پپیشگفتار
برنامه ریزی شهری از جامعیت خاصی برخوردار میباشد و محتوای آن به نسبت عمق ارتباطی که با محیط شهر و ساکنان آن دارد، بسیار گسترده است. شاید کمتر دانشی را بتوان یافت که اینچنین با رسته های مختلف علمی در ارتباط باشد، از آنها بهره گیرد و در عین حال برای خود رشته ای مستقل باشد. برنامه ریزی شهری یک سیستم است. سیستمی کار عناصر و اجزائی تشکیل گردیده که با هم در ارتباطند، با هم تداخل دارند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند. ولی بر وی هم صورت واحدی پیدا می کنند. لذا، با چنین بینشی که بر این دانش مرتب است، تألیف یک یا چند کتاب نمی تواند بیانگر کلیه اصول محتوایی، ضوابط، ارتباطات و خصوصیات آن باشد.

برنامه ریزی شهری چیست؟,برنامه ریزی شهری و منطقه ای,برنامه ریزی شهری در ایران,برنامه ریزی شهری تهران,مقاله برنامه ریزی شهری,مقالات برنامه ریزی شهری,مقالات جغرافیا برنامه ریزی شهری,دانلود مقاله برنامه ریزی شهری,دانلود تحقیق برنامه ریزی شهری,تحقیق در مورد برنامه ریزی شهری,دانلود تحقیق در مورد مبانی برنامه ریزی شهری,مبانی برنامه ریزی شهری,مقاله کامل در مورد برنامه ریزی شهری,مفهوم شهر و شهرسازی,شهر چیست؟,تحولات شهرنشینی,عوامل گسترش شهرها,تحولات جمعیت شهری ایران در یک قرن گذشته,مشکلات شهرنشینی در عصر حاضر ,زاغه نشینی
برنامه ریزی شهری، به دلیل پویندگی انسان، دانشی پویا است که روز به روز تحول بیشتری یافته و زمینه های مساعدی را جهت پژوهش و تحقیق به وجود می آورد؛ و با توجه به دور تسلسلی که دارد، نمی توان یکجا و به یکباره به تعریف و توضیح آن پرداخت و کتابی را فراهم آورد که به نحو کامل، برنامه ریزی شهری را معرفی کرده، و کلیه نکات آنرا یادآور شده باشد. بلکه، تنها می توان به توضیح در مورد قسمتهایی از آن پرداخت.

برای دانلود کامل این مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمائید…..


از نظر تاریخی، سابقه برنامه ریزی شهری به ادوار بسیار دور می شد. ولی سابقه مدون و مطالعه و تجریه و تحلیل علمی آن به دوران پس از انقلاب صنعتی و خاصه قرن حاضر و به نحوی اختصاصی تر به دهه ای اخیر می رسد. برنامه ریزی شهری، در رابطه با توسعه شهرها، افزایش جمعیت آنها و تأثیر ماشینیسم بر حیات شهرها و ساکنین آنها، هر روز از اهمیت بیشتری برخوردار می گردد. شهرها با محیط منطقه ای و نواحی اطراف خود در ارتباطند و از کلیه شرایط آنها، اعم از اقلیمی و طبیعی، عوامل فرهنگی و اجتماعی و عوامل معیشتی و اقتصادی تأثیر می پذیرند و بر آنها نیز بطور متقابل تأثیر می گذارنید.چنین رابطه و نظامی در اثر توسعه یکباره فیزیکی و افزایش انفجار آمیز جمعیت شهرها، نظام شهرنشینی را با بحران و آینده آن را با ابهام روبرو ساخته است. وجود همین عوامل، بر اهمیت برنامه ریزی شهری و لزوم تحقیق و تفحص بیشتر در رابطه با آن می افزاید.
هدف از تدوین کتاب حاضر، بیشتر معرفی و بیان اصول مقدماتی برنامه ریزی شهری است، و به هیچ وجه ادعای آن که با نوشتن این کتاب، کلیه نکات برنامه ریزی شهری یا مقدمات آن آورده شده، یا حتی با عنوان مطالبی چند در بعضی از موارد آن توضیح کاملی فراهم آمده است، معنائی ندارد. این کتاب ضمن معرفی اصول مقدماتی برنامه ریزی شهر، رابطه عناصر مختلف موثر در آن در مورد بررسی قرار داده و روند مطالعاتی، تعاریف، اصطلاحات ، و ارتباطات آن را به عنوان زمینه هایی جهت شروع مراحل بعدی تحقیق و تتبع در برمی گیرد.
در تدوین این کتاب، ضمن استفاده از منابع و ماخذ داخلی و خارجی، به میزان قابل توجهی از پژوهشها و تجربیات شخصی استفاده شده و موضوعات مطروحه و تجزیه و تحلیل مباحث مربوط به آنها به نحوی انجام گرفته که اساس محتوایی درس «مبانی برنامه ریزی مجتمع های زیستی» در دانشکده های معماری و قسمت شهرسازی درس «مبانی معماری و شهرسازی» در دانشکده های عمران را بپوشاند.
امید که در این رهگذر، نویسنده توانسته باشد دین خود را در آموزش مسائل شهر سازی و ارتباط میان رشته ای دانشهای معماری و عمران با شهرسازی و خصوصاً برنامه ریزی شهری ادا نماید. تا چنین تخصصهایی بتوانند با شناخت بیشتر در رابطه با مسائل شهرسازی، به انجام امور عمرانی همت گمارند.
در خاتمه از شورای محترم کتاب، حوزه معاونت محترم پژوهشی و واحد انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران که امکان چاپ این کتاب را فراهم آوردند، تشکر نموده و امیدوار است که صاحب نظران با انتقادات و نظریات مفید و سازنده خود، اینجانب را در تهیه و تدوین کتب بهتر و مفیدتر یاری فرمایند.
مفهوم شهر و شهرسازی
محیط زیست دارای مفهومی جامع است. در حالیکه شهر و شهرسازی تصویر محدودی از آنرا در اذهان زنده می کند. مفهوم محیط زیست، شهر و شهرسازی و تمام آنچه را که از این پدیده می شناسیم، در برمی گیرد.
شهر یکی از پدیده های بشری در محیط زیست به منظور اسکان، تأمین معیشت، داشتن روابط اجتماعی و اقتصادی و مانند آنهاست ولی اولین آن نمی باشد. انسان خود محیط سکونتش را فراهم کرده و خود به ایجاد و نحوه زندگی در آن اقدام نموده است. احساس لزوم تثبیت در یک نقطه به زندگی در کنار یکدیگر و لازم ملزومات آنها، انسان را بر آن داشته است که هماهنگ با محیط طبیعی و داده های ساختمانی محیط اطراف خود، به ایجاد مسکن دست بزند. ده نشینی و شهرنشینی، یکی از اقسام نحوه زندگی بشر بر سطح زمین و به عنوان استقرار ثابت بشر در محیط زیست است. بنابر نظر بسیارب از صاحبنظران و خاصه جغرافیدانان، نحوه زندگی بشر و سکونت او، دارای دو تقسیم بزرگ کوچ نشینی و یکجا نشینی است که اهم آنها بقرار زیر است:
– کوچ نشینی بر مبنای صید و شکار
– کوچ نشینی بر مبنای زندگی شبانی
– کوچ نشینی بر مبنای ییلاق و قشلاق
– کوچ نشینی بر مبنای مهاجرت شبانی
– کوچ نشینی بر مبنای کشاورزی ابتدائی
– یکجانشینی بر مبنای کشاورزی و به گزینی مواد کشاورزی
از دیدگاه دیگر، نحوه استقرار انسان در کره زمین بر اساس زندگی در مساکن متحرک، مساکن نیمه متحرک و مساکن ثابت استوار است. زندگی ثابت و ایجاد ده همراه با کشاورزی آغاز می شود، که از شرایط اولیه آب کافی، خاک مساعد و موقعیت مناسب بوده است. ایجاد و پراکندگی روستاها و استقرارشان در نقاط مختلف، افزایش مبادلات و تولیدات کشاورزی و عوامل دیگری که اشاره خواهد شد، منجر به پیدایش نوع دیگری از زندگی یکجانشینی یعنی شهرنشینی شده است.
در حال نیز، با آنکه شهرنشینی روزبروز در حال توسعه است، ولی هنوز قسمت اعظم جماعات انسانی در سراسر دنیا در روستاها زندگی می کنند. اهمیت توجه به روستاها کمتر از اهمیت توجه به شهرها نیست. وجود روستاها از شرط اصلی شهرنشینی و تأمین کننده مواد کشاورزی و دامی آن است.
اجتماع انسانها در هر مکان و در هر زمان و بهر منظوری که بوده باشد، تحت‌ تأثیر روابط آنها با یکدیگر و همچنین با سایر جوامع بوده است. همچنانکه شهر جزئی از حوزه محیط زیست است روستا نیز جزء دیگر آنست. شهر و روستا هر دو بر یمدیگر تأثیر می گذارند، و محیط نیز هر دو موثر است.
توجه به پدیده روستا در قالب هر برنامه ریزی منطقه ای از اولویت و اهمیت خاصی برخوردتر است به عباذت دیگر، نمی توان به شهرها توجه داشت و به ادامه راه حلهای مناسب برای رفع مشکلات و نواقص آنها پرداخت، بدون آنکه به محیط اطرافشان و حوزه های نفوذی متقابل بین شهر و روستا توجه داشته باشیم. در عین آنکه تکنیک شهرسازی به منظور بهبود شهرها از دیدگاههای مختلف مختلف شهری بکار گرفته می شود، پا بپای آن لزوم نوسازی و بهسازی روستاها از جهات مختلف نظیر: بهبود مسکن، ساختمان، سیما و بافت روستا، تاسیسات عمومی، کشا.رزی، دامداری، بهداشت و درمان، آموزش، اقتصاد و مانند آنها، براساس نحوه زندگی اجتماعی و خصوصیات طبیعی و منطقه ای که روستاها در آن قرار دارند، کاملاً حس می شود.
جذب و جلب جمعیت روستائی به طرف شهر به دلیل وجود امکانات رفاهی در شهرها و کمبود آن، در روستاها، (امکان یافتن کار در شهرها و احتیاج به نیروی کار در جوامع شهری، مشکلات مربوط به کشاورزی، دامپروری و کمبود آب و دفع آفات، پائین بودن سطح در آمد، عدم تخصص و مهارت فنی کشاورزی در روستاها، وجود امکانات آموزشی و درمانی در شهرها و فقدان آن در دهات، نبودن راههای ارتباطی کافی و کارآ در مناطق روستائی، دور بودن بسیاری از روستاها به مراکز شهری که دارای امکانات مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند، تنوع مشاغل ومانند آنها) صورت گرفته است. مهاجرت از سوی روستاها به طرف شهرها و خاصه شهرهای بزرگ، باعث پائیت رفتن سطح تولید کشا.رزی و دامپروری، مشکلات افزایش جمعیت و تراکم آن در (شهرها)، مشکلات مربوط به مسکن، توسه ناموزون شهرها، عدم تکافوی تأسیسات شهری، مشکلات ترافیک و رفت وآمد و عدم آشنائی روستایی با زندگی شهری و مانند آنها شده است. بنابراین، وجود یک ارتباط صحیح و هماهنگ و تدوین برنامه هایی به منظور استفاده از امکانات هر چه بهتر برای بکارگیری استعدادهای طبیعی و انسانی مناطق مختلف که در دل خود شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای بیشماری را می پرورند، کاملاً لازم و ضروری است.
شهرها بایستی بر مبنای نقش و وظیفه و امکان و استعدادی که در سطح منطقه خود دارند، انجام وظیفه کنند و به نحوی توسعه یابند که اثرات منفی خود را بر روال زندگی روستاها به حداقل برسانند. بایستی برنامه ریزیهای شهری، روستایی و منطقه ای، به نحوی به مرحله اجرا در آند که به سکونتگاه و نوع فعالیتهای انسانی منطقه به صورت یک جامعه بزرگ منطقه ای نگریسته شود که جمعیتش در مناطق مختلف منطقه پخش گردیده و زیستگاههای انسان (از شهر یا روستا) در اطراف و اکناف آن پراکنده شده اند.
در برنامه های شهرسازی و تدوین برنامه های مختلف برای شهر، نبایستی شهر را به صورت تافته ای جدا بافته از منطقه اش در نظر بگیریم؛ و ارتباطات مرئی یا نامرئی شهرها و روستاها را فرانوش کنیم. هدف بیشتر بر این اصل قرارداد که برنامه ریزیهای شهری و روستایی و منطقه ای پا به پای هم و همگام با هم پیش روند. همانطور که هر یک از تأسیسات شهر از دیدگاه برنامه ریزیها و طرح ریزی های شهری بایستی منطق و اساس مخصوص بخود را دارا باشند، شهرها و روستاها نیز باید مکان مخصوص بخود را داشته باشند. وجود شهرهای مملو از جمعیت و انباشته از انواع آلودگیها و دست و پنجه نرم کردن شهرنشینان با مشکلات و ومسائل شهری، یکی از دلایلش عدم توجه به روستاهاست. چنانچه برای شهر و روستاها هماهنگ با یکدیگر برنامه ریزی شوذ، و شهرها همه گونه امکانات و اعتبارات و احتیاجات نواحی روستایی را در اختیار خود نگیرند، ضمن آنکه از شدت مشکلات و مسائل شهری کاسته خواهد شد، روستاها نیز خالی از سکنه نخواهند گردید.
شهر چیست؟
به عبارت ساده، شهر را می توان یک واحد اجتماعی و سیاسی، یک واحد فعالیتی، فیزیکی و جمعیتی دانست. به عبارت کلی تر، شهر عبارت از الحاق یک مکان فیزیکی با مردم ساکن آن است. ولی می توان این تعریف را کاملتر نمود و گفت: شهر مجموعه ای از ترکیب عوامل طبیعی، اجتماعی و محیطهای ساخته شده توسط انسان است که در آن جمعیت ساکن متمرکز شده است. جعیت در این مجموعه به صور منظمی در‌آمده و آداب و رسومی را برای خود ابداع کرده است. علاوه بر آن،این جمعیت به صورت مختلف تخصص یافته، ولی از نظز تولید انرژی و غذا معمولاً وابستگی شدیدی به مجموعه ای مشابه با طبیعت لا مجموعه های روستایی دارد.
شهر به معنای کامل یک سیستم بلز است، یعنی نمی تواند از هر نظر کامل و مجموعه ای از تمام عناصر لازم جهت ادامه حیات خود باشد. بنابراین بطور مجزا و جدا از سایر نقاط نمی تواند به فعالیت خود ادامه دهد. بنابراین مبادله احتیاجات فیزیکی، طبیعی و اقتصادی، اجتماعیف فرهنگی و خلاصه تمام ضروریات بین شهر و دیگر واحدهای زیستی، از مهمترین شرایط ادامه حیات شهرهاست.
بربای شهر یعنی پدیده ای که همه آن را می شناسیم و بروسنی به وجود آن آگاهی داریم، تعاریف زیادی شده است. اگر تمام شهرهای دنیا را نیز مطالعه کنیم به یک مفهوم کلی نخواهیم رسید. ولی قدر مسلم آنست که وقتی صحبت از شهر می شود، معمولاً پدیده ها و تصاویری در ذهن انسان شکل می گیرد که غیر از آن چیزهائیست که در روستاها وجود دارد.
بطور کلی، جمعیت نسبتاً متراکم، وجود خیابانها و مراکز کار و تجارت، ساختمانهای مرتفع که نسبت به دهات و روستاها متفاوت است، امکانات رفاهی و آموزشی و وجود گسترده وسائط نقلیه، همه علائمی است که در شهر وجود دارد. در دوره های گذشته بسیاری از این علائم به چشم نمی خورده است، ولی به بسیاری از نقاط شهر گفته می شده است. در تمدنهای خیلی قدیمی مراکز جمعیتی وجود داشته که به آن نقاط شهر اطلاق می شده وقطعاً به مناسب نوع شغل و وظایفی که بعهده داشته اند با مناطق روستائی متفاوت بوده اند. به عنوان مثال، رومیان لغتی را بنام Urbs استعمال کرده اند که درست در مقابل روستا استعمال داشته است، و زمانی این لغت را بکار می برده اند که مثلاً به محلی می رفتند که فرم زندگی و مشاغل آن، با زندگی روستائی متفاوت بوده است. امروزه معمولاً در یک منطقه به نقاطی اسم شهر می دهند که دارای جمعیتی بده و از نظر فعالیت، متنوع تر از مناطق روستایی باشند. ولی این حکم نیز قطعی نمی تواند باشد. زیرا چه بسیار مراکز و نقاطی وجود دارند که در یک فصل از سال دارای جمعیت هستند و در غیر آن فصول خالی از آن. بهر ترتیب تعاریف متعددی از شهر شده است که ذیلاً به مهمترین آنها اشاره می کنیم:
تعاریف مختلف شهر:
تعریف عددی: تعریف عددی ساده ترین تعریفی است که می توان از شهر نمود. زیرل یکی از بهترین وجه تمایز بین شهره و ده، تعداد جمعیت آنست. بر اساس عدد می توان شهر را چنین تعریف نمود: مرکزی از اجتماع نفوس که در نقطه ای گرد آمده و تراکم و انبوهی جمعیت در آن از حد معینی پایین تر نباشد. بر این اساس در بیشتر ممالک، حد جمعیت شهر ۲۵۰۰ نفر است. یادآور می شود که تعداد و رقم شاخص برای شناخت شهر، هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی متفاوت است، و مهمتر آنکه در هر کشوری بنا به موقعیت خاص آن کشور حد جمعیت شهر تفائت می کند. مثلاً، در فرانسه مقیاس شناخت شهر از ده، تعداد ۲۰۰۰ نفر ساکن است. در آلمان، چکسلواکی و ترکیه هم، رقم ۲۰۰۰ نفر ملاک تشخیص شهر از روستا است. در ایالات متحده و مکزیک رقم ۲۵۰۰ نفر و در هلند و یونان و ایران ۵۰۰۰ نفر و در ایرلند رقم ۱۵۰۰ نفر مشخص کننده شهری بودن یا روستائی بودن یک نقطه می باشد. بعضی معتقدند، منطقه شهری به مناسبت آنکه دائماً در حال توسعه است و شهرها را نمی توان در یک چهار دیواری قرار داد که بتوان حدود و تعداد آنها را مشخص کرد، بهتر است که به این گونه موارد بجای کلمه شهر، منطقه شهری اطلاق شود. تعریف آماری و عددی ضمن آن که تعریف روشن و ساده ایست، ولی از نظر علمی نمی توان آن را تعریف جامعی دانست.
تعریف تاریخی: برخی از علما معتقدند که مراکزی که از قدیم نام شهر به آنها اطلاق شده است، به عنوان شهر شناخته می شوند و در واقع به افتخار قدمتی که دارند، همیشه شهر باقی می مانند.
تعریف حقوقی: نوع دیگر تعریف شهر تعریف حقوقی و اداری است. در دوره های گذشته، شهرها دارای امتیازاتی بودند که در روستاها وجود نداشت. مانند بسیاری از شهرهای قرون وسطایی که حق داشتند برای خود بازار داشته باشند، یا به خدمات نظامی بپردازند. در حالی که روستاها از این امتیازات برخوردار نبودند.
تعاریف دیگری نیز از شهر شده است که ذیلاً به اهم آنها اشاره می شود:
– شهر جائی است که شغل سکنه آن غیر از کشاورزی باشد.
– سیمای شهر و مناظر و مساکن آن، وجه تمایز شهر با روستا است.
– شهر جائی است که در آن نوع مسکن، رفتار، درآمد، سیمای شهری و پوشاک مردم آن با روستا متفاوت است.
به نظر جغرافیدانان، شهر منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی است که زندگی شهری را امکان پذیر می سازد. جغرافیدانان ، شهر را به عنوان یک واحد مجزا را بحساب نیاورده و ارتباط متقابل آن را با منطقه و کشور مورد مطالعه قرار می دهند. رویهمرفته از تعاریفی که ذکر شد، هر چند که هیچ کدام به دلایلی آنطور که باید گویا نمی باشند،شاید بتوان برای شهرها مشخصائی قائل شد. این مشخصات می تواند از نظر جمعیتی، مساحت نوع مشاغل، روابط مردم، امکانات رفاهی و تأسیسات عمومی، عوامل تجاری و اداری و صنعتی، بافت و ساختمان فیزیکی، تصاویری از شهر را در ذهن بوجود آورد. در حقیقت شهر جایی است با جمعیتی تعلیم یافته در بخش خدمات اداری، بانکداری، آموزش و پرورش، بهداشت، صنایع و کارخانه های بزرگ، با سبک زندگی متفاوت از جامعه روستایی.
شهرسازی کدامست
اساساً شهرسازی علمی است که می توان گفت اخیراٌ بوجود آمده است. با این حال عده ای را در مقابل این نظر عقیده بر این است که هنر شهرسازی همزمان با پیدایش انسان آغاز گشته است و نباید این نکته فراموش شود که بجز چند شهر جدید که با مطالعه و از روی نقشه و طرح قبلی ساخته شده اند، شهرهای زیادی که دارای مشخصات شهر کامل بوده و از نظر جنبه های بشری متنوع و زیبا باشند، همگی بدون نقشه و طرح قبلی و به سادگی ایجاد شده اند. امروزه توسعه استعدادهای علمی و تخصص بشر سبب شده است که شهر به صورت مجموعه ای واحد به نظر آید که مانند دارای خصایص و ویژگیهای زندگی است به بیان ساده تر، مجموعه روشها و تدابیری که متخصصین امور شهری بوسیله آن شهرها را بهتر می سازند،به شهرسازی یا علم تنسیق شهرها شهرت دارد. از دیدگاه دیگر، شهرسازی عبارتست از مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با تئجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری.
از طرف دیگر، طرح و تنظیم نقشه های جدید، توزیع صحیح تأسیسات شهری و برنامه ریزی جهت حمل و نقل شهری، از جمله وظایف شهرسازی است. بنابراین، مأموریت شهرسازان به مراتب بالاتر و مهمتر از ساختن و به وجود آوردن انبیه و ساختمانهای شهری می باشد. بسط روابط اجتماعی و اقتصادی، ایجاد محیطهای راحت و سالم، کاستن با بحداقل رساندن اثرات سوء زندگی شهری، استفاده از تکنیکهایی که بتواند ضمن آنکه انسان شهرنشین را به طبیعت نزدیکتر سازد، اثرات عوامل نامساعد طبیعی را بر زندگی شهری کاهش دهد، از جمله وظایف دیگر شهرسازان است. شهرسازی در عین حال که خود علمی است مستقل و مجزا از سایر علوم، از همراهی و همکاری بسیاری از علوم استفاده می نماید. شهرسازی ضمن ارتباط با علون فنی از یک سلسله عوامل بدیهی بهره می گیرد و از معادله یا فرمولی مشخص استفاده نمی کند. به عبارتی یک طرف قضیه شهرسازی را علوم فنی تشکیل می دهد، در حالیکه بدلیل وجود جوامع انسانی و خواست ها و نظریات و علائق و سنت های آنها، علوم اجتماعی، جامعه شناسی، اقتصاد علوم طبیعی و معماری طرف دیگر را بوجود می آورند. با توجه به خصوصیات اجتماعی جامعه شهری، خواست ها، سنت ها، علائق و بطور کلی فرهنگ آداب و رسوم آنها، شهرسازی علمی است که اگر صحیح به کار گرفته شود با استفاده از علوم اجتماعی، اقتصاد و علوم طبیعی در توسعه و بهبود وضع شهرها و ایجاد محیطهای سالم و راحت شهری، فنونی را بکار خواهد بست که می تواند پدیده طراحی شده شهر را به عنوان یک پدیده هنری جلوه گر سازد.
برنامه های شهرسازی را نمی توان به عنوان یک برنامه خاص شهر وجدا از محیطهای اطراف خود دانست. بنابراین، درشهرسازی یکی از مهمترین مطالعات در جهت طراحیهای محیط شهری، هماهنگی شهرها با محیطهای طبیعی، فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی اطراف آنها از یکسو و ارتباط متقابل نواحی زیستی با یکدیگر از سوی دیگر است. در برنامه ریزیها، طراحیها و هرگونه اقدامی در جهت شهرسازی در هر محیط شهری، در نظر گرفتن وجوه مشترک بین شهر با محیط اطراف دارای اهمیت ویژه ای است. این وجوه مشترک و ارتباطات، ممکنست از سطح محیطها و روستاهای نزدیک یک شهر شروع شود و تا به مناطق بزرگ اطراف و حتی کشور بینجامد.
در طرحها و برنامه ریزیهای شهری و در هر گونه اقدامی در جهت شهر مورد مطالعه بایستی امکانات شهر از نظر فیزیکی ، اقتصادی و خواست مردم در رابطه با منطق طرحهای توسعه مورد توجه واقع شود .
در شهرسازی مسئله این نیست که با ایجاد چند ساختمان یا چند شبکه راه و تأمین چند مدرسه یا درمانگاه یا پارک ، مشکلات را حل نمود . مسئله مهمتر آنست که از طریق تعیین تراکمهای معقول جمعیتی و برنامه ریزی صحیح مسکن ( با توجه به خواست ساکنین ) و تأمین نیازهای وابسته به مسکن ، روابط محله ای شهری ، به نحو صحیحی در مد نظر قرار داشته باشند که این خود نمی تواند تنها به صورت ارائه یک نقشه شهرسازی بیان شود .
شهرساز کیست :‌
در بیانی کوتاه و با توجه به گفتار قبل ، در حقیقت شهرساز یا طراح و برنامه ریزی شهری عبارت از دو پدیده محیط و انسان هستند که در کنار هم جوامع زیستی را بوجود آورده اند .
تکنیک شهرسازی و بکار بستن آن در زمینه طراحی های محیط ، در حقیقت روشی است که به توسعه و بسط عوامل فوق می پردازد . بنا به این تعریف ، شهرساز به ایجاد رابطه ای منطقی بین انسان و محیط زیست مبادرت می کند . در واقع بزرگترین اختراع بشر نیز ، ساختن محیطهای زیستی بوده است که ضمن تأمین معیشت و بسط روابط انسانی و اقتصادی و روال یک زندگی جمعی ، بتواند در کنار دیگر همنوعان خود به تأمین احتیاجات و رفع نیازمندیهای خودش بپردازد ، از حداکثر داده های محیط طبیعی به نفع خود استفاده نماید و اثرات نامساعد عوامل طبیعی را در محیط زیست خود کاهش دهد . این بیان خود می تواند دارای معنای وسیعی باشد که ضمن در برداشتن پدیده شهر ، روستا را نیز شامل شود .
متخصصین امور شهری نیز هدفشان کمک به بسط هر چه بیشتر چنین روابط و پدیده هائی است که بتواند از طریق بکار بستن تکنیکها و روشهای خاص و با استفاده ازعلوم فیزیکی ، جغرافیائی ، اجتماعی ، اقتصادی ، هنری ، سیاسی ، فنب ، حقوقی و روان شناسی ، در کاربست روابط بین انسان و محیط زیست سهمی داشته باشند . بنابراین ، استفاده از روشها و تکنیکهای این علوم در ایجاد ،توسعه ، برنامه ریزی شهرها را ، در حقیقت ریال شهرسازی می نامند .
با توجه به موارد فوق ، شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسائل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود ، توسعه و بطور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند . همان طور که بیان شد ، شهرسازی علم ظریفی است بین علوم فنی ، انسانی و اقتصادی و طبیعی که هر چند خود رشته مستقلی از علم است از بسیاری از آنها یاری می گیرد .
در برنامه ها و مطالعات شهرسازی ، همکاری جغرافیدان ، جامعه شناس و معمار به همان اندازه ضروری است که وجود متخصص آمار ، اقتصاددان ، برنامه ریز حمل و نقل ، مهندس تأسیسات ، حقوق دان و مهندس راه و ساختمان .
امروزه متخصصین شهرسازی در زمینه مسائل شهری ، در دو رشته اصلی برنامه ریزی شهری و طرح ریزی شهری به ایفای نقش پرداخته اند .
کارگروهی شهرسازی را در هر طرح و برنامه شهری ، برنامه ریز حمل و نقل ، متخصص تأسیسات شهری ، متخصص تاریخ ، جمعیت شناسی ، اقتصاددان ، برنامه ریز منطقه ای ، جغرافیدان ، معمار و جامعه شناس همراهی می کنند .
بخش دوم
تحولات شهرنشینی
شهر چگونه به وجود می آید :
در این که چگونه شهرها بوجود آمدند ، شاید آن را بتوان فقط در حیطه تصور جستجو نمود تا استنتاج حقایق قابل مشاهده . این را می دانیم که قدیمی ترین تمدنها در حوزه بین النهرین و دره های رود نیل پای گرفته اند .
مهمترین عامل ایجاد شهر را بایستی در مازاد تولید محصولات کشاورزی ، توسعه شبکه راهها و تمایل بشر به ایجاد یک زندگی دسته جمعی در کنار یکدیگر جستجو کرد .
در میان مهمترین عوامل پیدایش شهرها ،بایستی توسعه راهها را عادی ترین و مطمئناً قدیمی ترین عامل دانست . در بررسی منشاء شهرها عامل توسعه مبادلات کالا و پیشرفتهای تجاری ، که منجر به یک محل قابل استفاده و دائمی در یک موقعیت مطلوب می گردد ؛ و عامل افراد بشری را که کارشان موجب پیشرفت ارگانیسم شهری شده است ، بایستی از جمله مواردی دانست که به ایجاد شهرها کمک ارزنده ای نموده است . تبادلات کالا و وجود محلی برای چنین تبادلاتی که می توان بازارهای مکاره ، شنبه بازارها ، چهارشنبه بازارها و مانند آنها را نتیجه پیدایش آن دانست ، در توسعه و ایجاد شهر نقش مؤثری داشته است .
همچنین ، در ایجاد و توسعه شهرها ، نبایستی نقش عامل طبیعی مانند وجود آب ، مساعدت زمین و خاک و امثال آنها را از نظر دور داشت . برخورد دو دوره در یک ناحیه کوهستانی ومساعدتهای دیگر طبیعی از جمله ای عواملند . از دیدگاه دیگر ، وجود مأمن ها و سرپناهها و مقابله مردم در مقابل حملات خارجی را بایستی از جمله عواملی دانست که به شهرها نقش دفاعی داده و مردم را برای مقابله و دفع حملات دشمنان در کنار یکدیگر قرار داده است .
عده ای معتقدند که شهرها ، همانطور که قبلاً بیان شد ، ناشی از توسعه و بسط شبکه راهها هستند که مورخین و اقتصاددانان در این گروه قرار می گیرند . در حالیکه عده دیگری معتقدند که شهر محصول کوشش و فعالیت در زمینه امور تجاری است . در گذشته ، محلهای توقف در طول جاده های اصلی بوسیله مسافرخانه ها و دکانها مشخص شده بود و در اطراف آنها روستائیان و صنعتگران مانند چرخ سازان ، نعلبندان و تجاران که وجودشان ضروری به نظر می رسید ، سکونت داشتند . چنین شهرهایی که منشاء آنها در منطه خاورمیانه از کاروانسرا است ، در فواصل معینی و دور از هم قرار گرفته و طرز قرار گرفتنشان در طول راهها ، برپایه مخصوص بود که حد آنها سرعت حرکات وسایل نقلیه را در آن روزها تعیین می کرد .
تولید کافی غذا ، مازاد محصولات غذایی و بالنتیجه انبار کردن آنها به دلیل زیاده بر مصرف بودن این محصولات ، باعث تراکم بیشتر جمعیت روستاها و فراوانی محصولات کشاورزی گردید که خود موجب تسهیل جمع آوری غذای مازاد جهت تأمین یک جمعیت شهری گشت . در نتیجه نسبت کوچکی از کل جمعیت توانست از جمع آور و نگهداری محصولات غذائی رها شده و در آبادیهای بزرگتر از آنچه تا به آنروز ایجاد شده بود ، زندگی نماید .
تاریخ قدیمی ترین جوامع کشاورزی مختلط ، به حدود ۵۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می رسد که در ناحیه خاورمیانه بوجود آمدند و در طول ۱۵۰۰ سال بعد این نوع زندگی از تپه ها و نواحی کوهستانی که برای اولین بار در آن نقاط ایجاد شده بودند ، به دره رود خانه های بزرگ خاورمیانه کشیده شد .
در طول هزاره چهارم قبل از میلاد ، بعضی از روستاهای واقع در دشتهای رسوبی بین النهرین ( دجله و فرات ) رشد نموده و عملکرد آنها تغییر کرد . آبادیهای شهری در این ناحیه توسعه کانالهای آبیاری در مقیاسی وسیع را باعث گشت .
شکفتگی کامل مناطق مستقل شهری را در دره بین النهرین ، می توان بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد تخمین زد . توسعه شهرها محدود بود . زیرا چنین شهرهایی فقط امکان آوردن محصول محدودی از مواد غذایی را برای خود داشتند. در مقابل هر ۵۰ تا ۹۰ نفر کشاورز تنها یک غیر کشاورز وجود داشت . شاید از روی حدس و گمان بتوان شهر اروک را احتمالاً تا ۵۰۰۰۰ نفر و جمعیت شهر معروف بابل را که بعد از آن بوجود آمد ، تا حدود ۸۰۰۰۰ نفر برآورد کرد .
بطور کلی ، تاریخ شهرنشینی در ناحیه بین النهرین و در تمدن سومری به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می رسد . در این مورد می توان به وجود شهرهای اور ، اکد ، آشور ، نینوا و اربیل اشاره نمود ، علاوه بر دوره بین النهرین ، دره رودخانه های بزرگ نیل و سند نیز ضمن آنکه مهد تمدن بشری بوده اند ، آثار قدیمی ترین شهرها را نیز می توان در آنها جستجو کرد .
رشد و توسعه شهرها بر اثر حوادث مختلف ، در تمام ادوار تاریخی دارای افول و صعود بوده است . گاهی ، شهرها چناان عظمت و توسعه ای یافته اند که به صورت یک کشور شهر در آمده اند . در دوره های بعدی شهر نشینی ، به وجود شهرهایی مثل آتن و ایپارت در یونان قدیم و شهر روم نیز ، بر می خوریم .
آنچه که اساس شهرنشینی و بسط و توسعه شهرها را بنیان گذارد ، به قرن هیجدهم میلادی باز می گردد که به عصر انقلاب صنعتی شهرت دارد .
عواملی که به توسعه و رواج شهرنشینی پس از کشف قوه بخار در سال ۱۷۶۵ انجامید عبارت بودند از : اختراع برق ، اتومبیل ، لوکوموتیو ، هواپیما که به توسعه و بسط راهها انجامید و به انقلاب صنعتی موسوم گردید . این عوامل شالوده شهرنشینی و اساس شهرهای بزرگ امروزی را بنیان گذارد .
شهرهای قبل از صنعت ، از بسیاری جهات با شهرهای دنیای صنعت خاصه امروزی تفاوت دارند . هر چند که شهرهای قبل از عصر صنعت ، گاهی از بزرگترین مراکز نجمع انسانی روزگار خود بودند ، توسعه آنها بطئی و کم ، محدوده شهری وجمعیت آنها مشخص شالوده های زندگی ، اجتماعی – اقتصادیشان خلاف آن چیزهایی بود که امروز در شهرهای بزرگ دنیا شاهد آن هستیم .
عوامل گسترش شهرها
انقلاب صنعتی و بدنبال آن تحولاتی که به انقلاب در امر شهرنشینی در نیمه دوم قرن نوزدهم انجامید ، استقرار انسان در شهرها را به گونه دیگری جلوه گر ساخت. مهمترنی عواملی که به رواج شهرنشینی و پیدایش شهرهای بزرگ انجامید بقرار زیرند :‌
۱- تحول در حمل و نقل و سرعت مبادلات :‌این تحول ، سرعت حرکت بشر را به چند برابر سرعت حرکت قبلی رسانید . در این مورد اختراع اتومبیل ، قطار و هواپیما را همراه با توسعه و بسط شبکه راهها می توان ذکر نمود .
۲- پیدایش تخصص و تقسیم کرد : در کلیه امور شهرهای پس از انقلاب صنعتی ، با تحول در امر صنعت ، احتباج به نیروی ماهر و متخصص ، روزبروز بیشتر حس می گردید .
۳- ازدیاد جمعیت : در اثر علم طب و کاهش بیماریها ، خاصه بیمارهای اپیدمی و همه گیر ، ساختن داروها ، واکسن ها و امثال آنها از یکسو و بالا رفتن سطح بهداشت عمومی از سوی دیگر ، کاهش مرگ و میر را به دنبال داشت و به یکباره جمعیت جهان را به چندین برابر ادورا قبل رسانید .
۴- توسعه مهاجرتها : با تغییر شکل انحنا ، مختلف تولید و تنوع فعالیتها و مشاغل از کشاورزی و دامدار به صنعتی ، مردم روستاها به شهرها سرازیر شده و به سکونت در شهرها پرداختند .
۵- تمرکز صنعت و تجارت :‌ایجاد کارخانه های بزرگ در مناطقی که دارای شرایط بهتری مثل دسترسی به مواد اولیه ، جمعیت متخصص ، موقعیت مناسب و امثال آن بود ،‌تمرکز صنایع و خاصه صنایع تکمیلی و وابسته به صنایع بزرگ را بدنبال داشت که در کنار یکدیگر در شهرها متمرکز شدند ، در اثر آن توسعه راه ، و افزایش رقاب های اقتصادی ، توسعه تجارت بوجود آمد .
۶- توسعه مراودات اقتصادی : در این تحول ، اقتصادهای برمنای عملکردهای منطقه ای به رقابت با یکدیگر پرداختند که خودبخود افزایش تولیدات و وجود بازارهای خرید و فروش بزرگ را به دنبال داشت .
۷- بالا رفتن سطح درآمد : در اثر اشتغال به کارها و حرف مختلف در شهرها، خود بخود میزان درآمد شهرنشینان ، خاصه در شهرهای بزرگ ، به مراتب بهتر از نقاط دیگر و روستاها بود ، و این خود موجب جلب جمعیت از نقاط روستایی به سوی شهرها گردید .
۸- تنوع در مشاغل : در شهرهای ما قبل صنعت ، مشاغل محدود و مشخص بود . در حالیکه در دوران پس از آن شهرنشینان می توانستند در مشاغل مختلف به کار بپردازند .
۹- پیدایش و گسترش وسایل ارتباط جمعی : اختراع ماشین چاپ و سایر وسائل ارتباط جمعی مثل رادیو ، تلویزیون و تلفن ، سرعت مبادله افکار را افزایش داد و از این نظر مردم جهان بهم نزدیکتر شدند عوامل فوق و در نتیجه این نوع زندگی بشر ، در رفم و سیمای شهری وضعیت اجتماعی شهرها تغییرات اساسی را باعث شد .
بدین ترتیب بود که عوامل فوق باعث گسترش شهرها و افزایش جمعیت گردید و تمرکز زیادی در امر صنعت پدیدار گشت . بطور کلی ، در صورتیکه بخواهیم عوامل مؤثر در پدید آوردن توسعه شهرنشینی را بر شماریم ، بهتر است به عواملی اشاره کنیم که دنیای متمدن امروزی را به وجود آورده است .

در جوامع ماقبل صنعت ، نسبت شهرنشینان به جمعیت روستایی اندک بود و شاید در بعضی از جوامع به بیش از ۱۰% کل جمعیت نمی رسید . مقدار مازاد محصولات غذائی برای حفظ جمعیت شهرنشین ، اندک بود . زیرا ، هنوز کشاورزی غیر صنعتی رواج داشت . ترتیب و نظم داخلی شهرهای ما قبل صنعت با بافت اقتصادی و اجتماعی شهر پیوند داشت و خیابانها و معابر صرفاً جهت عبور مردمان و وسائل بهداشتی و خطرات بزرگی را به راه داشت . مسئله مهم آنکه ، جدایی اجتماعی بین ساکنین شهر موجود و بهمین سبب محلات مختلفی در شهرها وجود داشتند .
اقتصاد شهرهای ما قبل صنعت تفاوت فراوانی با مراکز اقتصادی عصر حاضر دارند . این تفاوتها را می توان در چند گروه مورد بررسی قرار داد . نخست آنکه این گونه شهرها فاقد منابع تولید بودند و بدلیل آنکه هر نوع فعالیت اقتصادی منجر به استفاده از منابع زنده ( انسان یا حیوان ) بود ،‌ میزان تولید کالا و تهیه خدمات به این عوامل مربوط می گشت . در حالیکه ، در جوامع صنعتی امروز از منابع انرژی غیر زنده مانند :‌نیروی بخار استفاده می گردد که اثر بسزائی در میزان تولید دارند . مسئله دوم ، نبودن تخصص و یا تقسیم کار است که در دنیای ما قبل صنعت وجود داشت . تمام کارها بوسیله دست انجام می گرفت و ممکن بود که یک نفر در تمام مراحل تولید کالا ، شرکت داشته باشد . در حالیکه ، در شهرهای صنعتی عصر حاضر تقسیم کار موجود است که سیستمی پیچیده دارد ، فروش کالا سازمانی خاص دارد ، و مسئله تخصص مطرح است . عامل بعدی که دنیای صنعت را از ما قبل آن مشخص می کند ، مسئله واسطه ها است . فعالیتهای تجاری در شهرهای ما قبل صنعت توسط خود پیشه وران و تجار صورت می گرفت ، که سازمانی بهم پیوسته نداشتند و کارکنان سازنده ، خود فروشنده نیز بودند . همچنین ، نکته قابل ذکر آنکه ، در دنیای ما قبل صنعت ، تجار و صاحبان صنایع (زرگران و پارچه بافان ) ، بردگان و رامشگران ، از خود اتحادیه ای داشتند که حیطه فعالیت آنها به شهری که در آن زندگی می کردند محدود می شد .
در تولیدات شهرهای ما قبل صنعت برای تهیه یا تولید کالا ، استاندارد معینی وجود نداشت و کالاها یکدست نبود . مسئله دیگر ثابت نبودن قیمت کالاها بود که تابع مقرراتی خاص نبود و قیمت کالاها بین خریدار و فروشنده با توافق تعیین می شد . داد و ستد نیز به کندی صورت می گرفت و پول و استفاده مادی ، تنها هدف خریدار و فروشنده نبود . فاسد شدن و از بین رفتن کالاها و امتعه وجود داشت و اوزان و اندازه ها مقیاس پذیرفته شده معینی نداشت ، و نه تنها از شهری به شهر دیگر متفاوت بود ، بلکه شاید از محله ای به محله دیگر بین اوزان و اندازه ها تفاوت وجود داشت .
از نظر اجتماعی ، براساس منابع تولیدی زنده ( انسان و حیوان ) با سیستم طبقاتی، نظام خانوادگی ، مذهبی ، آموزش پرورش حکومتی همراه می گشت از طبقات اجتماعی در دنیای ما قبل صنعت ، طبقه خواص برگزیده بود که وسایل زندگی آنان را اکثر جمعیت تأمین می کرد . طبقه خواص مرکب بود از افرادی که در حکومت واجد مقامی بودند ، در مقابل این طبقه ، اکثریت مردم قرار داشتند که مرکب بودند از کارگران حرف مختلف که مسلماً بین این طبقات و طبقه خواص جدایی وجود داشت .
در شهرهای قبل از صنعت ، تحرک اجتماعی وجود نداشت و تنها عاملی که ممکن بود موقعیت طبقات خاص را به خاطر اندازد ، دشمن خارجی بود نه طبقات داخل شهر ، خارجیان و افرادی که به طبقات خاص تعلق نداشتند جزء سیستم اجتماعی شهر به حساب نمی آمدند . و در صورت سکنی در شهر ،در مشاغل بسیار پایین و پست اشتغال می ورزیدند . اقلیت های مذهبی و نژادی نیز از گروههای مختلف شهر جدا بودند . داشتن نسب خانوادگی نیز در این گونه شهرها علامت تفاخر بود و تفاوت نسبی نیز د ر میان بچشم می خورد . ( فرزند ارشد و ذکور از مزیت بیشتری برخوردار بود . )
تعلیم و تربیت منحصر به افراد ذکور خانواده ها بود و در این میان طبقه خواص در تقدم بودند . اقتصاد شهرهای ما قبل صنعت به تعلیم و تربیت عمومی احتیاج نداشت . در این گونه شهرها به علت نبودن وسایل ارتباط جمعی ، مردم از یکدیگر جدا افتاده و بی اطلاع بودند . حکومت این شهرها نیز در اختیار طبقات برگزیده بود و عملاً برای نظارت بر اجتماع مؤسسات رسمی نقش مؤثری نداشتند و قوام اجتماع بیشتر از طریق نظارت خانواده ها ، اتحادیه ها و مذهب صورت می گرفت .
انقلاب صنعتی دگرگونی عظیمی در این نظامها اعم از اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بوجود آورد و با دگرگونی این سیستم ها همراه با توسعه شهرها وافزایش جمعیت ، بنیان زندگی جدید استوار گردید . این دگرگونی ها ، نخست در جوامعی روی داد که زودتر از اثرات انقلاب صنعتی و استفاده از وسائل اختراع یا اکتشاف شده بهره مند گردیدند . نتیجتاً ، درصد شهرنشینی نیز در این قبیل جوامع ، همگام با توسعه روز افزون اختراعات ، اکتشافات ،گسترش عوامل رفاهی ، صنعتی ، اقتصادی و اجتماعی افزایش یافت .
درصد توسعه جمعیت شهر نشین در چند کشور صنعتی اروپا در نیمه اول قرن بیستم :
کشور ۱۹۰۰ ۱۹۱۰ ۱۹۲۰ ۱۹۳۰ ۱۹۵۰
فرانسه ۴۱ ۲/۴۴ ۴/۴۶ ۲/۵۱ ۹/۵۲
آلمان غربی ۱/۵۶ ۷/۶۱ ۶/۶۴ ۶/۶۹ ۷۱
سوئد ۵/۲۱ ۲۴ ۵/۲۹ ۴/۳۸ ۳/۵۶
اسپانیا ۳/۳۲ ۸/۳۴ ۴/۳۴ ۶/۴۲ ۵/۶۰
بلغارستان ۸/۱۹ ۱/۱۹ ۹/۱۹ ۴/۲۱ ۶/۲۴
آمار از کتاب کلیات جغرافیای انسان تألیف :‌احمد مجتهدی
ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۷۹۰ دارای ۵ درصد جمعیت شهری بود ، در سال ۱۸۹۰ جمعیت شهرنشین آن به ۱/۳۵ درصد و در سال ۱۹۶۰ به ۷۰ درصد از کل جمعیت رسید . در سال ۱۹۶۰ جمعیت شهرنشین فرانسه به حدود ۶۰ درصد . آلمان غربی ۷۶ درصد ، دانمارک بیش از ۶۰ درصد ، کانادا ۷۰ درصد ، انگلستان ۸۰ درصد . ژاپن ۶۴ درصد ، شوروی ۵۳ درصد و استرالیا ۸۲ درصد رسیده است. در ایران نیز ، براساس سرشماری های گذشته روز بروز بر تعداد جمعیت شهر نشین افزوده شده است .
تحولات جمعیت شهری ایران در یک قرن گذشته :‌
سال کل جمعیت جمعیت شهری درصد جمعیت شهری به کل جمعیت
۱۲۶۰ ۷۶۵۴۰۰۰ ۱۹۶۴۰۰۰ ۷/۲۵
۱۳۰۰ ۹۷۰۷۰۰۰ آمار دردست نیست –
۱۳۳۵ ۱۸۹۵۵۰۰۰ ۵۹۵۴۰۰۰ ۴/۳۱
۱۳۴۵ ۲۵۷۸۸۹۰۰ ۹۷۹۴۰۰۰ ۹/۳۷
۱۳۵۵ ۳۳۵۹۲۰۰۰ ۱۵۷۱۵۰۰۰ ۹/۴۶
۱۳۶۵ ۴۹۴۴۰۰۰۰ ۲۶۸۴۴۰۰۰ ۳/۵۴
توسعه چشمگیر شهرنشینی ، همراه با توسعه شهرها از نظر جمعیت و مساحت و به وجود آمدن بزرگ شهرها و مادرشهرها ، که خود به صورت شهر کشور جلب توجه می کنند ، باعث ایجاد بافتها و ترکیبهای مختلف شهری و عوامل ارتباطی و اقتصادی پیچیده ای شده اند ، و هر چند واجد بسیاری از مزایا و عوامل رافهی گریده اند ، خود مشکلات و معضلاتی را برای شهرنشیان دامن زده اند ، که می توایم آنها را تحت عنوان « مشکلات شهرنشینی در عصر حاضر » در اثر توسعه و راج شهر گرایی مورد مطالعه قرار دهیم .
مشکلات شهرنشینی در عصر حاضر :‌
همگام با توسعه شهرنشینی و تحولات اجتماعی و اقتصادی شهرها ، چه از نظر اجتماعی و چه از نظر اقتصادی ، در زمینه زندگی در شهرها ، نارسائی هایی به چشم می خورد که در بسیاری از موارد به صورت مسائلی حاد جلوه گر شده است . در قالب همین نارساییهای اجتماعی و اقتصادی ، محیط زیست نیز در اثر جریانات زندگی شهر و احتیاجات دنیای صنعت و ماشینیسم ، در معرض خطر قرار گرفته است . ذیلاً مهمترین عواملی که زندگی شهری و طبعیت شهرنشینی را با مشکل روبرو کرده است ، یادآور می شویم .

فقر و عدم تساوی :‌
با آنکه فقر تنها اختصاص به شهرا ندارد ، ولی این عامل از مسائل مشخصه بسیاری از شهرها ، خاصه شهرهای بزرگ امروزه شده است . علی رغم آنکه موفقیتهای اقتصادی کارگران و شاغلین در شهرها بسیار است و هر چند که سطح زندگی در شهرها بالاتر از نقاط روستائی است ، با این همه در شهرها هنوز افراد و خانواده هایی پیدا می شوند که از نظر تأمین معیشت و مخارج اولیه زندگی ، با مشکل روبرو هستند .
تزلزل اقتصادی وبیکاری :‌
در شهرهای بزرگ ، شاغلین در شهر دائماً به بیکاری و بحرانهای اقتصادی ومالی تهدید می شوند . البته این بدان معنی نیست که در همه موارد سکنه شهرها با این مشکلات رو در رو هستند ، بلکه مراد زمانی است که مشکلات و بحرانهای اقتصادی پیدا می شود و اثر آن بر شاغلین در شهرها ، خاصه آنهائی که پس اندازی هم ندارد ، سایه می افکند . کارگران و کارمندان یک جامعه صنعتی پیشرفته، در عین آنکه می توانند از تنوع انواع مشاغل و فراوانی کار استفاده نمایند، دائماً در معرض تهدید بیکار و تزلزل اقتصادی هستند .

امکان مخاطرات بیشتر :‌
هر چند که شهر نشین از بسیاری از مزایای زندگی شهری اعم از اجتماعی و اقتصادی استفاده می کند ، به همان اندازه نیز در معرض خطرات و حوادثی که احتمال وقوع آنها هست و ممکن است روی شهر اثر بگذارد قرار دارد . این گونه خطرات را می توان بیشتر در هنگام بروز حوادثی مانند : سیل ، زلزله ، طوفان ، لعتصابات و شیوع بیماریهای مسری مشاهده کرد . وجود تسهیلات شهری مانند : برق ، لوله کشی آب ، به نحیو در زندگی شهری شکل گرفته اند که گاهی اگر مدنی کوتاه یکی از این جریانات قطع شوند ، زندگی شهر نشینی با مشکلاتی روبرو می گردد . اگر بر مشکلات بالا مشکل ترافیک و امکان آلودگی هوا و اعتیاد را نیز بیفزاییم ، به این نتیجه خواهیم رسید : با آنکه روستاها از بسیاری از مزایای شهری محروم هستند و زندگی ساده ای را می گذارنند ، از بسیاری از مخاطرات که خاص شهرهاست ، مصون می باشند .
اتکاء و وابستگی :‌
در حالیکه روستاییان در ادره و گذراندن زندگی خویش نسبتاً مستقل هستند ، اما ، برتصویر آن شهرنشینان دائماً به مؤسسات و افراد و کارفرمایان متکی می باشند؛ و همین امر شهرنشینان را که در اساس زندگی اقتصادی به عوامل فوق تکیه دارند ، در هنگام بروز بحرانهای اقتصادی در معرض تهدید قرار می دهد ، روستانشین ، چون در تهیه مواد اولیه زندگی بیشتر به محصولات و فرآورده های خود متکی است ، معمولاً آذوقه و اندوخته غذائی دارد و هنگام مخاطرات بیشتر می تواند مقاومت کند . در حالیکه ، شهرنشین تنها به کار خود وابسته است و ناگزیر به تبعیت از بسیاری از روال های جاری در شهر است و مبنای زندگی اقتصادی اش با تکیه بر مؤسسات و افراد دیگر امکان پذیر است .
از هم گسیختگی قوام و اساس خانواده :‌
نسبت طلاق در شهرها نسبت به روستاها تا اندازه چشمگیری بیشتر است . مشکلات طلاق و از هم پاشیده شدن اساس وبنیان خانواده ها ، از جنبه های منفی زندگی شهرنشینی است .از طرفی ، چون امکان اقتصادی در شهر فراوان تر است و امکان یافتن کار مستقل برای جوانان در شهرها بیشتر می باشد ، اغلب شیرازه زندگی خانوادگی که براساس تبعیت اقتصادی فرزندان و همسر از پدر ( رئیس خانوار و نان آور ) ، استوار بود ، زندگی شهری امروزی از هم گسسته است .
آلودگی صدا و فشار عصبی :
وجود صدای ناشی از عبور و مرور اتومبیل ها ، خاصه در مراکز داد و ستد ، سر و صئای ناشی از فعالیتهای شهری مانند وجود کارخانه ها سر و صدای نشست و برخاست هواپیما ها ، یک سلسله بیماریهای عصبی و روانی را در شهرها باعث شده است که مستقیماً بر حس شنوائی ، بالا رفتن فشار خون و بیماریهای مانند آن تأثیر می گذارد . آلودگی صدای شهرها ، ضمن بر هم زندن آرامش عصبی مردم شهرها ، به بالا رفتن درصد عصبانیت وبد خوییها کمک می کند .
مشکلات اجتماعی :‌
بطور کلی شهر جائی است که در آن بسیاری از مظاهر ستوده زندگی آدمی که در گذشته اساسی استوار داشت ، اکنون دستخوش تزلزل گشته است . گسیختگی روابط خانوادگی در شهرها ، امکان آلودگی به فساد و جنایت ، از مظاهری است که در شهرها بوجود می آید یا می توان بوجود بیاید شهرهای پر ازدحام کنونی همچنانکه بر دامنه آسایش انسان افزوده اند ، محدودیتها و فشارهای گوناگونی نیز ببار آورده اند . کوتاهی عمر انسان شهرنشین نسبت به روستانشین ، وجود کجروی ها و بزهکاری ها و بیماریهای روانی ، از مظاهر زندگی شهری است و در روستاها کمتر بچشم می خورد .
آلودگی هوا :
وجود تأسیسات صنعتی و زیادی وسائط نقلیه در شهرها . آلودگی هوا را دامن زده است . اثرات آلودگی هوا که در اثر عوامل فوق و افزایش جمعیت شهرها روز بروز حادتر می شود را می توان در قالب کمبود اکسیژن و ازدیاد گازهای سمی ، بروز بیماریهای حاد و مزمن مانند برونشیت مزمن ، سوزش چشم ، سرطان ، پوسیدگی البسه و فلزات ، خشک شدن گیاهان و از بین رفتن حیوانات ، پوسیدگی و کثیفی ساختمانها و کاهش نور آفتاب مشاهده کرد .
کمبود وسایل تفریحی :‌
در اثر افزایش جمعیت شهرها و فقدان وسایل تفریحی ، خاصه در شهرها بزرگ ، شهرها با کافی نبودن پارکها و تفریحگاهها و کمبود زمین های ورزشی روبرو هستند . یادآوری می نماید که ممکنست در شهرها وسایل تفریحی وجود داشته باشد ، ولی مشکل جایگزینی صحیح آنها و در دسترس نبودن آنها به نحوی که برای همه میسر باشد ، شهرنشینان را برای گذراندن اوقات فراغت و تفریح با کمبود روبرو می سازد . این امر شاید در اثر عدم توجه شهرداریها بوجود آمده باشد . ولی از طرف دیگر ، افزایش روزبروز جمعیت و تأمین احتیاجات آنها ، مشکل دیگری در راه وجود عوامل تفریحی مورد احتیاج است . همچنین ، کمبود مراکز اجتماعی ، تفریحی و فرهنگی مانند : تالارهای اجتماعات ، سینماها ، تأترها و موزه ها که باید به مقتضای خصوصیات افراد شهرنشین و سن آنان بوجود آید ، از سری مشکلات دیگر است .
تراکم بیش از اندازه :‌
مسئله تراکم فوق العاده شهرها از این جا ناشی می شود ، که گسترش شهر در نواحی حومه همراه با تراکم مرکز شهر صورت می گیرد . مهاجران به شهرها ممکنست در نواحی حومه شهر مسکن گزینند . اما ، چون بسیاری از آنها هنوز در مراکز شهری متمرکز می شوند ، تراکم در مرکز شهرها بروز شدیدتر می گردد. ایجاد ساختمانهای بلند ، توأم با افزایش جمعیت و تمرکز امور و استفاده از حداقل زمین بی آنکه شریانهای شهر جوابگوی تراکم آن باشد ، مسأله بزرگی را ایجاد نموده است . با توجه به آن که تعریض خیابانه یا ساختن معابر جدید ، توأم با مخارج زیادی است و شلوغی ترافیک ، تراکم بیش از اندازه ساختمانها سلل فقدان نور و روشنائی و تهویه کافی می شود فقدان فضای باز در مرکز شهرها ، ترقی و گرانی قیمت زمین و بالنتیجه زشتی سیمای شهری ، از جمله اثرات ناموزون تراکم بیش از اندازه در شهرهاست . از نظر جامعه شناسی تراکن شهرها از دو خصیصه خاص برخوردار اس : خصیصه اول ، اثرات مثبت آن است که می توان تراکم سرمایه و جمعیت ، ایجاد شبکه هاب برق و بهداشت ، عمران آبادی ، امکانات بهره وری بیشتر از مزایای فنی و فرهنگی ، امکانات شغلی و وسعت شبکه وسائل ارتباطی را نام برد . در حالیکه ، خصیصه دوم اثرات منفی آن است . این اثرات در روابط غیر صمیم افراد ، روابط غریبه مردم با یکدیگر ، وجود سروصدا و نارسائی های فکری ، گرانی زمین و اجاره خانه ، فقدان زندگی پوشیده از چشم دیگران ، امکان بروز اختلافات فرهنگهای متفاوت ، ناراحتیهای عصبی ، وجود امراض قلبی ، مسمومیت ، بالا رفتن درصد بزهکاریها و مانند آن ، دیده می شود .
پراکندگی نا اندیشیده شهرها :‌
رشد و توسعه بی اندازه و بدون برنامه شهرها و تراکمهای خارج از اندازه آن ، از جمله مشکلات و مسائل شهرهای امروزی است که منجربه پدیده هایی مثل حومه نشینی شده است .
مهمترین مشکل و در مورد پراکندگی و رشد نا اندیشیده شهرها فقدان نقشه و برنامه برای توسعه شهر اس . مهمترین مسائلی که رشد بی رویه شهرها در اثر توسعه حومه نشینی به وجود آورده است ، عبارتند از :‌ اسراف در استفاده زمین ، فقدان تسهیلات و وسائل شهری کافی ، عدم پیوستگی حومه شهر و بالنتیجه افزودن بر مشکلات شهری ، توسعه شهرها در گذشته و حال ، تا حد قابل توجهی در اختیار بورس بازان و زمین خواران قرار داشته است ، و اینان بدون اطلاع از فن شهرسازی ، صرفاً به رعایت منافع شخصی و با خریداری اراضی وسع و تکفیک غلط آنها ، توسعه ناهماهنگ و ناموزون شهرها را ، باعث گردیده اند .
مشکلات مسکن :‌
از مهمترین مشکلاتی که شهرهای امروز ، خاصه شهرهای بزرگ و پر جمعیت ، با آن روبرو هستند مسئله مسکن است . همجوم روستائیان به شهر ، ازدو جنبه مختلف بر مشکل مسکن می افزاید :‌یکی جایگزینی این جمعیت که در سطح شهر از نظر اسکان لاجرم بالا رفتن درصد اجاره نشینی و اجاره بها را بدنبال دارد و دیگری آنکه روستائیان در صورتی که بخواهند خود اقدام به ساختن مسکن نمایند، مناطق حاشیه شهرها را که از نظر قیمت ارزان تر می باشد برگزیده و سبک معماری روستایی رابدون هیچ گونه ضلبطه ای مبنای کار قرار می دهند ، که این خود به ناهماهنگ بودن چهره و بافت شهری کمک می کند . از مهمترین پدیده ها در این مورد ، پدیده زاغه نشینی را می توان ذکر نمود که در قسمت بعد راجع به آن باختصار بحث خواهیم داشت .
بطور کلی ، مسئله مسکن در سطح شهرها از مهمترین مشکلات است . گذشته از مسئله اسکان جمعیت ، اعم ازمهاجر یا غیر مهاجر که به نوبه خود جای بحث دارد بسیاری از بهترین خانه های شهری نیز ، از مسائلی که اینک بیان خواهیم کرد در امان نیستند :‌ یکی آنکه تسهیلات مسکن به اندازه کافی در آنها پیش بینی نشده است نقشه اندیشیده برای خانه ها ، چه از نظر معماری و چه از نظر فن ساختمان ، رعایت نشده است . دیگر آنکه خانه های قابل سکونت و قابل قبول برای زندگی در شهرها ، به اندازه کافی موجود نیست . اصولاً مشکل مسکن از آنجا ناشی می شود که درآمد خانوارها در مقابل بهای مسکن که در اثر تراکم جمعیت ، توسعه شهرها و صنعتی شدن آنها روبه ترقی نهاده است ، رضایت بخش و کافی نیست ؛ و به عبارت دیگر ، میزان نامتناسبی از درآمد خانوارها صرف اجاره بها می گردد . این نکته خصوصاً در مورد خانوارهای متوسط و کم درآمد مصداق دارد . بالا رفتن و کمبود واحدهای مسکونی که نتیجه تراکم بیش از حد جمعیت و فعالیتهای مربوط به جمعیت است ، ضمن حادتر نمودن مسئله تراکم و قیمت زمین یا اجاره بها ، مشکلات دیگری را نیز به همراه دارد .
زاغه نشینی :‌
در قرن اخیر به موازات توسعه شهرها و شهر نشینی ، گسترش زاغه نشینی و سکونت در محلات کثیف شهره به اوج خود رسیده است . جهت بررسی این موضوع ، ذیلاً شهرهای بزرگ دنیا را که با این مسئله روبرو هستند ، از نظر آماری مورد بررسی قرار می دهیم :
شهر بمبئی در هند در سال ۱۹۶۳ بالغ بر ۵/۴ میلیون نفر جمعیت داشته است که طبق آمار موجود ، از هر ۶۶ نفر جمعیت ساکن یک نفر خانه ای برای اسکان داشته است . کارشناسان در سال ۱۹۵۱ حدس می زدند که تنها در قاره آسیا بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون نفر از خانوارهای شهری و روستائی در مساکن کثیف و ناسالم زندگی می کنند ، ولی بررسی های سال ۱۹۶۲ نشان می دهد که در قاره های آسیا و آمریکا ی لاتین ، تقریباً نصف مردم فاقد مسکن سالم با استانداردهای بین المللی هستند ؛ و مهمتر آنکه ، بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵ به جمعیت شهرنشین این قاره ها ۲۰۰ میلیون نفر افزوده شده است به عبارت دیگر ، جمعیت شهرنشین این نقاط دو برابر شده است و مشکلات نیز حادتر . طبق آمار سال ۱۹۷۳ در شهرهای بمبئی ، مدرس و کلکته گاهی ۱۰ تا ۱۵ نفر در یک اطاق زندگی کرده اند . تعداد افراد زاغه نشین در کشور پرو در سال ۱۹۶۰ حدود یک میلیون نفر بوده است . همچنسن ، ۳۵ % جمعی شهر کاراکاس و ۳۵% مردم شهر سانتیاگو زاغه نشین و دارای مساکن ناسالم از نظر استانداردهای بین المللی بوده اند . در شهرهای فوق ، زاغه نشین ها فاقد آب مشروب ، دفع فاضلاب ، مدرسه و مانند آن بوده اند و در شهر کلکته ، هر ۲۵ تا ۳۰ نفر سکنه آن تنها یک شیر آب در اختیار داشته اند . در سنگاپور حدود ۱۳۰۰۰۰ نفر در مساکن ناسالم زندگی می کرده اند و در ژوهانسبورگ و سایر شهرهای آفریقایجنوبی حداقل ۲۵% خانوارها در محلات ناسالم می زیسته اند .
در زاغه های پنج طبقه ناپل ، خانوارهای فقیر بدون اصول بهداشتی زندگی می کنند. بخش طبقات کم درآمد شهر لندن نیز از این مقوله است . محله هارلم شهر نیویورک از زاغه ها و محلات ناسالم دنیا بشمار می رود .
براساس آمار سال ۱۹۶۳ در هنگ کنگ ۲۰۰۰۰۰ نفر از مردم شهر در قایق ها زندگی می کرده اند و در شهر اکرا ، طبق آمار سال ۱۹۶۰ هر واحد مسکونی در تصرف ۱۹ نفر بوده است .
بررسی و تحقیقات محققین در زاغه ها و محلات ناسالم شهرهای بزرگ ، مبین این واقعیت است که در آنها انواع بیماریها و انحرافات شدید اخلاقی ، بیکاری ، جنایت ، دزدی و بیسوادی بیش از سایر نقاط شهری است .
در دو دهه اخیر در کشورهای در حال توسعه ، توسعه شهری با سرعت بیشتری صورت گرفته است و به موازات این توسعه شهری ، زاغه ها و کلبه های ناسالم به گسترش خود ادامه داده است . در نواحی گرم دنیا این نوع کلبه ها از گونی پاره ، کاغذ روزنامه ، حلبی و پیت های نفت برپا می گردد که در مقابل آتش سوزیها ، بارانها و طوفانها به هیچ وجه مقاومت ندارد . مشکل زاغه نشینی که در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا وجود دارد ، از اهمیت خاصی برخوردار است و متأسفانه راه حلهای اساسی برای آن ارائه نشده و در صورت ارائه نیز به دلایلی مثل مشکل قیمت زمین ، درآمد ، مسائل اجتماعی ، اقتصادی و نظایر آن ، کمتر موفقیتی داشته است .
جابجائی صنایع :‌
تأسیس صنایع باعث میشود که گروهی در شهر به کار مشغول شوند . مضافاً آنکه ایجاد صنایع باعث بالا رفتن درآمد شهرداریها و میزان مالیات از آنها است . امّا این صنایع در نقاطی شروع به کار میکنند که زمین نسبتاً ارزان و تهیه کارگر نیز ارزان باشد و لذا بدون توجه به جایگزینی صنایع و وجود آنان به عنوان یک مشکل ، باعث می شوند که این امر مسائل جدیدی را در سطح شهر و حتی کشور به وجود آوردند . البته مسلم است که صنعت بر رونق محیط اطراف خود از نظر اقتصادی می افزاید . ولی همین امر ممکن است باعث از رونق افتادن اقتصاد نقاط دیگر شود و از طرفی مشکلاتی را در بافت قسمتی از شهر که صنعت در آنجا تأسیس شده است به وجود آورد .

 

برای دانلود کامل این مقاله از زیر اقدام به خرید آنلاین نمائید:

فرمت فایل: یک فایل word – 350 صفحه

در پایان خرید ، لینک دانلود فایل نمایش داده می شود و به ایمیل شما نیز آنی ارسال خواهد شد. آموزش خرید و دریافت فایل