاي قديمي پويايي رابطه توليد / مصرف را تجديد نظر کنند و بويژه در بررسي فرايند مصرف تجديد نظر اساسي کنند.
گفته مي شود که جوامع غربي به جوامع فراغتي در حال تبديل هستند. مردم نسبت به گذشته هم پول و هم وقت بيشتري دارند. مردم به اين لحاظ تلويزيون نگاه مي کنند يا به سفر مي روند يا برخي در خانه اوقات را سر مي کنند. به همين لحاظ اين مساله اوقات فراغت به روندهاي اجتماعي مرتبط هستند. از سوي ديگر بخش زيادي از اوقات فراغت در خانه صرف مي شود که همين به گرايشي به نام خصوصي سازي خانواده تبديل شده است – يعني عقب نشيني به طرف خانه و خانواده. از سوي ديگر بخش زيادي از اوقات فراغت به کالايي شدن زندگي تبديل شده است که به رشد جامعه مصرفي دامن زده است. همچنين بايد گفت که توزيع صرف اوقات فراغت به طور ناموزون بين جمعيت توزيع شده است. براي مثال طبقات متخصص و حرفه اي بيشتر اوقات فراغت را در بيرون خانه دنبال مي کنند اما کارگران ساده و بي خصص ممکن است بيشتر در خانه اوقات فراغت را بگذرانند.

2-1-2-1-3-مروري کلي بر تحول مفهوم اوقات فراغت
تحولات مفهوم اوقات فراغت در دو دوره صنعتي شدن و گسترش سرمايه داري در اواخر قرن نوزدهم و قرن بيستم و تحولات بعد از دهه 1980 آنطور که در نظريات جامعه شناسان و بررسيهاي جامعه شناسي اوقات فراغت منتصویر شده است. تحولاتي که در ساخت اقتصادي و بازار کار در اين دو دوره رخ داد ماهيت اوقات فراغت را دگرگون کرد. رشد صنعتي شدن بر پايه نظام سرمايه داري نگرش به اوقات فراغت را از آنچه در دوره کهن و جامعه ماقبل سرمايه داري با آن مواجه بوده تغيير داد. رشد جنبش کارگري و بالا گرفتن عرصه ستيز اتحاديه هاي کارگري و کارفرمايي و تحول در مديريت علمي واحدهاي صنعتي در جهت ظهور مفهوم جديدي از اوقات فراغت بود که به کلي متفاوت از تعريف آن در دوره باستان است. اگر واژه اوقات فراغت را ريشه شناسي کنيم از ريشه لاتين به معني “اجازه دادن” مي آيد لذا فراغت به معني رخصت دادن معني مي دهد. حتي در انديشه يوناني نيز واژه فراغت هم ذوج کار و يا نيروي کار بوده است. در ميان متفکران گذشته ارسطو فراغت را به مثابه پيشه اي جدي مي دانسته است: ” ما حرفه و کار و شغلي را در پيش مي گيريم تا فراغتي داشته باشيم”. در نظر اول اين طور استنباط مي شود که به نظر ارسطو فراغت وضع ايده آلي است که هر شهروند به دنبال و در آرزويش است. لذا صرف اوقات فراغت لازمه زندگي است. پس برخلاف نظر بارت آنچه ارسطو از اوقات فراغت منظور نظر داشته است هم ذوج بودن آن با کار است و نه در مقابل کاربودن. اين درست در مقابل مفهومي از اوقات فراغت قرار مي گيرد که مربوط به تحولات بعد از صنعتي شدن و رشد نظام سرمايه داري است. بنابر اين فراغت در دوره مدرن بتدريج در مقابل کار قرار مي گيرد. يعني ما در مقابل دستمزد فعاليتي مي کنيم تا فراغتي داشته باشيم. بنابر اين فرق است بين تلقي ما از اوقات فراغت در دوره مدرن که در بيشتر نوشته جات مربوط به اوقات فراغت در علوم اجتماعي آمده است : يعني قراغت به معني ” فرصتي براي وقت آزاد ” . ( ويليامز ، 1976) در چنين تلقي، کار فعاليتي است که يه شما براي انجام آن پرداختي صورت مي گيرد اما فراغت صرف زماني است که اجباري در انجامش نيست و پولي هم در قبال آن درياقت نمي کنيد. بعدا نشان خواهيم داد که در دوره جديد تا چه حد چنين تعريفي از اوقات فراغت تنها ساده انگاري بيش نيست و بررسي هاي تجربي را از عينيت دور مي کند. به عبارت ديگر رابطه کار و فراغت براحتي رابطه اي متجانس محسوب نمي شود و براحتي نيز غير متجانس نيست. بلکه رابطه اي است که با تحولات اجتماعي و اقتصادي در حال تحول بوده است. آنچه که در اين بخش بررسي مي شود تحول مفهوم اوقات فراغت در سه مرحله ماقبل مدرن ( دوران باستان ) ، دوره مدرن ( انقلاب صنعتي و صنعتي شدن ) و دوره مدرنيته متاخر ( دوران جهاني شدن ) است. در هر يک از اين دوره ها نگرش گروه هاي مختلف مردم در جوامع گوناگون به اوقات فراغت متفاوت بوده است که اين ناشي از تحولات در عرصه ساخت اقتصادي است. در دوره مافبل مدرن اوقات فراغت بخشي از زندکي فرهنگي بوده است. اما در دوره صنعتي فراغت به واقع مشکل جامعه صنعتي تلقي مي شده است چون بطور مشخص فعاليت هاي فراغتي ماقبل مدرن فعاليت هايي غير مولد تلقي شدند. نظم توسعه صنعتي اوليه در بيشتر جوامع فراغت را بالقوه مشکل جامعه صنعتي مي پنداشت و لذا گسترش آن را بر نمي تابيد چنين نگرشي به اوقات فراغت بر اساس تفسيري خاص از اوقات فراغت در جامعه ماقبل مدرن بود. يعني اينکه اگر کارگر صنعتي به مانند جامعه و فرهنگ ماقبل سرمايه داري و صنعتي زماني را به اوقات فراغت بپردازد نظم نيروي کار و توليد در خطر قرار خواهد گرفت. براي همين بود که فرهنگ اوقات فراغت و تفريح سنتي مورد حمله قرار گرفت تا به حاشيه رود. ( تامسون ؛ 1967) در حقيقت مي توان گفت فعاليت فراغتي در اوايل رشد دوره صنعتي مدرن حوزه تضادهاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي بود که به شکل ستيزاتحاديه هاي کارگري و مديريت کارخانه ها و کارفرماها تجلي مي يافت. اما به تدريج که ساخت اقتصادي تغيير کرد و بازارهاي مصرفي تشکيل شد حوزه هاي فراغتي براي اقشار مختلف شکل يافت. بنابر اين مي توان تحول در مفهوم اوقات فراغت را همگام در تحول در ساخت هاي اقتصادي که پيامد ظهور حوزه ستيز است نيز جستجو کرد. بر اين اساس در جامعه مصرفي امروز نمي توان همان تعريفي را از اوقات فراغت بکار برد که در آغاز جامعه صنعتي و يا در جامعه کهن و باستاني بکار مي رفت ، چون ويژگيهاي جامعه مصرفي ماهيتا با انواع جوامع گذشته متفاوت است.
2-1-2-1-4-اوقات فراغت در عصر باستان
با گسترش انقلاب صنعتي بخشي از اهداف طبقه کارگر و جنبش کارگري حق برخورداري از اوقات فراغت و رفتن به تعطيلات بود که از طريق اتحاديه هاي کارگري تحت عنوان مرخصي با استفاده از حقوق و دستمزد دنبال مي شد. به قول آدرنو اصطلاح اوقات فراغت يا داشتن وقت آزاد در همين دوران باب شد يعني فراغت خاطر و داشتن زندگي راحت و بي دغدغه.  البته جنبش طبقه کارگر يا جنبش کارگري در ابتدا بيشتر اوقات فراغت را با پول در تنش مي ديده است ( کراس ، 1986) . لذا در تاريخ کارگري مساله گرفتن استفاده از تعطيلات و داشتن اوقات فراغت با دريافت پول در دستور کار اين جنبش قرار گرفت. کاهش ساعات کار و حق استفاده از مرخصي با حقوق از دستاوردهاي اتحاديه هاي کارگري در غرب در اوايل دهه 1930 در غرب بود. اين مساله با رشد جنبشي همزمان است که با زبان کمبل به آن مي توان جنبش رشد اخلاق مصرفي نام داد. ( کمبل ، 1983 و 1987 ) کمبل با استفاده از واژه هاي وبر در کتاب ” اخلاق پروتستانتيسم و روح سرمايه داري ” اخلاق مصرف را در مقابل اخلاق توليد مي گذارد، يعني اينکه مصرف زمان ديگر ضد ارزش تلقي نگردد.  بهر حال تمامي حقوقي که کارگران مطالبه کردند در پي جنبش اوقات فراغت تقاضا شد. به عبارت ديگر افزايش استفاده از مرخصي همراه با حقوق برابر است با رشد صنعت فراغت. يعني سيطره جادويي که در آن مردم ، خود حداقل تصور مي کنند که بر اساس اراده آزاد خود عمل مي کنند. در نقد صنعت فراغت به عنوان توطئه کالائي شدن فراغت در ديناي سرمايه داري آ درنو اين استدلال را مطرح مي کند که خود اين اراده توسط همان نيروهايي شکل مي گيرد که مردم يا کارگران درصددند در ساعات بيکاري از دست آنها فرار کنند.  ، چه حرف آدرنو را بپذيريم و چه نپذيريم تعريف عام از فراغت در جامعه صنعتي يعني زماني که فرد در ازاي فعاليتي که انجام مي دهد پولي دريافت نمي کند. اگر چه بحث جامعه شناسي اوقات فراغت از آن جهت مهم بود که جامعه شناس بر اساس آن مي توانست موقعيت اجتماعي فرد را مشخص کند، به اين ترتيب که توانايي درگير شدن در فعاليتي که وقت آزاد فرد بحساب مي آيد موقعيت او را در اجتماع نشان دهد و بنابر اين براي افراد طبقه بالا در اجتماع و نه جامعه مصرف اوقات فراغت به نحو تظاهري صورت مي گرفت.  با گسترش صنعتي شدن و رشد دستاوردهاي جنبش کارگري اوقات فراغت ديگر امري طبيعي وضروري بود. به علاوه ظهور و گسترش دولت رفاهي نيز به نهادينه شدن اوقات فراغت کمک کرد چون دولت رفاهي برابر بود با رشد خدمات و بيمه جمعي يا به عبارت ديگر مديريت ريسک براي تضمين حداقل هاي زندگي از جمله استفاده از اوقات فراغت حتي در مواقع بيکاري و بازنشستگي. چون مساله اوقات فراغت موقعي مشکل مي شود و نياز به کاويدن بيشتري دارد که شما با مساله اي به نام بيکاري روبرو مي شويد. چيزي که دولت رفاهي در صدد حل آن بود و براي همين يکي از برنامه هاي دولت هاي رفاهي رسيدگي به اوقات فراغت بيکاران بود يعني امکان سازي استفاده از تسهيلات فراغتي براي بيکاران. به عبارت ديگر دولت رفاهي هاي کلاسيک در پي اين هدف بودند که نسبت هاي جايگزين براي بيکاران هرچه بيشتر به يک نزديک تر شود تا قدرت خريد و صرف اوقات فراغت فرد در ايام بيکاري تغييري نکرده و کيفيت زندگي افول نکند.  اما موضوع تعريف اوقات فراغت در دوره ما قبل مدرن متضمن نفسيري ديگر است. به عبارت ديگر آنچه که ما در دوره مدرن از بازي و تفريح معني مي کنيم نمي توان بر بازيهاي گذشته نيز جاري کرد. در حقيقت در رم و يونان باستان فراغت محور و مركز زندگي فرهنگي بوده است كه در آن هنرهاي جنگي ، سواد و زيبا شناسي را مي آموختند. بنابراين فراغت امر مهم و مولدي بحساب مي آمده است كه انتخاب آن در اختيار فرد نبوده است. بنابر همين اصل بود كه ارسطو مي گفت :” هم كار و هم فراغت جزء مهم زندگي هستند.” چون فراغت يك توليد فرهنگي محسوب مي شد پس امري مولد بود. بنابر اين وجود 200 روز تعطيلات عمومي شامل اختصاص 175 روز به برگزاري مسابقه در سال 354 بعد از ميلاد مسيح در رم باستان  را نبايد آنطور که در فرهنگ عامه يا آنطورکه در شروع عصر صنعتي شدن تصور مي شد تفسير کرد. به عبارت ديگر آنچه از انجام اين نوع فعاليت ها از جمله بازيهاي رمي ها و يوناني ها در تصور عموم ثبت شده است نمايش سبعيت امپراطور و تماشاگران در ميدانهاي بازي رمي ها نبوده است. تصور فرهنگ عامه از طريق القاي تفسيرها و فيلم هاي محصول هاليوود اوايل قرن بيستم اين چنين شکل گرفت که گويا در اين ميدان ها بازيگران مظلوم و در حال زجر کشيدن و تماشاچيان در حال لذت بردن از زجر آنان بودند. اما در واقع در بيشتر اين بازيها تماشاچي ها يا “ما” شهروندان جامعه رم محسوب مي شدند كه به تماشاي مجرمين ” آنها” آمده اند كه در حال تحمل مجازات اعمال خود هستند. . در جهان باستان آنجه كه تا كنون در باره يونان و رم باستان نوشته شده است بازي و تفريح فعاليت هايي محسوب مي شدند كه محور زندگي فرهنگي بودند.  به عبارت ديگر اوقات فراغت موضوعي است که بعد از دوره صنعتي شدن باب شده است تا فرد دوره صنعت گستري زماني را دور از محيط کار بي دغدغه و راحت به شيوه اي متفاوت از آن محيط سر کند.
2-1-2-1-5-تحول نظام هاي توليدي و بازار كار
در اين بخش نخست به بررسي ويژگيهاي نظام هاي توليدي تيلوريسم و فورديسم و پست فورديسم مي پردازيم تا بدين وسيله ماهيت و تغييراتي كه در بازار كار رخ داده را روشن كنيم. اين نظام هاي توليدي به دنبال تقسيم کار صنعتي ظهور کردند و بر زندگي اقتصادي تاثيرات تعيين کننده اي گذاشند. بدين وسيله تاثير اين تغييرات بر زندگي خصوصي افراد و خانواده ها استنباط ما از اوقات فراغت را دچار دگرگوني كرده است. بنابراين در بررسي مفهوم اوقات فراغت بايد تحولاتي كه در ماهيت كار و نظام هاي توليدي اتفاق افتاده است را در نظر داشت. در فاصله يك يا دونسل اخير در حوزه كار تغييرات عميقي در زندگي اقتصادي رخ داده است كه براي فهم آنها توجه به تحولات در نظام هاي توليدي دو قرن اخير ضرورت دارد. در اواخر سده هيجدهم آدام اسميت (1935،  در کتاب ثروت ملل بر مزاياي گوناگون تقسيم کار تاکيد کرد که چگونه به افزايش قابليت توليد منجر خواهد شد. بعد ها چارلز ببيج (1835) اين تحليل اسميت را بسط داد و نشان داد که پيشرفت فناوري در توليد چطور مي تواند از طريق پيچيده تر شدن تقسيم کار صنعتي ميزان ساده شدن وظايف هر کارگر و هماهنگي آن با وظايف کارگران ديگر اندازه گيري شود. اين فرايند قيمتي را که کارفرمايان ناچارند براي اجير کردن کارگران بپردازند و زمان مورد نياز براي يادگيري هر پيشه را چنان كاهش مي داد كه موجب تضعيف قدرت چانه زني کارگران در بازار كار مي شد و بدين سان هزينه هاي دستمزد را پايين نگه مي داشت. با ظهور تيلوريسم (بريورمن، 1974) تقسيم کار توسعه يافت و شديد تر شد و نيز تاثير فراگيري بر سازماندهي توليد صنعتي و فناوري در بسياري از کشورها داشت. تيلوريسم در حقيقت تبديل تمام فرايندهاي صنعتي به فرايندهاي ساده قابل زمان بندي و سازماندهي بود. بعد از آن فورديسم توجه بيشتري به فروش محصولات از طريق توسعه بازارها براي توليدات انبوه کرد. ( هانشل ، 1984) فورديسم در واقع بسط اصول مديريت علمي به توليد انبوه بود. اما فورديسم و تايلوريسم هر دو سيستمهاي توليدي با اعتماد پايين بودند ( فاکس ، 1974 ) که بيگانگي کارگر را به کار به حداکثر مي رساندند. بنابر اين در اين نوع سيستم ها کار امري اجباري و حوزه اي بدون استقلال عمل کارگربود كه در آن تعيين وظايف تنها بر عهده مديريت و مرتبط با ماشين ها بود. در چنين سازماني كه به قول وبر گسترش نظم آن جزء اجتناب ناپذير زندگي در جامعه مدرن شده بود استقلال و آزادي افراد و رويه هاي دموكراتيك جاي خود را به نظم سلسله مراتبي مي داد كه خلاقيت ها و محيط دموکراتيک را بر نمي تابيد. ( وبر ، 1976) پيامد ناخواسته افزايش ميزان بيگانگي کار گسترش ستيزه بود. از دهه 1970 به بعد شرکتهاي زيادي در صنايع به دنبال رهايي از چنين وضعي بودند و راه هاي مختلفي را دنبال کردند تا بهر نحو وظايف معمول و يکنواخت ماهيت کار را تغيير دهد. ( کلي، 1982) ارائه راه حل هاي مختلف از ايجاد خطوط توليد زنجيره اي و خودکار تا ايجاد کار گروهي در سازمانها‏ ، تمامي در جهت ايجاد نظام توليدي جديدي بود تا بيگانگي کارگر را از کار کاهش دهد. همه اينها بتدريج به ظهور نظام کار جديدي به نام مابعد فورديسم منجر شد که در آن سعي بر آن بود که سيستم توليدي جرات کارگررا بالا برد تا حاکم بر سرنوشت و محتوي کارش باشد. ويژگي هاي نظام توليدي مابعد فورديسم در جهت تخصصي شدن هر چه بيشتر کار، انعطاف پذيري کارگر در محيط کار، کارتيمي، و مهارت هاي چندگانه يعني انعطاف کارگر از يک کار به کار ديگربود. در ادامه اين تغييرات از دهه 1980 به بعد سازمان توليدي بر اثر ورود فناوري اطلاعاتي درگير تغييرات شگرف تري شد که ظهور ساخت اقتصاد دانش محور منجر شد. با گسترش کارهاي تخصصي و شمار کارهاي مديريتي شاهد حرکت از اقتصاد توليدات کارخانه اي به سمت اين نوع اقتصاد هستيم که نقش کارگران نيمه ماهر در آن کم مي شود و بر نقش دو دسته مهارتها اضافه مي شود کارگران ماهر و بدون مهارت . رشد اطلاعات رشد ايده انتقال به جامعه جديد را پرورش مي دهد که در آن هر چه بيشتر از اتکا بر صنعت گرايي کاسته مي شود. در سازمان توليدي مبتني بر دانش بهره گيري از ايده ها، اطلاعات و اشکال معرفتي براي رشد اقتصادي تسلط مي يابند و اقتصاد مستمرا تحت تسلط اطلاعات ، ايده ها، علم و فن آوري قرار مي گيرد. در اين نوع ساخت اقتصادي آنچه توليد مي شود نه وزن مي شود ، نه انبار و نه حمل. بخش هاي مالي در اين نوع اقتصاد بيشتر رشد مي کند. از دهه 1980 به بعد اين نوع ساخت توليد اقتصادي موجب شدت بخشيدن به رقابت در اقتصاد جهاني مي شود. در اين نوع ساخت اقتصادي دانش محور سرمايه به قيمت هزينه کار و کارگر نفع بيشتري مي برد چون سرمايه از کار بسيار متحرک تر مي شود و سرمايه مالي از همه متحرک تر. اينجاست که پايه هاي دولت رفاهي که بر توازن سرمايه ( سازمان توليدي فورديسم ) و کار بود متزلزل مي گردد چون ساخت اقتصادي هر چه بيشتر نقش اتحاديه هاي کارگري را کم رنگ تر کرده است. همانطور که ذکر شد اين روند ها نشانهاي محسوس تناقض را در خود داشت . از يک سو در شکل اقتصادي جديد نياز مبرمي به مهارت هاي مختلف بود که انتقال از نياز به کار غير يدي را افزايش مي داد اما از سوي ديگر ناپديد شدن کارهاي نيمه مديريتي قطب بندي جديدي در بازار کار ايجاد کرده بود و شغل هاي ساده را رونق داده است در حاليکه کارهاي مديريتي و حرفه اي را افرايش داده است. از سوي ديگر انعطاف پذيري در بازار کار رشد کارهاي موقتي را نيز بالا برده بود. ريچارد سنت ( 1998) در بررسي تغييرات زيادي که ماهيت کار در دهه هاي اخير ايجاد شده است به بررسي دو نسل مي پردازد تا نشان دهد تغييرات در کار چه تاثيري بر زندگي اقتصادي داشته است. سنت نشان مي دهد که تا چه ماهيت کار دو نسل پشت سر هم ريکو پسر مهاجر مکزيکي با پدرش انريکو متفاوت شده است. انريکو پدري که سالها کار يدي مي کند ، مهاجري است که کار ثابت خدماتي دارد ، در محلي ثابت با حمايت مستمر اتحاديه. هدف پدر حمايت از خانواده است اما پسرش ريکو کارو زندگي اقتصادي ماهيتا متفاوت دارد : در حرکت، فعالتر، نقش متغيردر کار، موقتي بودن تعهد به انجام کار و همسايه هاي موقتي. سنت نشان مي دهد كه چگونه در فاصله يک يا دونسل اين تحولات آينده کار را دگرگون کرده است. روز بروز تعداد دارندگان شغل هاي موقت بيشتر مي شود و تعداد بيشتري داوطلب مي شوند تا كارشان را عوض كنند و به کارموقت تن دهند، حتي كساني كه كار ثابت و با تامين آينده اي دارند. در امريكا تعداد كساني كه در جواني چند شغل عوض كرده اند روبه افزايش است. بطور مثال برخي در 30 سالگي 7 تا 8 شغل عوض کرده اند. ( سنت ، 1998). در اينجا به نظر مي رسد آنچيزي كه انسان ها را از كارشان مي رماند و موجب ايجاد سبك هاي مختلف زندگي و گذران اوقات فراغت جديد شده است ظهور فردگرايي و پديده انتخاب در فرد مدرن است. به قول ريچارد سنت (1998) ماهيت كار و و دوره كار در كشورهاي غربي و بويژه امريكاي شمالي كوتاه مدت تر شده و رقابت هاي گروهي در شركتها فضايي دموكراتيك را ايجاد كرده است كه افراد در آن بر خلاف گذشته لذت هم مي برند نه رنج و از خود بيگانگي. بطور مثال در شركتهايي مانند ميكروسافت و گوگل كاركنان با نظم سلسله مراتبي سازمانهاي مورد نظر وبر روبرو نيستند و لذا فرصت باز نگري مجدد از خود و كار خود را دارند. البته با وجود اين تغييرات در كار و حرفه ديگر نمي توان انتظار شكل گيري هويت كاري داشت. به عبارت ديگر حافظه سازماني كوتاه مدت مي شود و به نوعي بحران هويت كاري يا حرفه اي مي انجامد. اما مي توان گفت كه با مقايسه گذشته اين تلقي از كار ماهيت كار را مخدوش جلوه مي دهد. در نتيجه در اين شرايط براي بسياري كار آنقدر كسل كننده نيست و جنبه هايي از خلاقيت را در بر دارد. تغييرات در ساخت اقتصادي و بازار كار نهادهاي اقتصادي را نيز در بر گفته است. در اين خصوص مي توان به نقش اتحاديه هاي کارگري در دو ساخت اقتصادي متفاوت اشاره كرد. يکي از کارکردهاي اتحاديه هاي کارگري در شروع دوره صنعت گستري تلاش در جهت به رسميت شناختن و احقاق برخي حقوق براي کارگران از جمله حق اعتصاب ، حق برخورداري از انواع مرخصي ها چه با حقوق و چه بدون حقوق بوده است. وجود و رشد اين اتحاديه ها از چند جهت بررسي شده اند. فرانک تنباوم ( 1974) بطور مثال اين استدلال را مطرح مي کند که اتحاديه ها بوجود آمدند چون افراد عضو آن بر مبناي يک شيوه و تجربه مشترک در شغل هاي مشابهي کار مي کرنند. وجود چنين تشابهي در ماهيت کار در نظام هاي توليدي فورديسم و تيلوريسم ديده مي شود. بنابر اين اتحاديه ها همگام با رشد اين نوع شيوه توليدي توانستند در ستيزه خود با مديريت امتيازاتي را حول کار جمعي نهادي بدست آورند که از جمله آن حق برخورداري از زماني است که افراد به اختيار خود آن را انجام دهند. اما هنگامي که شيوه و نظام توليد کارخانه اي يا سرمايه داري فيزيکي تغيير کرد نقش اتحاديه ها به سبب تغييرات کار و بازار کار نيز افول کرد.

2-1-2-1-6-‌تحول مفهوم اوقات فراغت در دوره مدرنيته متاخر
با توجه به آنچه در مورد تغيير ساختار هاي اقتصادي گفته شد در دهه هاي اخير جوانب مختلف زندگي از جمله زندگي اقتصادي در معرض تغييرات شگرفي قرار گرفته است. پديده هايي مانند “مرگ حرفه ها” ، اخبار مربوط به ادغام شرکتهاي بزرگ و کوچک شدن اندازه آنها، و گزارش هاي ضد و نقيض در باره اثرات فناوري اطلاعاتي بر محل کار از آن جمله اند. جامعه شناسان اوقات فراغت از آن جهت اين پديده ها را مورد بررسي قرار مي دهند تا تاثير تغييرات در کار را بر زندگي خصوصي افراد و خانواده ها بطور اعم و زندگي فراغتي آنان به طور اخص دريابند. اگر چه تاثير اين تغييرات مي تواند جنبه هاي عمومي تر زندگي اجتماعي را نيز در بر گيرد. تاثير اين تغييرات در تعاريف اخير جامعه شناسان از اوقات فراغت نيز اجتناب ناپذير بوده است. بطور مثال آلفرد لويد جامعه شناسي دانشگاه ميشيگان اوقات فراغت را ماهيتا راه و روشي براي رسيدن به فرهنگ دموکراتيک توصيف کرده است.  نيز اوقات فراغت را به مثابه يک خلاقيت نگاه مي کند: “جامعه بايد براي افراد فرصتي آماده کند تا کارهاي خلاقانه توليد کنند و اوقات فراغت همين فرصت است”. روژک ( 1990) نيز از نظريه پردازاني است که بر خلاف نظريه پردازان اجتماعي که به مساله سرمايه داري و کار يا نيروي کار در نظريه هاي مدرن اهميت مي دهند به مساله ماهيت اوقات فراغت هم پرداخته است. به علاوه مناقشات در باره پست مدرنيسم و جهاني شدن بر اوقات فراغت هم متمرکز است. به اين معني که مصرف کننده معاصر يک نوع خاص و متناسب سبک زندگي اوقات فراغتي در زندگي آزاد خود ساخته است. ( روژک ، 1990) اين را مي توان با توجه به برخي الگوي هاي مسلط اوقات فراغت در اکثر کشورهاي اروپايي مانند اوقات فراعت با محوريت خانه نيز مشاهده کرد بنابر اين مي توان از تحول در مفهوم فراغت و ظهور جامعه اي فراغتي سخن گفت. روز بروز بر تعداد مردمي که كمتر به كار با دستمزد وقت مي گذرانند و بيشتر در فعاليت هاي فراغتي زمان مي گذرانند افزوده مي شود. اوقات فراغت در حقيقت حوزه تخصصي فعاليت انساني شده است. مردم وقت زيادي را صرف برنامه ريزي و فكر كردن به صرف اوقات فراغت مي کنند. صنعت فراغت بخش عظيم كارش در اصل دادن چنين مشاوره هايي است. مردم وقت بيشتري از گذشته صرف فراغت و وقت كمتري صرف كار مي كنند. اين مساله آنقدر محسوس است كه اين استدلال منطقي به نظر مي رسد كه آينده بشر بيشتر صرف فراغت مي شود تا كار و مساله اصلي فراغت است نه كار. اما آيا چنين تلقي از اوقات فراغت يعني قرار دادن مفهوم اوقات فراغت در مقابل كار درست است؟ آيا تحولات شگرفي که در متن جامعه رخ داده است نبايد درک ما از اوقات فراغت را تغيير دهد؟ آيا اوقات فراغت با انتخاب ، آزادي و استقلال ، لذت و خوشحالي تداعي مي شود و در مقابل كار با محدوديت ، حصر ، كسلي و بي حوصلگي و بيگانگي. اگر اين تعريف از اوقات فراغت را انتخاب كنيم اولا چه استباطي از كار داريم و ثانيا با چه مشكلاتي روبرو خواهيم شد؟ به عبارت ديگر تعريفي كه شعور عمومي به آن بيشتر گرايش دارد اوقات فراغت را اولا به مثابه زماني مي داند كه به طور انتخابي تلقي مي کند يعني اينکه در اين زمان هرچه مي توانيم انجام مي دهيم. ثانيا، فراغت فعاليتي است كه موجب ابراز وجود و خود شكوفايي فردي است و ثالثا فراغت به عنوان يك تجربه دروني به وضع روحي و رواني و گرايش ها و شرايط و تجربه توجه دارد. . آيا نبايد اين نگرش را به نقد کشيد؟ آيا اين نگرش متناسب با تحولات در نظام هاي توليدي جديد است؟ آيا نبايد اين تصور را که اوقات فراغت را با آزادي وساعات آزاد وفارغ ازكارمرتبط مي کند به چالش كشيد؟ به نظر روژک تعاريف ما از اوقات فراغت بايد بر اساس تفسير ما از متن و زمينه پيدايش وكاربرد آن باشد. بنابر اين قرار دادن کار در مقابل اوقات فراغت مربوط است به متن اجتماعي اقتصادي ظهور نظام توليدي تيلوريسم و فورديسم و تبعات آن. اگر بنا به نظر روژک به پهنه تحولات اجتماعي و اقتصادي توجه کنيم نمي توان تئوري عام وكلي در باره اوقات فراغت ارائه کرد و هر گونه کوششي از اين دست غيرواقعي وايده آليستي خواهدبود. به عبارت ديگر نمي توان اوقات آزاد وفراغت و يا چگونگي وكيفيت تجربه آن را از متن وزمينة اجتماعي وتاريخي كه اين اموردرآنهاشكل مي گيرند جدا نمود.  به علاوه اگر نظريه روژک را باز سازي کنيم مي توان گفت که تحول ماهيت اوقات فراغت بر تحول مفهوم آن نيز تاثير گذاشته است و اين مساله با ماهيت تغييرات نظام هاي اقتصادي و کار ارتباط داشته است. به طور مثال ظهور جامعه مصرفي که با بحث آزادي ، استقلال ، محدوديت ها، فاعليت و ساختار رابطه دارد بر مفهوم اوقات فراغت تاثير گذاشته است. در نتيجه براي پاسخ به اين سوال که آيا اوقات فراغت چيزي است که ما آن را با اختيار انتخاب مي کنيم يا نه را بايد با بررسي رابطه اي علي بين تغييرات در ماهيت اوقات فراغت و تغييرات در نظام هاي اقتصادي و کار روشن کرد. البته اين امر منافاتي با اين مساله ندارد که ما مطالعه اوقات فراغت را امري مرتبط با حوزه سياست بدانيم يا اينکه امري بدانيم که به شکلي با تحليل اجتماعي مرتبط باشد. يعني اينکه مي توان مطالعه اوقات فراغت را با برخي مسائل در فرايند قدرت و امتياز يا قدرت و طبقه مرتبط کرد. نظم اجتماعي به قول ايلايس و دانينگ چيزي نيست که تنها در محيط کار بحث شود يا نسبت به آن حساس بود بلکه در اوقات فراغت نيز نظم اجتماعي شکل مي گيرد و مورد خطر يا مذاکره قرار مي گيرد. ( ايلايس و دانينگ ، 1986( در اين نوع بررسي اوقات فراغت است که مي توان به دنبال هويت هاي جديد بود. بطور مثال در برخي جوامع غربي درست است که الگوي فراغت مسلط گرايش به خصوصي سازي خانواده دارد  يعني عقب نشيني به طرف خانه و خانواده و صرف اوقات فراغت در خانه اما همين مساله نشان مي دهد که اوقات فراغت تا چه حد تحت تاثير تحولات ديگر اجتماعي و اقتصادي است. گسترش شهر نشيني چنان محيط غربيه اي ايجاد کرده است که افراد را که در يک روند تاريخي از محليت و اجتماعات خود براي گم شدن در ميان غربيه ها به شهرها پناه آورده بودند دوباره به جاي نخست باز مي گرداند اما در نبود محليت آنها تنها به خانه هايشان پناه مي برند زيرا تنها اين فضاست که مي تواند مامني براي فرديت و خود در جامعه مصرفي جديد باشد. ( کوريگان، 1997، 96-114) از سوي ديگر بخش زيادي از اوقات فراغت به کالايي شدن زندگي تبديل شده است که به رشد جامعه مصرفي دامن زده است. همچنين بايد گفت که توزيع صرف اوقات فراغت به طور ناموزون بين جمعيت توزيع شده است. براي مثال طبقات متخصص و حرفه اي بيشتر اوقات فراغت را در بيرون خانه دنبال مي کنند اما کارگران ساده و بي تخصص ممکن است بيشتر در خانه اوقات فراغت را بگذرانند. اما اين به معناي اين نيست که بطور مثال در ساخت اقتصاد مبتني بر دانش مديران و متخصصين که جايگاه بهتري دارند وقت بيشتري هم براي اوقات فراغت دارند. به قول گيدنز آنها بايد دائما در حال دستکاري اوقات کار براي ايجاد اوقات ازاد باشند. بهرحال تمامي آنچه گفته شد با تحولات بعد از دهه 1980 و 1990 که نظام سرمايه داري مواجه با رشد اقتصاد دانش محور شد و پيامدهاي آن بر ساخت بازار کار و آينده کار و شغل محسوس گرديده است. همين مساله بر درک ما از اوقات فراغت نيز تاثير جدي گذاشته است . بنابر اين به دليل همين تغييرات بود که نظريه پردازان اجتماعي در تعريف خود از اوقات فراغت تجديد نظر کردند چرا که ماهيت اوقات فراغت بر اثر تغييرات در کار تغيير کرده بود.

و…………………..
فهرست مطالب  

عنوان                                                                                                       شماره صفحه
فصل اول
مقدمه    1
1-1- دلایل انتخاب موضوع    2
1-2- اهداف انتخاب موضوع    3
فصل دوم
الف-2-1-مبانی نظری    4
مقدمه    4
2-1-1-مطالعه وضع موجود،بیان آرا وافکار    5
2-1-2-تحلیل وضع موجود،آرا و افکار    8
2-3-3-نتیجه گیری و بیان راه کارهای کاربردی معماری    42
2-2-مبانی و مطالعات طرح    51
2-2-1-علت انتخاب موضوع    51
مقدمه    51
2-2-2-پيش درآمدي به فضاهاي فرهنگي و هنري    52

فصل سوم
3-1-بررسی نمونه های موردی خارجی و داخلی    55

1-مجموعه فرهنگي و هنري همپستد
2-مرکز هنرهاي نمايشي شوستر
3-تماشاخانه، هارلم، هلند
1-فرهنگسراي خاوران
2-فرهنگسراي نياوران
3-1-1-مصادیق خارجی    56
3-1-2-نمونه های داخلی    70
فصل چهارم
4-1-استانداردها و ضوابط موضوع طرح    86
4-1-2-مقدمه و تعاريف کلي    86
4-1-3-فضاهاي فرهنگي    88
4-1-4-فضاي آموزشي و هنری    88
4-1-5-فضاهاي اداري    89
4-1-6-فضاهاي خدماتي و پشتيباني    89
4-1-7-فضاهاي تأسيساتي    89
4-2-استانداردها و ضوبط طراحی سالن اجتماعات چند منظوره(آمفي تئاتر)    90
4-2-2-استانداردها و ضوبط طراحی  كتابخانه    98
4-2-1-نظام عملكردي كتابخانه    99
4-2-2-استاندارد وفضاهاي مورد نياز كتابخانه عمومي    100
4-2-3- ميزان فضاي كتابخانه    101
4-2-4- مساحت    101
4-2-5- حركت و دسترسي    101
4-2-6- استانداردهاي فضايي كتابخانه    102
4-2-7-ابعاد استانداردهاي پيشخوان و برگه دان    102
4-2-8- وضعيت قفسه هاي استاندارد    103
4-2-9- ابعاد استاندارد ميزها    103
4-2-10- سيستم هاي ساختماني    104
4-2-11-نور در كتابخانه    104
4-2-12- آكوستيك    104
4-2-14-تهويه مطبوع     105

4-2-15- رطوبت    106
4-3-ضوابط برنامه ريزي فضايي و طراحي نمايشگاه    107
4-3-1- ساختار عمومي نمايشگاه ها    107
4-3-2-  ترتيب قرارگيري اشياء    108
4-3-3-  نورپردازي    108
4-3-4-  نورپردازي طبيعي (نور روز)     109
4-3-5- نورپردازي جانبي (افقي)     110
4-3-7- حركت و دسترسي    111
4-3-7- نحوه نمايش آثار    111
4-3-8- رعايت فواصل در نمايشگاه     111
4-3-9- استاندارهاي فضايي انبار    112
4-3-10- سيستم هاي ساختماني    113
4-3-11- تنظيم شرايط محيطي    113
4-3-12- تهويه مطبوع    113
4-3-13- تأسيسات فني    113
4-3-14- آكوستيك    113
4-4-ضوابط برنامه ريزي فضايي و طراحي كلاسهاي آموزشي و هنري    113
4-4-1- كلاس هاي آموزشي عملي (كارگاهي)    115
4-4-2- كلاس هاي آموزشي تئوري (نظري)     116
4-4-3- فضاي اداري    116
4-4-4-بررسي کلاس هاي آموزشي عملي    117
4-4-5-آموزش طراحي    117
4-4-6-نقاشي    117
4-4-7-آموزش گرافيك     119
4-4-8-آموزش مينياتور    119
4-5-ضوابط برنامه ريزي فضايي و طراحي فضاهاي خدماتي و پشتيباني    120
4-5-1-تريا    120
4-6 ساختمانهاي عمومي ومعلولين    121
4-6-1 فضاي ورودي( ضوابط و معيارها)     121
4-6-2 راهرو( ضوابط و معيارها)     121
4-6-3 بازشوها( ضوابط و معيارها)     121
4-6-4 پله( ضوابط و معيارها)     122
4-6-5 سطح شيبدار( ضوابط و معيارها)     124
4-6-6 آسانسور( ضوابط و معيارها)     124
4-7-برنامه فیزیکی مجموعه    126
فصل پنجم
5-1- مطالعات اراک    134
5-1-1-مشخصات جغرافيائي استان اراک    134
5-1-2-شرایط اجتماعی    135
5-1-3-موقعیت معیشتی    136
5-1-4-پیشینه تاریخی    136
5-1-5-وجه تسمیه شهر اراک    137
5-1-6-مطالعه خصوصیات اقلیمی    137
5-1-7-آشنایی مختصر با اقلیم شهر اراک    138
5-1-8-معماری و ترکیب ساختمان ها    140
5-2- تحلیل و بررسی سایت مورد نظر    145
5-2-1-مساحت سایت مورد نظر    146
5-2-2-نقشه کابری های اطراف سایت    147
5-2-3-آلودگی های صوتی اطراف سایت    148
5-2-4-جهت باد غالب    149
5-2-5-نور خورشید    150
5-2-6-دسترسی ها به سایت    151
فصل ششم
6-1-پروژه نهایی    145
6-1-1-سبک معماری به کار برده شده در پروژه(معماری پست مدرن)    145
6-1-2-کانسپت    151
6-1-3-بیان مراحل طراحی و کانسپت     154
6-1-4-آلترناتیو های پیشنهادی    157
6-1-5-سیستم سازه ای پروژه    161
6-1-5-1-بتن و فولاد    161
6-2-مدارک پروژه    164
منابع و ماخذ    179
پیوست    180

فهرست تصاویر   

عنوان                                                                                                       شماره صفحه
فصل سوم
تصویر3-1    56
تصویر3-2    56
تصویر3-3    57
تصویر3-4    57
تصویر3-5    57
تصویر3-6    58
تصویر3-7    58
تصویر3-8    59
تصویر3-9    60
تصویر3-10    60
تصویر3-11    61
تصویر3-12    61
تصویر3-13    62
تصویر3-14    62
تصویر3-15    63
تصویر3-16    64
تصویر3-17    64
تصویر3-18    64
تصویر3-19    64
تصویر3-20    65
تصویر3-21    65
تصویر3-22    66
تصویر3-23    66
تصویر3-24    66
تصویر3-25    66
تصویر3-26    67
تصویر3-27    67
تصویر3-28    67
تصویر3-29    67
تصویر3-30    70
تصویر3-31    71
تصویر3-32    72
تصویر3-33    72
تصویر3-34    74
تصویر3-35    74
تصویر3-36    75
تصویر3-37    75
تصویر3-38    76
تصویر3-39    76
تصویر3-40    79
تصویر3-41    79
تصویر3-42    80
تصویر3-43    80
تصویر3-44    80
تصویر3-45    80
تصویر3-46    81
تصویر3-47    82
تصویر3-48    82
تصویر3-48    82
تصویر3-48    82
تصویر3-48    82
تصویر3-48    82
تصویر3-48    83
تصویر3-48    83
تصویر3-48    83
تصویر3-48    83
تصویر3-48    83
فصل چهارم
تصویر4-1    92
تصویر4-2    93
تصویر4-3    93
تصویر4-4    94
تصویر4-5    95
تصویر4-6    95
تصویر4-7    95
تصویر4-8    97
تصویر4-9    102
تصویر4-10    102
تصویر4-11    102
تصویر4-12    102
تصویر4-13    102
تصویر4-14    103
تصویر4-15    104
تصویر4-16    107
تصویر4-17    107
تصویر4-18    108
تصویر4-19    108
تصویر4-20    108
تصویر4-21    109
تصویر4-22    110
تصویر4-23    112
تصویر4-23    123
فصل پنجم
تصویر5-1    145
تصویر5-2    146
تصویر5-3    147
تصویر5-4    148
تصویر5-5    149
تصویر5-6    150
فصل ششم
تصویر6-1    159
تصویر6-2    159
تصویر6-3    160
تصویر6-4    170
تصویر6-5    171
تصویر6-6    172
تصویر6-7    173
تصویر6-8    174
تصویر6-9    175
تصویر6-10    176
تصویر6-11    177
تصویر6-12    178

فهرست جداول

عنوان                                                                                                       شماره صفحه
فصل دوم
جدول2-1    23
جدول2-2    24
فصل چهارم
جدول4-1    100
جدول4-2    100
جدول4-3    126
جدول4-4    127
جدول4-5    128
جدول4-6    129
جدول4-7    130
جدول4-8    131
جدول4-9    131
فصل پنجم
جدول5-1    138
جدول5-2    138

فهرست نقشه ها و مدارک

عنوان                                                                                                       شماره صفحه
نقشه 6-1-سایت پلان    164
نقشه 6-2- پلان زیرزمین    165
نقشه 6-3- پلان همکف    166
نقشه 6-4- پلان اول    167
نقشه 6-7- برشA-A-     168
نقشه 6-8- برشB-B-     169

 

 

منابع در پاورقی ها ذکر شده است.

تصاویر فایل:

دانلود رساله فرهنگسرای هنر,رساله فرهنگسرا,رساله معماری فرهنگسرای هنرپروپوزال فرهنگسرا,پروپوزال معماری فرهنگسرای هنر,رساله معماری فرهنگسرا

خرید رساله:

در پایان خرید ، لینک دانلود فایل نمایش داده می شود و به ایمیل شما ارسال خواهد شد. آموزش خرید و دانلود فایل
  • فرمت رساله: word
  • حجم فایل ها: 12 مگابایت

 

  • برای مشاهده لیست رساله و مطالعات های معماری اینجا را کلیک نمائید.
  • سفارش انجام رساله و طرح پذیرفته می شود.
  • شماره پشتیبانی و سفارشات معماری : 09037758555 – 10 صبح تا 4 عصر
  • ایمیل های پشتیبانی : parsacad.com@gmail.com – info@parsacad.com
  • رساله معماری با رساله معماری هم تبادل می شود و نیاز به خرید نیست.