فصل اول: شناخت

مقدمه 
اساسي ترين عاملي كه بر معماري تاثير گذاشته و به آن جهت مي دهد مردمي هستند كه استفاده كنندگان آنند. به همين جهت ارزش، اعتبار و موفقيت يك اثر معماري به اين اصل وابسته است كه اين اثر معماري تا چه اندازه در تامين آسايش و راحتي مردم موفق بوده و توانسته نيازهاي آنها را برآورد. بنابراين اثري كه نتواند آسايش استفاده كنندگان خويش را برآورده سازد، نمي توان به عنوان معماري به شمار آورد.

مطالعات مجتمع مسکونی با رویکرد حریم 145 صفحه - مطالعات ارشد معماری,رساله مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,طرح نهائی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,پایان نامه مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,برنامه فیزیکی مجتمع مسکونی با رویکر حریم,مطالعات تطبیقی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,نمونه موردی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,نمونه موردی داخلی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,نمونه موردی خارجی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,استانداردهای طراحی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,ظوابط طراحی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,نقشه مجتمع مسکونی با رویکرد حریم,طراحی مجتمع مسکونی با رویکرد حریم
بايد به اين نكته توجه داشت كه مردم نه تنها در خصوصيات ظاهري و نژادي ، تعداد اعضاي خانواده و جنس آنها، نوع ساخت ابنيه و … بايكديگر متفاوتند؛ (كه بايد اين اختلافها شناخته شده و در تحليلهاي معماري مورد استفاده قرار گيرند) بلكه نيازها، خواسته ها، عادات، اعتقادات، باورها و شيوه زندگي مردم نيز مانند هم نبوده و اين امردر طراحيهاي معماري اهميت فوق العاده و اساسي دارد. به همين علت يكي از معتبر ترين منابع براي شناخت فرهنگ يك قوم بررسي بناها و معماري آن قوم است. اين امر را در مورد تك تك افراد نيز مي توان تعميم داد، زيرا آنها براي استفاده بهينه از خانه هايشان آن را طوري مي سازند و آرايش مي دهند كه با تمام نيازها و اعتقاداتشان هماهنگ باشد؛ به همين دليل خانه آنها بيان كننده خصوصيات فردي صاحبانش مي باشد، و بازتاب دهنده شخصيت وجودي وي است، چرا كه انسانها اين نياز را حس مي كنند كه محيط خود را شخصي و خصوصي كنند.

برای توضیحات بیشتر و مشاهده فهرست مطالب و خرید رساله به ادامه مطلب مراجعه نمائید…

 بخشی از مطالب فصل اول و دوم:

امروزه در اكثر كشورها ما شاهد تغييراتي در معماري، در جهت نزديك شدن به معماري ساير ملل هستيم كه علت آن را مي توان دو عامل مهم دانست: نخست تغييرات در شيوه زندگي كه محصول تماس با ساير اقوام، ملل و افكار نوين مربوط به انسانها، جامعه و امكانات تكنولوژيكي جديد است. عامل دوم نيز شتاب پيشرفت تكنولوژي مي باشد، كه باعث مي شود خانواده ها به سمت استفاده از وسايل منزل جديد تر سوق پيدا كنند؛ حتي قبل از آن كه وسايل قبلي منزلشان كهنه و خراب شود، و به سمت يكسان شدن با ديگران پيش مي روند. اما تنها عاملي كه همچنان باعث تفاوت بين معماري ملل مختلف مي شود، نياز به هويت است. با درك اين نياز توسط معماران و طراحان ما شاهد معماري هايي منطبق بر فرهنگ و نيازهاي استفاده كنندگان خواهيم بود.

اهميت مسئله
طراحي مجتمع مسكوني اگر با شناخت كافي از فرهنگ و آداب و رسوم استفاده كنندگان آن همراه نباشد، الزاما باعث بروز تضاد و دوگانگي بين اداب و رسوم، باورها (فرهنگ) و كاركردهاي فضاي مسكوني مي شود. در اين صورت ساكنان تا حد ممكن مي كوشند، با دست كاري و تغيير در معماري بنا، واحد مسكوني را با آداب و رسوم و باورها و عقايد و ويژگيهاي زيست محيطي، و در يك كلام، با نيازها و ضرورتهاي فرهنگي و اجتماعي خود منطبق كنند. اگر بيگانگي معماري واحد مسكوني با ويژگي هاي مردم شناختي به حدي باشد كه تغييرات و اصلاحات نتواند آن را با نيازها و ضرورتهاي فرهنگي همراه كند، اين معماري به تدريج در نيازها و ضرورتهاي فرهنگي ساكنان تغيير ايجاد خواهد كرد، در حقيقت مي توان گفت اگر واحد مسكوني با فرهنگ جامعه سازگاري نيابد، در نهايت فرهنگ جامعه ناچار از سازگاري با معماري واحد مسكوني خواهد شد. در غير اين صورت زندگي در تضاد و تزاحم دائم براي ساكنان دشوار خواهد بود.
سايت انتخابي در تقاطع دو بلوار پر ترافيك قرار دارد، و در ارتباط تنگاتنگ با چندين مجتمع مسكوني مي باشد. اين دو ويژگي سايت مي تواند، مشكلاتي فرهنگي براي ساكنان نظير وجود اشراف و از بين رفتن حريم خصوصي آنان فراهم آورد. كه بررسي و مطالعه در اين زمينه را مي طلبد. اما جايگاه حريم در معماري كجاست؟
از جمله مهمترين مسائل فرهنگي ما ايرانيان كه تاثير آن بر معماري غير قابل انكار است مقوله حريم ميباشد، حريم مسئله اي است كه از جنبه هاي گوناگون داراي اهميت و قابل بررسي است، با نگاهي به معماري گذشته خود و ديدن خانه هاي درونگرا كه به مسئله حريم از جنبه هاي گوناگون پاسخ ميدادند، و آن را به نحو مطلوبي به وجود مي آورند. و باداشتن فضاهاي مختلف براي رسيدن به بخشهاي خصوصي خانه سلسله مراتب حريم را به كاملترين شكلي ايجاد مي كردند. و از طرفي با توجه به وضعيت كنوني معماري كه آنقدر به اقتصاد و ارتباط و … پرداخته كه حريم را از ياد برده است. متوجه خلاء بزرگي مي شويم كه ناشي از نپرداختن به اين مقوله بوده است، كه با فرهنگ و مذهب ما عجين مي باشد.
فصل دوم : مباني نظري و مفاهيم اوليه پروژه
پيشينه معماري و مسكن
محدوده اي كه امروزه بنام ايران شكل خاصي را به خودش گرفته، از ساليان پيشين در حدود مرزهاي سياسي حيات داشته و مهد تمدن هاي چندي بوده است.
درباره نخستين خانه هاي قوم آريائي، نظر ويولد ادوك (نويسنده كتاب تاريخ سكونت انسان) اين است، كه داراي تركيبي از غار و فضاهاي مسكوني كنار باغ بود، با استفاده از سنگ و پوست و شاخ و برگ درختان، خانه هايي در نهايت سادگي و ابتدايي، كه تنها يك اتاق داشته است.
خانه هاي يك اتاقه قوم آريائي كه در آغاز «سرپناه» و «جاي نهضت» بود، در سير تحولي و تكاملي خود با ويژگيهاي جغرافيائي، اقتصادي، طبقاتي، سياسي، اعتقادي و سرانجام با سنتهاي قومي هر گروه اجتماعي انطباق پيدا كرد و هر كه آمد بر آن مزيد كرد تا بدين غايت رسيد (بدين ترتيب، مسكن را به عنوان دست آويزي فرهنگي، نمي توان از مجموعه نهادهاي فرهنگي ديگر جدا در نظر گرفت و به گفته آندره لورداگوران: «باكمي دقت در مي يابيم كه نوع معماري هر منطقه حتي با لباس و زنان آن قوم نيز ارتباط دارد». و با توجه به مجموعه اين ارتباطها است كه همواره در هر جامعه، قسمتهاي مختلف يك خانه مسكوني ، به شيوه اي ساخته و پرداخته

مي شود كه جوابگوي نيازهاي مادي و غير مادي خانواده باشد و مانند هر پديده فرهنگي ديگر، در صورتي مي تواند جوابگوي نيازها باشد كه با دگرگوني ها و تحولات فني، تكنيكي و اجتماعي زمان همراه باشد اين تغيير از ويژگي هاي فرهنگي است.

توجه به اين نكته ضروري است كه معماري و نيز مسكن انسان كه بخشي از معماري است در اثر عوامل چندي شكل مي گيرد، اين عوامل عبارتند از:
الف : بوم
به عنوان در بر گيرنده معماري و فضايي است كه در اختيار معمار و خلاقيت اوست و الهام بخش معمار است. لغت بوم را با معنائي كلي براي شكل زمين، آب و هوا و ديگر عوارض طبيعي فرض مي كنيم .
ب : نحوه معيشت
كه منظور از آن چگونگي وضعيت مادي انسان و گذران او با استفاده از منابع طبيعي مي باشد. در اين رابطه تاثير يك زندگي كشاورزي كه نيازمند اسكان دائم و رابطه مستمر با زمين است با تاثير يك زندگي كشاورزي كه نيازمند اسكان دائم و رابطه مستمر با زمين است با تاثير زندگي دامداري كه لازمه اش حركت وجستجوي مراتع تازه است، بر نوع مسكن نكته ايست كه بي ترديد مطرح است.
ج: ابزار و تكنولوژي
پيشرفت و پيچيدگي روز افزون زندگي بشري و پديد آمدن منابع و حرفه هاي ديگر خود عاملي مهم در شكل گيري معماري و مسكن بشمار مي آيد. به گونه اي كه فن آوري در معماري توانسته است شكل و سبكي خاص در معماري هر منطقه مردمان آن پديد آورد.
د: مصالح
آنچه كه در دسترس اقوام به عنوان مصالح قرار داشته، در فرم، ابعاد و همچنين سبك معماري آنها تاثيري بسزا داشته است و آنها مسكن هاي خود را با آنچه كه در دسترس بوده بنا مي كرده اند.
هـ : سنت سكونت
سنت تجسم يافته، اعتقادات و باورهاي انسان در فضاي ذهنيت اوست. در زمينه اين صفت ها بايد به اين پرسشها پرداخت كه دو نمونه معماري كه در دو ناحيه اقليمي مشابه ساخته شده اند چرا فرق دارند ويا آدم هايي كه نحوه معيشت يكسان دارند چرا در معماري خود ممكن است به اختلافات گوناگوني برسند.

تعاريف و مفاهيم مسكن
مقوله مسكن گسترده و پيچيده است و ابعاد متنوعي دارد و امروزه به عنوان مكاني فيزيكي و سر پناه، كه نياز اوليه و اساسي انسان مانند خواب، خوراك ، استراحت و حفاظت در برابر شرايط جوي را فراهم مي آورد و از لحاظ رواني نيز اطمينان خاطر دروني در شخص بوجود مي آورد. با عوض شدن شيوه زندگي مفهوم و مصداق «واحد مسكوني» و «اسكان» جاي «خانه» و «سكونت» را گرفته اند. در اينجا پنج تعريف از خانه ارائه شده است:
تعريف اول: خانه جايي است كه ساكنان آن احساس ناراحتي نكنند و اندرون خانه يا جايي كه زن و پچه زندگي مي كنند مي بايست تنوع زيادي داشته باشد تا خستگي احساس نشود. «استاد پيرنيا»
تعريف دوم: خانه پوششي است كه در تطابق برخي از شرايط رابطه صحيحي را بين محيط خارج و پديده هاي زيستي انسان برقرار مي سازد. در خانه بايد يك فرد و يا خانواده زندگي كنند، يعني اينكه بخواهد راه برود، دراز بكشد، ببيند و فكر كنند. (لوكوربوزيه)
تعريف سوم: خانه مركز جهان است براي ساكنانش و براي محله اش شاخص ترين بنا در تحكيم مكان. (صور)
تعريف چهارم: خانه در درجه اول يك نهاد است و نه يك سازه و اين نهاد براي مقاصد بسيار پيچيده اي بوجود آمده است. از آنجا كه احداث يك خانه پديده اي فرهنگي است، شكل و سازمان فضائي آن به شدت تحت تاثير فرهنگي است كه به آن بستگي دارد. حتي در آن زمان نيز كه خانه براي بشر اوليه بعنوان سرپناه مطرح بود، مفهوم عملكرد تنها در فايده صرف يا عملكرد محض خلاصه نمي شود. وجه سرپناهي خانه بعنوان وظيفه ضمني ، ضروري و انفعالي مطرح بود. و نكته مثبت مفهوم خانه ايجاد محيطي مطلوب براي زندگي خانواده به مثابه واحد اجتماعي بود ….
تعريف پنجم: از ميان فضاهاي پيراموني، خانه بلافصل ترين فضاي مرتبط آدمي است، بطور روزمره از او تاثير مي گيرد و بر او تاثير مي گذارد. اولين فضايي است كه آدمي احساس تعلق فضايي را در آن تجربه مي كند و مجموعه حواس پنج گانه سرتاسر آنرا طي مي كند و در مدت كوتاهي بدان خو مي گيرد. خانه تنها مكاني است كه اولين تجربه هاي بي واسطه با فضا، در انزوا و جمع در آن صورت مي گيرد و خلوت با خود، همسر و فرزندان يا دوست يا ديگران، همه و همه بي تعرض غير در آن ممكن مي گردد . بطور كلي مسكن يكي از نيازهاي اساسي و اوليه انسان را تشكيل مي دهد. مقوله مسكن گسترده و پيچيده است و ابعاد متنوعي دارد. از اينرو نمي توان تعريف جامع و واحدي از آن ارائه نمود. مسكن بعنوان يك مكان فيزيكي و بعنوان سر پناه نيازهاي اوليه و اساسي خانوار به حساب مي آيد. در اين سرپناه برخي از نيازهاي اوليه خانوار يا فرد تامين مي شود مانند: خواب ، خوراك، استراحت، حفاظت در برابر شرايط جوي و امنيت و خلاصه شرايط زيست درمقابل طبيعت.
واژه سكونت نيز مفهوم گسترده تري از مسكن دارد كه مجموعه اي از فعاليتهاي زيستي خانوار است كه فعاليتهاي فردي ـ جمعي را از يكسو و فعاليتهاي اجتماعي ـ اقتصادي از سوي ديگر در بر مي گيرد و سكونت گاه محلي است كه خدماتي نظير بهداشت، آموزش، فرهنگ و روابط اجتماعي و … براي خانواده فراهم مي آورد. دسترسي به مسكن و بالا بردن استانداردهاي زندگي بعنوان هدف هاي اجتماعي همواره در هر جامعه مطرح بوده است و در اصل 31 قانون اساسي آمده است: «دسترسي به مسكن مناسب حق هر خانواده ايراني است». در حال حاضر مسكن تنها يك سرپناه نيست بلكه «مجموعه اي است كه به منظور ارائه خدمات فشرده در يك مكان فيزيكي به وجود مي آيد». اين تعريف با توجه به گوناگوني شرايط محيط اجتماعي و اقتصادي خانواده تغيير مي كند. در بيان كاملتر نيازها و هدفهاي كلي مسكن به مفاهيم مشخص زير بر مي خوريم:
الف ) سر پناه: سرپناه مانند غذا يك نياز اساسي و زيستي است و اين حق اجتماعي هر فرد و هر خانواده است.
ب ) مسكن و خانواده: واحد مسكوني كانون و محور اصلي خانواده است كه بايد شامل فضاي كافي براي غذا خوردن، دور هم نشستن، خوابيدن ، فعاليتهايي از قبيل انجام تكاليف كودكان و فعاليتهاي اساسي ديگر باشد. مسكن بر بهره وري كار و ثبات و رشد و تكامل خانواده سهم بسزايي دارد. علاوه بر موارد فوق حتي بايد بگوئيم كه تصور انسان امروز از خود و خانواده و جهان و راي آن چيزي است كه در گذشته بوده و بديهي است كه خانه و مسكن به تبع آن ، دچار تغييرات خواهد شد.اين مفهوم و عوامل ياد شده را بايد از هدفهاي كلي اجتماعي سياستهاي مسكن بشمار آورد.
ج ) مفهوم اقتصادي: مسكن در ثبات اقتصادي و بهزيستي خانواده نقش اساسي دارد. اين عامل از جنبه هاي اجتماعي بسيار قوي برخوردار است، زيرا فقر و عدم تامين اقتصادي از وجوه عمده مسائل اجتماعي و بي ثباتي بشمار مي رود. فرصتهاي شغلي به دوري و نزديكي مسكن، به محل كار و هزينه هاي رفت و آمد از عوامل اساسي، اقتصادي تاثير گذار بر امر مسكن است و نيز مسكن به مثابه نوعي سرمايه گذاري دارد مفهوم مهم اقتصادي است.
د ) مشاركت: يكي از اثرهاي مسكن مشاركت خانواده در اجتماع بزرگتر است. ايجاد روابط همسايگي براي شهرنشينان، اثرهاي متقابل مهمي بجاي مي گذارد و رابطه اجتماعي همسايگي يكي از جنبه هاي پايدار زندگي شهر است.
هـ ) محيط مسكوني: نياز به احساس برخورداري از محيط مسكوني مناسب و قرار گرفتن در فضايي سكونتي كه به امكانات، تسهيلات، خدمات بهداشتي، مراكز آموزشي، مراكز خريد و فروش و اماكن فرهنگي دسترسي داشته باشد از اهميت خاصي برخوردار است.
به اين ترتيب در برخورد بامسكن، ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد. اين ديدگاه ها در واقع بازتاب شرايط اقتصادي و اجتماعي هر جامعه است كه با توجه به امكانات آن جامعه تمامي يا بخشي از يازهاي سكونتي را در دوره اي از تحول اجتماعي در بر ميگيرد. به همين علت برخورد با مسكن در زمان و مكان و شرايط گوناگون جامعه تفاوت پيدا مي كند. از اينرو بايد حدود هدفهاي تامين نيازهاي زيستي ـ سكونتي بخوبي روشن و مشخص شود.

خصوصيات كالبدي
مسكن حافظ كيان خانواده و روابط بين اعضاي آن است (ارتباط افقي) و محيط مسكوني روابط همسايگي و ارتباط بين خانواده ها را در بر مي گيرد (ارتباط عمودي). محيط مسكوني جايي است كه زمينه انطباق كودك را با اجتماع پيرامون وي فراهم مي سازد و او را براي ورود به جامعه آماده ميكند. از اين رو ماهيت و سازماندهي محيط مسكوني نبايد بر خلاف فطرت انساني باشد و بعلاوه اين محيط بايد تامين كننده نيازهاي مادي، بهداشتي، رواني و اجتماعي افراد باشد.
يك محيط مسكوني نا مناسب مي تواند درست مثل يك مسكن نا مناسب بر شرايط روحي ساكنان خود تاثير نا مطلوب بگذارد و باعث فقدان تمركز حواس و حافظه و انواع ناراحتيها و هيجان هاي عصبي گردد. چنانچه گفته شد محيط مسكوني بايد برآورنده نيازهاي مختلف انساني باشد. نيازهايي مانند نياز به محافظت، داشتن ثبات و استقلال، احساس پيوستگي با طبيعت، تمايل به ابراز وجود ، نياز به زيبايي و هماهنگي اشكال و رنگها، بهره مندي از مناظر و چشم اندازهاي دلپذير. نيازهايي واقعي هستند كه نمي توان به آنها بي توجه بود و محيط مسكوني بايد بتواند به اين نيازها پاسخي مناسب دهد.
بين حجم واحد مسكوني و حجم ساختمان كه آن را در بر مي گيرد بايد ارتباطي صحيح برقرار باشد. محيطي كه محصور بين ساختمانهاي غول آسا و خارج از ابعاد انساني است، از نظر كارشناسان سلامت رواني مناسب نيست. به نظر اين افراد بايد ضمن مخالفت با ايجاد چنين فضاهايي بر حفظ فضاهاي طبيعي براي گذران اوقات فراغت در داخل بافت شهري تاكيد كرد.
مهمترين مسئله ، يك محيط مسكوني، ايجاد زمينه مناسب براي انطباق طفل با اجتماع پيرامونش است، نيازهاي كودكان در سنين مختلف تغيير مي كند و محيط مسكوني بايد بتواندبه نيازهاي سنين مختلف پاسخگو باشد.
براي ايجاد شرايط مناسب زيست، محله هاي مسكوني در هيچ حالتي نبايد در مناطقي ايجاد شوند كه آلوده هستند، از نور كافي برخوردار نيستند، رطوبت در آنها زياد است و يا در معرض سر و صداي شديدي قرار دارند. اين امر بايد در تصميم گيريهاي مربوط به آمايش سرزمين در نظر گرفته شود چون تعيين مكانهاي استقرار محله هاي مسكوني بيشتر بعهده طرحهاي آمايشي است تا سازندگان مسكن.
محيط پيرامون مسكن بايد از امكانات چندي برخوردار باشد. اولين نكته وجود فضاي آزادي در مجاورت مسكن است كه مستقيما از آن قبل دسترسي است، اين فضا مي تواند روي زمين طبيعي يا به شكل ايوان يا بالكني باشد كه از نور آفتاب مناسب برخوردار مي شود، ولي در معرض جريانهاي هوا قرار ندارد.
نكته بعدي اينكه ، فضاهاي بازي بايد در جايي باشند كه بچه اي كوچك براي دسترسي به آنها ناچار به عبور از مسيرهاي گذر وسايل نقليه نشوند، در عين حال اين فضاها نمي بايد از مسير رفت و آمد طبيعي افراد پياده باشد. فضاهاي بازي بايد تحت كنترل مستقيم و طبيعي مربيان و اشخاص بزرگسال باشند. وجود چنين فضاهايي ايجادجرگه هاي كوچك بچه هاي همبازي را آسان مي سازد.
لازم است كه در داخل محله هاي مسكوني محلهاي عبور پياده جدا از عبور سواره باشد. پياده روي كه در معرض سر و صدا و خطرهاي آمد وشد سريع است، نمي تواند محل مطلوبي براي ملاقات و صحبت همسايگان باشد. بجاي پياده رو ميتوان مسيرهايي براي عبور پياده ايجاد كرد كه از بين فضاهاي سبز عبور كرده و مسير مطلوب و دلپذيري براي قدم زدن و ملاقات با اهل محل را بوجود آورد. البته چنين مسيري بايد به طور منطقي انتخاب شود.
لازم است كه در محل مكاني پيش بيني شود كه امكان گردهمايي افراد محله و برقراري روابط اجتماعي را بدهد. فضاي ساده چند منظوره اي براي اين امر ممكن است به خوبي عمل كرده و در فضاهاي باز نيز افراد مي توانند گردهم آيند. اين امكان مي تواند براي ميهمانيهاي بزرگ خانوادگي كه فضاي محدود داخل خانه امكان آن را بوجود نمي آورد و يا اينكه فضايي براي ديگر اجتماعات محله اي است، چنين فضايي بهتر است در جوار مركز تجاري كوچك محله باشد كه نيازهاي روزمره ساكنين را برآورده مي كند.
براي عبور و مرور ساده تر سواره، بايد فضاهاي توقفگاه و گاراژ اتومبيلها به تعداد كافي پيش بيني شود، اين فضاها بايد در دسترس آسان ساكنين محله و نزديك خانه هاي آنها قرار گيرد. لازم است كه توقفگاه در جايي قرار گيرد كه سر و صداي اتومبيلها ساكنين را ناراحت نكند.

اهميت اصل قلمرو در محيطهاي مسكوني
شكل دهي محيطهاي مسكوني و مجتمعهاي زيستي در گذشته، بر اساس اصول و قواعد بسيار محكمي صورت مي گرفت كه به رغم آن كه نه در جايي مكتوب بود و نه بطور رسمي به كسي آموخته مي شد، بر اساس نيازهاي انساني، رفتار فرهنگي و شرايط اجتماعي، اقتصادي و طبيعي جامعه به تدريج ريشه دوانيده بود. به طوري كه همه مردم، اعم از سازندگان و استفاده كنندگان بصورت دانش دروني آن را حس كرده و بكار مي بردند.
تجربيات متعدد بويژه تحقيقات اسكارنيومن نشان داده است كه عدم توجه به قلمرو در محيط انسان ساخت خاصه، مجتمعهاي زيستي، موجب بروز انواع مشكلات و ناهنجاريهاي اجتماعي، حتي بروز انواع جنايات در اين جوامع شده است. به همين دليل است كه همواره از تاثير بر امنيت جامعه به عنوان يكي از عملكردهاي مهم قلمرو نام برده مي شود.
قلمرو به معني كامل، بخش تعميم يافته اي از موجود زنده بشمار مي رود كه با علائم بصري، آوايي و بويايي مشخص مي شود، بشر ابعاد تعميم يافته مادي از مالكيت را به صورت نشانه هاي زميني، مرئي و نامرئي خلق كرده است.
اغلب تحليل گران، در بررسي رابطه انسان، فرهنگ و محيط بر جنبه هاي غير بيولوژيك رفتاري انسانها در قلمرو تاكيد مي كنند.
آلتمن 1984 ، تجزيه و تحليل رفتارهاي قلمرو را با تاكيد بر جنبه هاي اجتماعي و رواني آن بررسي مي كند و معتقد است كه: قلمرو پذيري ، سازمان دهنده مهم زندگي انسان در سطح اجتماعات و گروههاي بزرگ و كوچك و افراد است و بدون قلمرو زندگي بي نظم خواهد بود.
لانگ 1987، نيز بر اين باور است كه رفتارهاي ناشي از قلمرو داراي گرايشهاي فرهنگي هستند كه اين گرايشها به وسيله عوامل فيزيكي و نشانه هاي نمادين مشخص مي شوند.
به دليل اهميت چنين خصوصياتي از اصل قلمرو است كه گفته شده است: افراد نيز مانند ملتها بايد مرزها و محدوده هاي مناسب و حتي منطقه بي طرف مشخص بين خود داشته باشند. (هال، 1376)
چرمايف و الكساند 1371، در اين زمينه، گامي پيشتر نهاده و معتقدند كه هر فعاليت بايد در عرصه اي واجد مظاهر كالبدي مشخص انجام پذيرد. اين دو، سپس عرصه زندگي جمعي و خصوصي را در شش سطح تفكيك مي كنند.
توجه به تعاريف و مفاهيم انواع قلمرو نشان مي دهد كه فضاهاي خصوصي فردي مانند اتاق خواب، فضاهاي خصوصي خانواده همچون خانه و فضاهاي خصوصي خانه، در يك گروه قرار دارد و با روندي نسبتا دائمي كنترل مي شود، تا جايي كه ورود غير منتظره به اين قلمرو مي تواند به عكس العملهاي شديد دفاعي منجر شود. بالعكس، در قلمروهاي عمومي تر از قبيل : نمايشگاه ها ، پياده روها و ميادين، مدت زمان و ميزان كنترل بر قلمروهاي خصوصي و عمومي و حفظ حريمهاي اين دو از اهميت خاصي در طراحي شهري و بويژه طراحي مجتمعهاي مسكوني برخوردار مي باشد.
بدين ترتيب، اهميت اصل قلمرو در حوزه فعاليت طراحي شهري، حداقل در سه مورد بارز ميگردد:
1ـ درك ويژگي هاي فرهنگي جامعه و قلمروهاي ذهني
2ـ تشخيص مرزهاي واقعي قلمروها
3ـ نحوه تبديل قلمروهاي ذهني به كالبد و شكل و افزايش امكان كنترل افراد بر قلمروها
بنابراين، لازم است در طرحهاي شهري و مسكوني، از راه حلهاي مختلفي براي ايجاد قلمرو و تاكيد بر آن استفاده شود. بخشي از اين راه حلها، به سازماندهي محله اي شهر و برخي ، به اجزاي معماري و شهري از جمله استفاده از بن بست، اختلاف سطح و يا لنگه طاق ها، ايجاد پيچ در كوچه ، هشتي ها ، عقب نشيني خانه ها و غيره تاكيد كرده اند (توسلي 1369) همچنين، در روشهاي غربي نيز از راه حلهايي چون ايجاد آستانه ها و خيابانهاي جلويي فضاهاي مخصوص كاشت گياهان، عقب نشيني ورودي ها و غيره استفاده شده است (لانگ 1987 و الكوك، بنتلي و ديگران 1985).
امروزه در شرايط پديدار تمدن فرا صنعتي كه پيش بيني مي شود تماما بر اساس تفاوت در توليد، كار ، رفت و آمد، سكونت و بويژه نحوه ميزان كسب اطلاعات شكل گيرد. اهميت اصل قلمرو بارز تري مي گردد. بنابراين ، لازم است با استفاده از تجربيات بي نظير بكار گرفته شده در شهرهاي سنتي كشورمان و همچنين بهره گيري متناسب از تجربيات غرب، مجددا براي ايجاد انواع قملروها و تاكيد بر آنها در طرحهاي شهري به تدبير و جستجوي راه حل بپردازيم .

ويژگيهاي مسكن مطلوب
يكي از موضوعات مهجور در غالب برنامه ها و طرحهاي مرتبط با محيط مصنوع و از جمله مسكن مباحث كيفي و بالاخص تاثير ارزشهاي فرهنگي است. اين در حالي است كه امروزه توجه اصلي دست اندركاران تهيه مسكن غالبا بر مباحث و عوامل كمي و به ويژه عوامل اقتصادي متمركز است در حاليكه نمي توان مسكن را منفك و جداي از بقيه پديده ها و موضوعات مرتبط با زندگي انسان مورد بررسي قرار داد و از جمله مهمترين موضوعات قابل توجه، تحقق توام عوامل كيفي و عوامل كمي در رابطه با مسكن است.
با ظهور انقلاب و افزايش جمعيت شهرها كمبود و بحران كيفي و كمي مسكن در جوامع شهري آغاز شد، بنحوي كه موضوعات كيفي و كمي مسكن، سالهاي مديدي موضوع اصلي تحقيقات ، بررسي ها واظهار نظرهاي دست اندركاران فرهنگي و علوم مختلف از جمله معماري و شهرسازي ، علوم اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي بوده است.
علاوه بر افزايش تقاضا براي مسكن كه عمدتا ناشي از افزايش جمعيت است، عوامل ديگري نيز بر اين بحران دامن مي زنند از جمله: تقاضا براي ارتقاء كيفي مسكن، دگرگوني در شيوه هاي ساخت ابنيه ، قيمت بالاي زمين شهرها و استاندارد انديشيدن نسبت به ويژگيهاي كمي مسكن، رسوخ و گسترش الگوهاي زيست بيگانه، رواج مدگرايي و تهيج مصرف و به طور خلاصه تمركز بر جنبه هاي مادي حيات، همه اينها موجب مي گردند تا دست اندركاران مجبور با اتخاذ تصميماتي در جهت تامين مسكن براي درصد بالاي از جمعيت جامعه با عناوين و برنامه هاي خاصي مثل مسكن ارزان قيمت، مسكن حداقل، مسكن بهينه، مسكن كارگري و مسكن براي اقشار كم در آمد گردند.

 

و……………………………………………….

*************************************************************

 

 

فهرست مطالب:
عنوان صفحه

بخش اول
فصل اول : شناخت
مقدمه 1
اهميت مساله 2
طرح مساله 2
هدف مطالعه 4

فصل دوم: مباني عام طرح (مفاهيم اوليه پروژه)
پيشينه معماري و مسكن 5
تعاريف و مفاهيم مسكن 6
خصوصيات كالبدي 8
اهميت اصل قلمرو در محيط هاي مسكوني 10
ويژگي هاي مسكن مطلوب 11
ويژگي هاي سازمان فضايي خانه هاي تاريخي 12
ويژگي هاي فضاهاي مسكوني معاصر 14
عوامل موثر بر مطلوبيت فضاهاي خانه 16
تقسيم بندي فضاهاي خانه 17
محيط مسكوني 22
انواع مختلف پلان 23
ارزيابي انواع پلان 23

فصل سوم: مباني نظري خاص طرح (ايده پروژه)
حريم 31
وجود حريم درمعماري مسكوني ايران از بعد تاريخي 32
درونگرايي در معماري مسكوني ايران 33
حياط به عنوان حريم خانه 35
حريم و جانوران 37
دلائل الزام وجودي حريم 38
حريم و تجسس 38
حريم بصري 38
حريم شنيداري 39
حريم و امنيت 40
حريم و مالكيت 41
حريم و قلمرو 43
حريم و اقليم 44
حيا شكل بروز حريم در رفتار 45
حريم و عوامل اجتماعي تعيين كننده آن 45
حريم وارتقاء طبقاتي 47
آيا وجود حريم در همه جا لازم است؟ 47
سلسله مراتب حريم 48
حريم خصوصي 50
حريم خصوصي و رفتار انسانها 51
حريم خصوصي و طراحي محيط 51
حريم خصوصي و طراحي خانه 52
نمونه هايي از سابقه تاريخي مراتب حريم در كشورهاي مختلف 53
حريم به عنوان مفصلي بين فضاها 53
تاثير معماري بر رفتار انسانها نسبت به حريم ديگران 54
كنترل مشرفيت در واحدهاي مسكوني 55
نكاتي از حريم در طراحي 57

فصل چهارم : مطالعات تطبيقي (پروژه هاي نمونه)
مجتمع فيروزه 59
علت انتخاب 59
بررسي ويژگي هاي كالبدي _ فضايي مجموعه 59
موقعيت شهري و كاربري هاي بافت پيراموني و بلافصل 59
نظام دسترسي ها و الگوي حركتي سواره و پياده 60
بررسي نحوه همگني مجموعه با بافت اطراف و محيط 60
بررسي واحد هاي مسكوني و فضاهاي دروني آنها 61
ارتباط اجتماعي ساكنين 63
جمع بندي 63
بررسي پلان 64
مجتمع 512 دستگاه 66
مجتمع غدير 71
مجتمع شقايق 73
برنامه هاي مديريت زيست محيطي شهرداري منطقه 22 تهران
كميات فيزيكي صوت 78
استانداردهاي صدا 79
استانداردهاي مدون صدا 80
شبيه سازي تست جاده اي در مورد خودروهاي ساخت داخل و اندازه گيري 84
ارزيابي و پيش بيني آلودگي صوتي ناشي از اجراي طرح جامع 85
ساختمان شماره 1 85
ساختمان شماره 2 87
نتيجه گيري 88
پيشنهادات 89
بررسي راهكارهاي كاهش و كنترل آلودگي هوا 89

بخش دوم
فصل اول : مطالعات زمينه (ضوابط و شرايط پروژه)
مشهد از ديدگاه عام 94
نگاهي به مشهد از بعد تاريخي 94
نگاهي به مشهد از بعد كالبدي 95
نگاهي به مشهد از بعد بافت شهري 95
نگاهي به مشهد از بعد عملكردي 96
نگاهي به مشهد از بعد بصري 97
توسعه كالبدي شهر مشهد 97
مطالعات جغرافيايي شهر مشهد 98
مطالعات اقليمي شهر مشهد 98
طراحي اقليمي در مشهد 101
موقعيت فضاهاي سبز 101
نكاتي منطبق به گرايش حريم در طراحي مجتمع 102
نكات اقليمي خاص مجتمع مسكوني 102
بررسي تكنيك ساخت مسكن 103
ضوابط طراحي مجتمع مسكوني 104

فصل دوم: آناليز سايت و تعيين قابليت اراضي
1_ بررسي هاي كالبدي فضايي
ابعاد زمين 110
بررسي سايت نسبت به مجتمع هاي مسكوني اطراف 111
بررسي سايت از نظر تراكم 112
ديد و منظر(خارج به داخل) 113
ديد منظر (داخل به خارج) 114
عناصر شاخص شهر مشهد نسبت به سايت 115
موقعيت سايت و خيابانهاي اطراف 116
بررسي سايت نسبت به كاربريهاي اطراف 117
سايت از نظر آلودگي صوتي 118
سايت از نظر اثر باد 119
سايت از نظر تابش آفتاب 120
عامل هاي شاخص شهري كوين لينچ 121

2_ جانمايي عناصر اصلي پروژه با توجه به زمينه
محدوده امكان قرارگيري بخش مسكوني 124
محدوده امكان قرارگيري كاربري تجاري 125
محدوده امكان قرارگيري كاربري ورزشي، فرهنگي 127
محدوده امكان قرارگيري پاركينگ 128

منابع 145

 

رساله های دیگر با همین موضوع:

 

 

 

 

تصاویر فایل:

دانلود رساله مجتمع مسکونی ارشد,رساله معماری مجتمع مسکونی ارشدمطالعات مجتمع مسکونی برای ارشد,رساله مجتمع مسکونی برای ارشد

 

خرید رساله:

در پایان خرید ، لینک دانلود فایل نمایش داده می شود و به ایمیل شما ارسال خواهد شد. آموزش خرید و دانلود فایل
  • فرمت رساله: word
  • حجم فایل ها: 13 مگابایت

 

  • برای مشاهده لیست رساله و مطالعات های معماری اینجا را کلیک نمائید.
  • سفارش انجام رساله و طرح پذیرفته می شود.
  • شماره پشتیبانی و سفارشات معماری : 09037758555 – 10 صبح تا 4 عصر
  • ایمیل های پشتیبانی : parsacad.com@gmail.com – info@parsacad.com
  • رساله معماری با رساله معماری هم تبادل می شود و نیاز به خرید نیست.